Saturday, June 03, 2017

جمعه ای شب و نصفه شبی بسکه خرخر کرد من پاشدم بالش رو برداشتم اومدم تو این یکی اطاق خوابیدم خدا رو شکر خوبه به اندازه دو نفرمون جا هست و کلی اطاق داره که بشه توش خوابید.. صبح شنبه ای پاشدم بعد کافی دیگه یواش یواش جمع کردیم وسایل رو  باطری جدیده  کمپر رو هم گذاشتیم  با کمک هم دیگه داخل کمپر من تمیز نکرده بودم داخلش رو چون این سیم ایناش واسه باطری جدیده همینطوری روی هوا بود و پارتنرم میگفت دست نزن بهش من میخوام بعدا وصلشون کنم بعد که داشت وصلشون میکرد همون همزمان جاروبرقی رو هم بردم تمیز کردم اطراف و داخل کمپر رو و بعد هم که جمع و جور میکردیم وسایل رو باز من همزمان افتادم به جون داخل خونه   بعد دیگه باید خرید هم میکردیم اولش گفتیم بریم سمت آلتن خرید کنیم از یومبو..من خرید کردن از اون سمت رو دوست دارم اما چون مسیرمون جای دیگه بود دیگه رفتیم سمت کوپ داخل دودخم خرید کردیم بعد هم واسه خوردنمون گوشت قلنبه ای که بهش خاهاک بالچه میگن گرفت برای هر دو مون خوردیم و راه افتادیم سمت  خیت هورن...قبل از اینکه راه بیفتیم سمت خیت هورن اولش باید یه بار بی کیو میخریدیم..که خریدیم بعد هم یه روغن مخصوص برای ژنراتور کمپر..ناهید هم کار میکرد که بهم زنگ زد و کمی با هم حرف زدیم ... دیگه خرید پارتنرم که تموم شد دیگه راه افتادیم ..اینجا که رسیدیم اون جای قبلی مون یعنی یاخت هاوون پر پر بود دیگه نشد بریم اون سمت اما جای دیگه پیدا کردیم وگرفتیم..اطراف ما پر ملته که سگهای گنده شون بازه و این به  مذاق پارتنرمن زیاد خوش نیست بخصوص که یکی دوبار سگه به جیمی هم حمله کرد حالا میخواست بازی کنی یا چی..خدا میدونه..دیگه بعد کلی گردوندن جیمی ... سگ رو گذاشتیم داخل کمپر و با دوچرخه هامون زدیم سمت سنتروم خیت هورن که مثل شهر ارواح ساکت و بی روح بود..هیچ کسی نبود...فک کنم اطراف کرمیسی چیزی هست که اینور خلوته..کمی گشتیم و برگشتیم سمت کمپر..من واسه شامم یه بطری یه لیتری آب پرتغال از کوپ خریده بودم پارتنرم هم کمی ساندویج خورد داخل کمپر رفت خوابید من هم چون اینجا اینترنت خوبه و مجانی نشستم با لپ تاپم به فیلم تماشا کردن..فیلم پنجاه کیلو آلبالو رو که لینکش رو از فه ی س بوک پیدا کرده بودم .. فردا هوا خوب باشه قایق رو ردیف میکنیم..جونمی

No comments: