Friday, April 07, 2017

امروز خیلی خوب خوابیدم اما بعد که پاشدم  دیدم پارتنرم یه نوشته گذاشته که این تخم مرغ پخته ها رو اگه خواستی بخور ... بعد خوردمشون و دیگه بعد کافی ام افتادم به جون خونه..حسابی تمیزش کردم پایین رو بعد هم رفتم توالت ها رو و بعد هم به پله ها و اطاق بالاها رو تمیز کردم پارتنم تکس داد تخم مرع ها خوب بود گفتم : آره ..الان دارم خونه رو تمیز میکنم بعد یه عکس فرستاد که یعنی ببین کار منو...میدونم کارش سخته...گفتم میدونم ...خلاصه بعد هم به گلدون های بیرون آب دادم بعد چون نمیخواستم دستام سبز بشه دستکش نویی دستم کردم سبزی های و تره فرنگی ها رو خرد کردم و میکس کردمشون با هم بعد گذاشتمشون تو فریزر برای کوکو سبزی آینده...گوشت و بادمجون های سرخ شده ام رو هم از فریزر بیرون آوردم گوشت رو بار گذاشتم واسه قیمه بادمجون فردا شب که از الان آٰروم آروم بپزه ..بعد  به ماما زنگ زدم به مبایلش و دیدم رفته بیرون و داره میگرده کمی حرف زدیم ..امروز جنیفر هم رفته بود سر کار..خوشحالم برای میلاد و جنیفر الان جفتشون دارن کار میکنن و این خیلی خوبه...بگذریم  بعد هم پاشدم آرایش کردم اون شورته رو که پشت هاش باسنم رو برحسته میکنه پوشیدم روش هم جوراب شلواری توری مشکی رو کشیدم بالا و شلوار لی ام رو که زانوهاش پاره ست پوشیدم الان اینطوری مد شده.. خلاصه پارتنرم که اومد حاضر شدیم گاز رو هم خاموش کردم و بعد کافی که پارتنرم خورد با هم رفتیم کوپ خرید کردیم  تو ماشین گوه بهم میگه چرا خمیازه میکشی ایریتنت میشم...کثافت خوشم نیومد ازاین حرفش محلش هم دیگه نگذاشتم...من  واسه خودم یه بسته نواربهداشتی برداشتم با یه دونه از این رول های زیر بغلی و دو تا دستکش زرد ظرفشویی...با چند تا موز  خرید هامون رو که کردیم آوردیم خونه و جابجا کردیم بعد من ساندویج هاش رو خوردم اون هم دو تا دو تا تخم مرغی که از همون صبح برای ناهارش پخته بود و نخورده بود اونها رو خورد غذای جیمی رو هم دادیم بعد رفتیم آرایشگاه چون جمعه پیش وقت گرفته بودم که اول گفتم موهای اینو بزنن بعد نگاه کردم دیدم کارش بد نیست و وقت میزاره روی کارش بعد مال من رو شروع کرد ساناز رو هم شناخت اسمش آنوک بود و تو همون منطقه خواهر زاده من سی رن برخ زندگی میکنه...خلاصه کارش رو خوشم اومد برای موهای من هم وقت گذاشت دیگه یه تریت منت هم کرد و سی و نه یورو برای هر دو مون گرفت البته موهام رو صاف نکرد همون فر گذاشت بمونه ژل مخصوص زد که موهام وز نکنه خلاصه کارتی هم بهم داد که ساعتهای کاریش رو گفتم بنویسه که هر وقت بوک کردم این باشه واسه موهامون..دیگه از همون نزدیک سالن که برگشتیم بوی دونر کباب مغازه ترکه اونجا دونر کباب خریدم پرسیدم ازش تو نمیخوای گفت نه...اومدیم خونه و اونو خوردم...گازم رو که گوشت هام روش بودن برای پختن...باز روشن کردم بپزم دوباره ....پیژامه پوشیدم و الان هم نشستم پای لپ تاپ و اینورجیمی هم پیش منه و پارتنرم مثل هر جمعه شب نشسته تو آشپزخونه و داره آبجو میخورده و بلند بلند مثل دیوونه ها با خودش حرف میزنه..به ساناز واتس اپ زنگ زدم اما ....جواب نداد میخواستم در مورد این دختره آنوک که موهام رو مرتب زده بود باهاش حرف بزنم..دیگه خودم هم نمیدونم تا کی با این پارتنرم میتونم کشمکش داشته باشم ..خسته شدم از دست این دیوونه..پرده ها رو کشیده بودم اومد الان یه قسمتش رو باز باز کرد...همه اش میخواد به من بگه که یعنی کی رئیسه تو این خونه..کسکش دیوونه  

No comments: