Sunday, February 19, 2017

واسه جمعه  بعد کافی ام چند تا تخم مرغ پختم و خوردم کانال تلویزیون ایران رو زدم و بعد با جاروبرقی دیگه حسابی افتادم به جون اطاق پائین یعنی پذیرایی که خیلی کثیف شده بود و موی سگ باز همه جا رو گرفته بود و تمیزش کردم خیلی با حوصله همه مبل و وسایل روجابجا میکردم و زیراش رو تمیز میکردم خلاصه خیلی خوب شد یه طورهای مثل خونه تکونی شده بود دیگه بعد دیگه به آشپزخونه نرسیدم چون بایداونجا هم خیلی کار داره و دیگه خسته شده بودم اما حسابی تمیز شد به کتابخونه هم که قبلش تماس گرفته بودم چون چند تا کتاب یادگیری زبان هلندی تو نیفوی بالاتر میخوام و درخواست داده بودم هنوز خبری ازشون نبود بهم گفتن که از شهرهای دیگه اوردر دادن و باید بیاد بعد که بیاد بهم نامه میدن که بیا و کتاب رو برداراز کتابخونه....راستی واسه چهارشنبه بیست و دو فوریه تو همون کتابخونه دودخم یه خری میاد راجع به پیدا کردن کار واینا تو این قسمت هلند حرف میزنه که ناهید توی روزنامه محلی شون خونده بود و بهم گفت بعد گفت برو اونجا همون روز رانندگی داری بگو با ماشین ترو اونجا پیاده کنه...باید سی وی ام رو هم ببرم که یادم باشه پرینتش کنم تا اون موقع...بگذریم  پارتنرم که اومد باز آبجو رو گذاشت جلوش طبق معمول جمعه شب هاش و در آشپزخونه رو هم  بست و گرمای اونجا رو بیشتر کرد و با موسیقی اش تمرگید همونجا منم نشستم به خواندن رانندگی ام و منتقل کردنشون به فایل هام که خوب وقت میگیره اما میخوام داشته باشمشون هر چند ویديوها رو نمیشه منتقل کرد و سیوشون کرد لعنتی ها اما نوشته هاش رو وعکس هاش رو منتقل میکنم...واسه دوشنبه شب باید به هلندی در مورد عید نوروز ایرانی ها حرف بزنم اونم حداقل شیش دقیقه..باید بشینم بخونم ببینم چی باید بگم نه حوصله درست کردن پاورپوینت دارم نه هیچ چی..اما در موردش حرف میزنم  بگذریم شب پارتنرم چون زیاد هم محلش نگذاشتم بعد شرابش رفت بالا خداحافظی نکرده یا شب بخیرنگفته کپید..بعد که رفتم بالا دیدم تو اون یکی اطاق خوابیده..بهتر مشکل خرخر وخس خس سینه اش روکه هر شب باید تحمل میکردم حل کرد برام..به درک من اصلا برام مهم نیست که پیش هم دیگه نمیخوابیم..اینطوری بهتر هم شد ..خودم هم همین رو میخواستم..شنبه که پاشدم اون زودتر پاشده بود دیگه بسکه سرو صدا میکرد گوه اومدم پائین کافی بخورم داشت واسه خودش تخم مرغ درست میکرد سلام که دادم گفت میخوری تو هم درست کنم گفتم آره  درست کن..دیگه با هم خوردیم و تمام شنبه رونشستم به تئوری خوندن و اینم تمرگید به فیلم تماشا کردن یه فیلم هم از مل گیبسون خریدیم ازطریق کانالمون اونو تماشا کردیم بعد قبل ازخوابش گفت من میرم اونور میخوابم که تو راحت باشی گفتم خوبه همین کار رو بکن..و رفت بالا خوابید...راستی همون شنبه شب ورد من چون کاپی بود مهلتش تموم شد و مجبور شدم دوباره از اینترنت یکی دیگه دانلود کنم..حالا این وضع رو تحمل میکنم تا بعدش یه لپ تاپ کیک اس و دبش میگیرم...ببینم چی میشه حالا...روز یکشنبه هم که الان باشه الان گولاش سوپ روداغ کردیم و با تخم مرغ آب پز وکمی نون تست سفید و کره خوردیم...بیست و هفت فوریه مرخصی رد کرده شاید واسه همون ویکند بریم بیرون با کمپرمون...من فردا شب یعنی دوشنبه شب بعد کلاسم میرم خونه  مامان میخوابم ...دیگه برم که کلی کار دارم .. فعلا 

No comments: