Sunday, March 19, 2017

Lingen in Germany For Weekend...

خوب ما قرار شد برای این ویکند بزنیم بریم لینگن آلمان...قبلش به ماما که گفته بودم گفت اگه رفتید سمت شهرش گل و سنبل دیدی بگیر برام..ما با هم که با ناهید و ماما سه شنبه ای مارکت بودیم هرچی گشتیم و حتی سوپر مارکت ها رو دیدیم سنبل باز گرونه .. گندش بزنن هلند رو که همه چی گرونه اما خوب اونور ارزونتره..اونجا رفتیم چون تو این هوای گه و بارونی و سرد آلمان و هلند همه اش یکیه و فرقی نداره که کجا بریم بعدش هم اونجا که رفتیم چون تو سایت دیدیم که اونجا واسه ویکند مارکت داره فک کردم اگه هوا خشک بود و بارون زیاد نمی اومد میریم با دوچرخه ها سمت شهرش و مارکت رو هم میگردیم..خیلی این روزها خسته ام..تمام بند بند تنم درد میکنه از کارهای تمیز کردن خونه و کمپر و تمیز کردن داخل ماشین و کندن باغچه ها..پدرم در اومده اما از اون حالت دپرسی در اومدم و بالاخره با اصرار ماما و ناهید که دیگه داره دیر میشه و سبزه هات رو بزار گندم خیس دادم ناهید هم اون پنج شنبه هفته پیش که با اون و شهریار با هم رفتیم دندون پزشک ایرانیه تو خونه شون قبلش که رفته بودم کمی بهم عدس داد که سبز کنم چون نداشتم..دیگه شنبه ای پاشدیم همه چی رو جمع و جور کردیم و تو همین هوای گه راه افتادیم....اولش خرید داشتیم رفتیم سمت آلتن سمت یومبو و الدی رو حسابی گشتیم و خرید کردیم بعد راه من کارت بانگی ام رو برداشتم رفتم سمت اون یومبو که ماهی میفروشن خریدم و چهار تا هارینگ با پیاز که یکی هم اضافه بهم داد با ماهی های پخته دیگه..سیزده چهارده تا تموم شد برام..خراب شده...بعد دیگه راه افتادیم سمت لینگن آلمان....اونجا که رسیدیم دیدیم طبق معمول شلوغه و پر از کمپر های آلمانی پارتنرم میگفت کنسرت یا برنامه ای این اطراف هست که خیلی ملت ریختن این سمت..اگه هوا خوب نبود میرم شنا..چون استخر بزرگی کنار جای کمپرمون هست که تمام ویکند یا طول هفته ملت میان و شنا میکنن و میرن و پر از بچه هم هست...دیگه فهمیدیم که ریموت کنترل سه ته لایت رو یادش رفته بود بیاره که با دست هی کانال ها رو عوض میکرد درس نخوندم و کلی کارهای تيوری رانندگی هم دارم اما الان اصلا حالش نیست دم دمای عیده و نمیخوام بهشون فک کنم..دیگه شب رو دراز شدیم و خوابیدیم اما من اصلا خوب نخوابیدم تا بدنم ساکت میشه درد عضلات میاد سراغم و از یه طرف فک کنم وقت پریودیم هم هست خلاصه که حسابی بهم ریخته و خسته ام اینم که هی خرخر میکرد اصلا نخوابیدم نیمه های شب شنیدم بیرون بارون میاد فک کردم لعنت به این شانس فردا نمیشه دیگه رفت بیرون..با دوچرخه سمت شهرش...دیگه صبح بعد کافی مون پارتنرم مشغول درست کردن تخم مرغها بود که دید ساکش رو مثل ریموت کنترل سه ته لایت تو خونه جا گذاشته همه چی مونده بود خونه چون هر روز شورتش رو عوض میکرد یا عرق گیرش رو خلاصه کلافه شده بود که چرا اینطورشده گفتم بی خیال..اصلا چطوره کون برهنه بری شنا..ملت آلمانی همه در میرن ها..هه هه هه...بگذریم خلاصه اینکه خوب شد از یومبو همون شنبه ای دو دسته گل لاله خوشگل خریدم یکی واسه سفره هفت سین خودم یکی هم واسه ماما اینا...چون با این هوا اصلا بیرون نرفتم یکشنبه ای...وقتی هوا خیس و بارونیه با بودن جیمی یا حتی خودمون .. بیرون که میری و میای کلی خیس میشه کف کمپر و کثیف میشه واسه همین من همیشه چند تا حوله تمیز می اندازم کف کمپر که اگه مثلا جیمی برگرده باهاش پاها و بدنش رو تمیز کنیم همه جا گهی نشه...خیلی بدم می اد اینموقع ها اما مهم نیست خوب شد پشمهاش رو زدیم راحت تر میشه خشکش کرد..دیگه طرفهای دوازده ظهر به بعد جمع کردیم و راه افتادیم سمت خونه من زیاد این ویکند حال نکردم اما مهم نیست بهتر بود که زدیم بیرون چون حداقلش حوصله مون سر نمیره و سرمون به جمع کردن و بردن و آوردن جنس ها بالا وپایین کردنشون گرم میشه...دیگه طرفهای سه چهار که شد وسایل جابجا شد و یه دوش گرفتم بعد به ماما اینا زنگ زدم..خیلی خسته بودم بهش گفتم نمیخوای چیزی برای خوراک یا غذا بیارم واسه دوشنبه شب شام که همه اونجا جمع هستیم ماما گفت نه نمیخواد..اما امسال از عیدی هر سال که ده یورو ماما به سبب اینکه از همه بزرگتره به همه میداد خبری نیست چون طفلک نرسونده بود امسال...دیگه فردا ناهید صبح میاد دنبالم چون گفت راه نیافت من میام دنبالت باید زود برم به ماما کمک کنم که دست تنها نباشه واسه شام و اینا جنیفر و میلاد هم هستن جنیفر هم یه چیزی واسه دسر درست کرده از قبلش .. دستش درد نکنه...این موقع ها رو خیلی دوست دارم چون همه جمع میشیم خونه ماما و حال میده واسه شام و اینا همه با هم هستیم...اما این موقع های سال من هم گریه میکنم هم میخندم خلاصه همه هورمون هام بهم ریخته میشه و هر سال اینطوره حالا دیگه واسه کریسمس و سال نوی میلادی هم همینطور میشم...حسابی بهم میریزم ..با تمام این حرف ها..عید نوروز مبارک ..  

No comments: