Monday, July 31, 2017

دوچرخه سوارى در فرانسه.... جونمى

Sunday, July 30, 2017

Saturday, July 29, 2017

at Nuncq-Hautecôte now...

جمعه ای یعنی دیروز طرف های ده صبح پاشدیم بعد کافی رفتیم که راه بیفتیم سمت فرانسه طرف های یک بعد از ظهر به بعد فرانسه بودیم البته ما تنوعی می اومدیم چون راه ها زیاد خوب نیست و ما هم عجله ای نداریم..دیگه کلی یه جایی رو قبلا اسمش رو دیده بودیم رفتیم اون سمت و گشتیم اما ازش خوشمون نیومد یه پارک خیلی قشنگ و بزرگ هم بود اما چون از این خونه های کمپینگی هم زیاد داشت یه قسمت های دیگه اش دیگه کلی بچه مدرسه ای هم بود دیگه شلوغ پلوغ میشد خلاصه که به دلمون زیاد ننشست دوباره گشتیم یه جای دیگه رو که بعد از کلی رانندگی و دیدن دهات های اطراف اومدیم سمت این جا 


Nuncq-Hautecôte

خوب ما از اولش میخواستیم بیشتر سمت شهرهای ساحلی اش باشیم اما چون باد زیاد میزد و آفتاب زیاد نیست امثال هم تابستون ما مثل پارسال دیر شروع میشه ..با ماما اینا هم که صحبت کردم اونها هم میگفت هلند هم هواش همین گه هست حتی آلمان هم همینطوره البته از چهارشنبه آینده بهتر خواهد شد...دیگه ماما اینا هم باربی کیو داشتن و سه تا از فرزند های علی با میلاد و جنیفر و ناهید و شهریار و ساناز و ماما خلاصه همه جمعشون جمع بود خونه ماما باربی کیو داشتن که نیما پسر کوچیکه علی برام یکی دو تا ویدیو با تلفنش واتس اپ کرد...دیگه اینکه اومدیم این سمت شبی ده یورو برای موندن برق هم مجانی آب هم دوش نداره اما توالت رو میشه خالی کرد خلاصه ارزون بود رسیدیم اینجا و دیگه پولش رو هم دادیم مرده فرانسویه خیلی دوستانه بود با همه...اینجا هلندی و بلژیکی و آلمانی هم هست حتی انگلیسی هم هست اما نمیخوام زیاد باهاشون گرم بگیرم هی میخوان سوال جواب کنند ازم ازکجا اومدی بعد که میگم ازسیدنی میگن لهجه ات اصلا استرالیایی نیست و از این حرف ها ..حوصله ندارم..بال های مرغ رو سرخ کردم و با سیب زمینی سرخ شده قل قلی ها خوردیم با سبزی جات..بعد هم خوابیدیم .اینجا وای فای خوبی داره...جاش بامزه ست و قشنگه.. حالا عکس هم میزارم دیشب تمام مدت کلی عکس لود کردم اینجا دخلم اومد دیگه وقت نمیشد بنویسم خسته شده بودم حسابی..صبح که پاشدیم پارتنرم گفت اینجا تعطیلات فرانسوی هااز همین امروز شروع میشه واسه همین خیلی ترافیکه امروزهم بمونیم می ترسم برای امشب اگه از اینجا بریم دیگه جایی گیرمون نیاد من هم قبول کردم بعد کافی من تخم مرغ محلی خریدم از این مرده صاحب اینجا ده تا تخم مرغ تازه شد دو و نیم یورو..خودم هم قبلش نون چایی شیرین با خامه و عسلم رو خورده بودم که تخم مرغ ها رو هم دو تا من خوردم سه تا اون..دیگه یادم رفت بگم تو بلژیک چون صاحب اون جای کمپر ازمون پرسیده بود که نون تازه میخواید گفتیم چرا که نه..روز بعدش آورد واسه مون..شبش هم بستنی گرفتیم از این ماشینه که بستنی میفروشن همون جا تو بلژیک..خیلی چسبید.....راستی دندون های جیمی رو هم با مسواک مخصوص و خمیر دندون مخصوص که پارتنرم براش خریده مسواک زد اما هی گاز میگرفت....هه هه هه ..... تخم مرغ ها رو که خوردیم پارتنرم آب واسه کمپر رو ردیف کرد یه حموم تو همون کمپر گرفت بعد من رفتم ...پنجره ها و همه اطراف کمپر رو بازکردیم که بخار آب داغ بره بیرون و همه جاش خشک بشه من قبلش کف حموم و دستشویی رو هم با حوله ها حسابی تمیز کردم ....دیگه حوله ها رو بیرون تو جای بند پهن کردم که اگه نشستمشون حداقل خشک بشه بو نگیره..  دیگه با هم کمی رفتیم این اطرا ف رو نگاه کردیم...بعد برگشتیم بیرون باربی کیو گذاشتیم و شام رو خوردیم من بادمجون هم سرخ کردم با سیب زمینی قل قلی ها و پیاز و سیر سرخ کرده و قارچ با گوشت ها رو هم پارتنرم باربی کیو کرد دیگه ظرف ها رو شستم اینم رفت با سگش بیرون وقتی اومد من نشستم به دیدن قسمت های آخر سریال عاشقانه که شنیدم فصل اولش تموم شده یه نقد هم در مورد اون نوشتم گذاشتم تو فه ی س بوکم .. کاشکی بشه بیشتر بتونم به اینستا م عکس بفرستم..دیگه نشستم به دیدن هات برد و بعد هم نوشتن اینا..با ماما هم واتس اپ کردم بهم آی مو کرده بود من با پارتنرم بیرون بودم تلفن ها م رو نبرده بودم میس کردم..بعد به علی واتس اپ کردم حمام بود با نیما کمی حرف زدم..دیگه همین حالا فردا ممکنه از اینجا بریم..ببینیم خدا چی می خواد ..اینجا که خیلی شلوغ شده و ملت هم حتی خود فرانسوی ها هم با کمپر هاشون ریختن بیرون 

Friday, July 28, 2017

My man enjoying his dinner... lol ...


Finally find à good Camper place ...Stay here for tonight....


Finally find à good Camper place ...Stay here for tonight....







Xox....


On the way....


In France now...جونمى









In France now...جونمى

In France now...جونمى





Getting ready 2 go to France....








Getting ready 2 go to France....



Thursday, July 27, 2017













Nima and Rosa..


The Icecream man came to near our Camper place...we both bought these... yum..my man couldn't finish all of his... I finished them all.... lol ...





Jimmy in camper....





bbq inside camper...





My grad pa and grand ma from my mother side...




  • سفر تابستونی پنج هفته بسوی فرانسه.... امشب اینجا تو بلژیک می مونم... جایی که هستم حدود های این قسمت به نام
  •  

    Diksmuide 

  • هست..... تنها یک ساعت با فرانسه فاصله داره.... فردا فرانسه ام کشوری که قبل و بعد دیدنش عاشقش بودم و هستم... جونمی