Saturday, December 30, 2017

واسه امروز باز پاشدیم بدون جیمی رفتیم سمت سوپر مارکت اینجا کمی که خرید کردیم چون واسه شب سال نو و بعدش باید کمی خرید میکردیم ..هوا هنوز گهه.... ازسوپر که میخواستیم بیایم بیرون دیدم دم میزی که پسره برای حساب کتاب کردن هست کلی روزنامه ریخته بود خواستم بردارم گفتم اینا مجانیه گفت نه .. خلاصه گذاشتم سرجاش .. گفت اون سمت واسه ویکند ها روزنامه مجانی اینجا هست که برداشتم کمی در مورد روزها و برنامه های جزیره بخونم .. ببینم چی میشه .. عکس هم گرفتم ازش میزارم اینجا..برگشتنی من با ماما واتس اپ کردم بعد هم با ناهید ..ماما تنها بود کمی با هم حرف زدیم بعدبا ناهید حرف زدم..میگفت ایران هم که شلوغ شده و اگه اینطورپیش بره نمیشه رفت ایران ..خدا خدا میکنم اون چندر غاز من تو ایران بیشتر از این به گا نره..بگذریم بعد  ناهید عکس موهای تازه اش که بالیآژ کرده بود برام فرستاد چون خواسته بودم..به کمک پارتنرم آب ماهی هامون رو عوض کردیم آخه اونها رو هم با خودمون آوردیم ...بعد رفت بطری های آب رو پر کرد و توالت رو خالی کرد چون گفتم بوی گند میده چرا این...چون دیشب هم رفته بود استفراغ حسابی کرده بود ..درک بسکه مشروب میخوره...جونش در بیاد..بگذریم...من این روزها دارم تو یوتیوب درمورد دکتر نهضت فرهودی در مورد کلاس های افراد سمی و رابطه با اونها رو گوش میدم که خیلی جالبه حرف هاش..باید خط قرمزهام رو با افراد سمی زندگی ام مشخص کنم ..با کسانی که نمیخوام ازشون برای همیشه جدا بشم....بعد خرید هم یکی دو بار باز پارتنرم جیمی رو برد بیرون بعد دیگه من کمی رفتم دراز شدم که باز این غر زد بهش گفتم اینقدر غرنزن و به من نگو چیکار کنم و چیکار نکنم بسه...دق میکنه وقتی باهاش اینطور حرف میزنم .. بعد دیگه کمی دراز شدم..می دونستم باید امروز بلاگ بنویسم..شام رو که همبرگر و پاتات درست کردم قبلش هم سالاد شیرازی درست کرده بودم ژوو هم درست کردم بعد دیگه شام خوردیم و اون جیمی رو برد بیرون منم کمی با میلاد که مشغول خرید وسایل خونه اش و مبل و ایناست چون خونه به اسمشون در اومده بودو واسه چهارم ژانویه کلید میگیرن باید اینها رو بخرن ..کمی با اون چت کردم بعد دیگه نشستم به نوشتن و پارتنرم هم بلیت لاتاری هم آنلاین خرید..شاید برنده شد و اون موقع ببینیم چی پیش میاد..من هنوز حقوق اون دو سه روزم رو نریختن..چون دیروز حسابم رو چک کردم آنلاین ..بعدش هم  رفت دراز شد...خدا کنه فردا جایی بریم هوا خیلی گهه..ببینیم چی میشه دیگه...برم به لود کردن چند تا عکس اینجا..فعلا
Anyone wants to swim her now ??!!!!...


who likes to try Nieuwejaarsduiken ?? ..It means you get naked in shit cold weather of here and swim for a while ... Mmmmm..I might to try it ...



De Vrurtoren...naar Cocksdorp in Texel Island

So love to go here soon...we can climb out abov it also... yes..bring it on baby .. I am ready...


Just came back from supermarket shopping..Chilling out now... Still hard wind are everywhere but not much raining now...



 After long walk Jimmy is so lazy..out is cold and windy and he was wet...so better relax now honey...


















Friday, December 29, 2017

واسه امروز من از دیشب ساعت گذاشتم که صبح زود پاشم و بعد بریم بیرون ..هفت بیداربودم اما این گه هی لفت میداد..بعد کافی گفت میرم حمام کنم..منم پاشدم رفتم حمام باهاش سر سنگینم و زیاد محلش نمیزارم..حمام چسبید حسابی  شورتم رو هم شستم و عوض کردم ..حمام گرمی بود و خیلی بهم چسبید .. دیگه برگشتم سریع سمت کمپریی سه چیزی خوردیم بعد راه افتادیم با دوچرخه سمت  



Koog

هوا خیلی سرد بود اما حسابی خودمو پوشونده بودیم دوچرخه ام هم باز هی اذیت میکرد ..دیگه رسیدیم سمت شهرش..دوچرخه ها رو گذاشتیم یه جا که باطری هاش شارژ بشه بعد راه افتادیم سمت مرکزخریدش...کلی گشتیم هوا هم که بارونی بود..قیمت ها که خیلی بالا و گرون..زیاد چیزی نخریدم اما حسابی گشتیم و عکس انداختم از اطراف..بعد نشستیم یه جایی من اول شکلات درینک گرفتم با کرم روش .. بعد هم گلوو واین خوردم اینم آبجو هم جاش باحال بود اینترنت هم داشت موزیکش هم خوب بود..گلو واین کمپرم تموم شده بود و دیروز هم تو این سوپر مارکته از همون نوع گشتم پیدا نکردم مدل های دیگه داشت که نگرفتم..اونی که جنیفر گرفته بود برام خیلی خوشمزه و خوش طعم بود..منم ازش عکس انداخته بودم که اگه جایی از اون مدل و نوع دیدم بخرم ...بگذریم دو تا گلو واین خوردم که حالا عکسش رو میگذارم اینجا بعد هوا گه تر شده بود که پارتنرم به این پسره که تو بار کار میکرد و برامون نوشیدنی میاورد گفت تاکسی زنگ بزنه واسه مون..اون گفت لیمو زین هم هست..گفتم چه خوب..اما پارتنرم گفت دوچرخه هامون رو هم باید ببریم نمیشه با لیموزین اینکار رو بکنیم ..خلاصه تاکسی گرفتیم بعد سر راه دوچرخه هامون رو هم که حسابی باطری شون پر شده بود برداشتیم گذاشتیم تو تاکسی برگشتیم سمت کمپر سی و سه یورو هم دادیم بابتش ..بهمون امروز حسابی خوش گذشت ..دیگه من اومدم کمی دراز شدم اینم که همه اش داشت آبجوش رو میخورد..دیگه شام نخوردیم بعد دراز شد رو تخت منم چیپس و پینداش رو هم برد و دراز شد به تماشای تلویزیون اون جا..منم کمی نون ساندویچ هام و چیز خوردم...بعد هم نشستم تمام مدت عکس ها رو از مبایل و دوربینم آپلود کردم تو بلاگ..خوب شد اون یکی لپ تاپ پارتنرم رو هم با خودم آوردم چون خیلی وقت ها کار کردن با این لپ تاپ راحت نیست و اذیتم میکنه    






In the centre of the city of Koog...




yum..time to chill out....So cold and windy outside...but really warm is inside...










The City of Koog..








من از همون دیشب تصمیم گرفته بودم کمپر رو تمیز کنم که این دوباره تخمی نشه سر این قضیه ..دیگه تا طرفهای یازده صبح خوابیدم بعد پاشدم دستشویی ک...