Sunday, February 26, 2017

Gorinchem is in South Holland...

این پارتنر من مثل خیلی ها تو هلند مرتب توی مارکت په لتز رو هی نگاه میکنه و توش میگرده جنس ... این سایت بیشتر هلندی ها وسایل دست دوم یا دست صدمشون رو میخرن یا میفتروشن .. تا اینکه بهم گفت واسه دوشنبه بیست و هفتتا فوریه مرخصی رد کرده و این ویکند بریم یه جایی .. دو تا هم دوچرخه ای بایک واسه کمپر پیدا کرده بود که بهشون زنگ زد و قرار بود روز شنبه ای بریم یه سرسرراهی اون طرف و اگه خوب بودن بخریمشون .. شنبه ای که راه کلی جمع و جور کردیم سر راه یه چیزی با هم خوردیم و بعد هم راه افتادیم سمت Dordrecht خونه زنه عجیب غریب بود جلوش عیب بارهای مشروب فروشی بود واقعا که مردم گاهی عجبب غریب طراحی میکنن بگذریم دو تا سگ پیر هم داشتن که پدر ما رو اونجا درآوردن چرخها رو دیدیم و پارتنرم باهاشون کلی بیرون رفت و حسابی امتحانشون کرد قبل از خرید کردن خودشون قبلا کمپر داشتن اما همسرش که مریض شده بود هم کمپر رو فروختن و اینا رو هم میخواستن بفروشن مال دو هزار و پونزده بود دوچرخه ها و هزار و پنصاد یورو قیمت اصلی شون بود اینو از رسید دیدم ما قرار بود ششصدو چهل و پنج تا بخریم که بهش گفتم کمی پایین بیاد پول بنزین دادیم که شد ششصد و بیست تا .. خلاصه بقولی دیل خوبی بود ... دیگه دوچرخه ها رو که برداشتیم راه افتادیم سمت Schelluinen اینم آدرسش :
Kweetal Landscheiding 4 4209 DH Schelluinen

شبش من با وجود اینکه هنوز حالت سرماخوردگی داشتم خیلی خوب خوابیدم بیرون باد بود و بارون و این موقع ها داخل کمپر که من هم کلی لحاف با خودم برده بودم گرم و راحت بود و با صدای بارون خیلی خوب میشد خوابید .. صبحش بعد صبحانه با دوچرخه ها راه افتادیم سمت کمپر شو باد شدید بود و من هم سردم بود اما چه میرن این دوچرخه ها باید یاد بگیرم خودمو خوب کنترل کنم .. دیگه اینکه رسیدیم این دم نمایشگاه اینقدر لفت میده منم گفتم بریم دیگه که بهم باز مثل سگ پرید من هم دیگه محلش نگذاشتم .. داخل کمپر شو زیاد بزرگ نبود و چنگی به دل نمیزد البته میتونستیم با کمپر هم اونجا بریم اما اولا جامون اونجا که شب قبلش اومده بودیم خوب بود اینترنت و دوش و همه چی عالی بود فقط سرد و باد همه جا بود عکسها رو حالا اینجا میزارم .. دیگه اینکه با دوچرخه خیلی هم گشتیم ... بعد اونجا کمپرهاش زیاد چنگی به دلم نمیزد و برام تنوع زیادی نداشت کارمون که تموم شد برگشتیم سمت کمپر دیگه بهش گفتم تو چته اینهمه به من حمله میکنی گفت الان وقتش نیست بی خیال .. میدونه خودش چه گهیه اصلا نمیخواد حرف بزنه درمورد اخلاق گندش .. بهش گفتم باید حلن کنیم مشکلاتمون رو ما مشکل داریم من در مورد همه چی مینویسم .. با تعجب گفت راست میگی گفتم آره هم خوب ها رو مینویسم هم بد ها رو .. اگه خواستی میارم بلاگم رو برات میخونم تو چه تاریخی و ساعتی تو یه عوضی به تمام معنا بودی ... پاشد که به درست کردن غذا برسه گفت اینا رو هم مینویسی گفتم همه چی رو مینویسم .. فکیکنکن یادم میره تو چی کار میکنی و چه رفتاری داری .. ما باید در مورد مشکلاتمون حرف بزنیم و درستش کنیم .. خلاصه کمی خودشو جمع و جور کرد .. دیگه واسه دوشنبه هم که قرار شد برگردیم .. من زیاد این ویکند بهم نچسبید بیرون رفتن با کمپر ناهید اینا هم که با اسباب کشی ساناز اینا در گیر بودن و مشغول ..

No comments: