Sunday, July 02, 2017

واسه شنبه ای که گذشت پارتنرم باز افتاد به جون این باغچه و این چوب ها رو برداشت نرده های کوچکتر و سفیدی دور حوض ماهی ها کشید بعد همه رو مرتب کرد خوبی اش اینه که همه کارها رو با حوصله انجام میده و تمیز کار میکنه .. واسه همین طول میکشه .. به گلدون هام هم که جمعه ای بخصوص به ارکیده هام رسیده بودم واسه شنبه ای هم همونطور که پارتنرم بیرون داشت اونجا رو مرتب میکرد من اکواریوم رو بهش حسابی رسیدم و آبش رو عوض کردم..مدتی هم گذشته بود ازش و لازم داشت ...دیگه من اطاق خوابش رو تمام لحاف و بالش و رو تختی رو بیرون تکون دادم از پنجره بعد جارو برقی کشیدم اطاق رو بعد لباس هام رو مرتب کردم کمی به اون اطاق پشتی رسیدم بعد با جاروبرقی حمام و توالت ها اطاق خواب های بالا رو با پله ها تا پایین همه رو جاروبرقی کشیدم تمیز شد بعد کمی تخم مرغ سرخ کردم چهار تا برای اون دو تا هم برای خودم البته این شعله بزرگ گاز برقی مون خوب کار نمیکنه واسه همین این از این شعله برقی ها ی جدا برام آورد که روی همون پختم تخم مرغ ها رو حاضر که شد با هم خوردیم اون رفت به کارش تو باغچه و اینا و من هم رون های مرغ رو سرخ کردم بعد پختم برنج هم توش همون سیر خورد هایی که از اسپانیا با ماما گرفته بودیم گذاشتم چه  خوب شده بود همون رو واسه شام خوردیم با هم اینم که قبلش شراب خورده بود...دیگه بگذریم واسه شب من نشستم به بلاگ نوشتن و عکس ها رو لود کردم عکس های دوربینم رو که از خونه ماما اینا گرفته بودم لود کردم توی بلاگم بعد دیگه باطریش رو شارژکردم خلاصه باید همه چی روآماده کردم که برای دوشنبه میرم خونه ماما بعد از اینکه صبح کارم با سی می له تر تموم شد..باید کارت اتوبوسم رو هم پول توش بریزم چون پنج و خورده ای یورو بیشتر توش ندارم بعد هم باید یه تریت منت برای سه شنبه برای موهام بخرم...با وجود اینکه دوشنبه کلاس ندارم اما میرم خونه ماما اونجا میلاد و جنیفر هم این هفته اون سمت خونه ماما اینا اند جنیفر جمعه ای گفت که کمی با هم کار میکنیم تئوری رانندگی رو..بعد دنبال کارهای اداری من هم هست که اگه بشه کار پیدا کنم یا دولت بتونه کمی برای حقوق من کاری بتونه بکنه..دستش درد نکنه..دیگه اینکه سه شنبه کلاس دارم آخرین روز کلاسم برای سه شنبه هست..راستی دوشنبه ای که گذشت نرسیده امتحان گرفت ازمون فصل سوم رو زیاد نخونده بودم اما کمی تقلب کردم و نصف نمره رو بالاخره گرفتم..سر تئوری اصلا زبان نمیخونم این روزها..همون شنبه ای با پارتنرم واسه بیست و هشتم اگوست باز بوک کردم امتحان بدم..دهن سرویس ها کی میخوام راحت بشم از دست این کثافت ها..خدایا...دیگه اینکه واسه امروز یعنی یکشنبه ای من چون دیشب باز فکری شده بودم و نمیتونستم بخوابم لپ تاپ رو بردم بالا شروع کردم به گوش کردن برنامه های دکتر هلاکوئی..طرف های سه صبح خوابم برد صبح پاشدم  طرفهای یازده بیدار شدم دیدم پارتنرم قشنگ حمام کرده به خودش رسیده پشم مشم های پایین رو میگفت بالاخره زده..دیگه همین کمی نشستیم دیدیم هوا زیاد خوب نیست هی خیس بود دیگه زیاد به باغچه نرسیدم حتی نتونستم این یکی دوروز برم با دوچرخه سر خاک پدرم..بعد اون هم کمی نشست با من حرف زدن در مورد اینکه دوباره ده یا پونزده ساعتی برای رانندگی باید بخرم..بعد راجع به اون با هم صحبت کردیم بعد پاشد رفت برای کمپر و اینا..نمیتونه بشینه بی کار بخصوص قبل از مسافرت باید همه کارها رو بتونیم بکنیم...من هم نشستم این کانال های ایرانی رو میبینم به شستن لباس ها رسیدم بعد انداختمشون تو خشک کن..دیروز هم یه بار کامل لباس ها رو شستم تو ماشین بعد انداختم خشک کن و خوب بعد که تموم شد با ماشین لباس شویی کمی سرکه ریختم توش تا لوله هاش تمیز بشه و روشنش کردم بعد امروز همون لبااس های دیروزی رو برداشتم از خشک کن و تا کردم گذاشتم سر جاشون به خونه رسیدم دیروز ظرف ها رو شستم یعنی انداختم تو ماشین ظرف شویی مون...خلاصه زندگی ادامه داره..امروز کار خاصی نمیکنم بجز چک کردن ای میل هام..بلاگ نوشتن و این چیزها..الان هم نون و مربا خوردم پارتنرم هنوز چیزی نخورده..شب هم کمی از اون برنج که از دیشب مونده بود با خورشتش میدونم پارتنرم نمیخوره من میخورمشون البته زیاد نیست اما باز خوبه...خوب من برم..هفته جدیدی از فردا شروع میشه...و زندگی ادامه داره..ما هم میریم که داشته باشیم 

No comments: