Thursday, February 16, 2017

امروز بعد که پاشدم از خواب افتادم به جون خونه و همه طبقه بالا اطاق ها و توالت و حمام بالا و توالت پائین و پله ها رو حسابی تمیز کردم بعد هم یه زنگ زدم به ناهید طفلک خواب بود شب کار بود بیدار شد بعد کمی که باهاش حرف زدم  گفتم دیدی دیشب رحیم شهریاری رو ..گفت اون رحیم شهریاری بود...نشناخته بود..خوب من وقتی  دیدمش فهمیدم چه آبی رفته زیر پوستش و خوش تیپ هم شده بود البته قدیم ها که یه سرباز ریقوی پدرم بود  و عاشق من اصلا محلش نمیزاشتم ترک هم که بود دیگه بدتر فک کردم این چی میگه .. کاشکی بگردم اون عکس قدیمی هاش رو پیدا کنم.. با خودم همزمان که داشتم با ناهید راجعبش حرف ابمیزدم فک کردم یه سری ها رو میبینی چه تیگه ای بودن قبلنا و نشد که وباهاشون ادامه بدی بعد که میبینی در اثر گذشت زمان چه غزمیتی شدن میگی بخودت خوب شد شوهر من نشد ها..اما این بزمجه چه خوشگل شده بود..البته سرش رو رنگ میکنه .. یه دختر بچه یازده ساله هم داره...بگذریم حرف هام با ناهید که تموم شد رفتم سراغ درست کردن أب لبو وجینجر و پرتغال که برای ناهارم میخواستم بخورم..خیالم از بالا ها راحت شد برای جمعه هم پائین رو با أشپزخونه و اطاق پذیرایی رو حسابی تمیز میکنم ..این ویندوز وردی که میلاد برام گذاشته همون دوشنبه  شب که پیش ماما اینا بودم هی میگه اکتیو کن منو اگه نکنی اینکار رو تا هیجده فوریه بیشتر برام نیست هرکاری کردم نشد به میلاد گفتم گفت باشه یکی دیگه برات میزارم حالا اگه این وورده رفت مجبورم با لپ تاپی که ناهید داده تئوری رانندگی رو هی کات و پی ست کنم .. دیگه بعد جیمی رو بردم کارش رو بیرون کرد گوشت غذای پارتنرم روهم گذاشتم بیرون که بعدا سرخ کنم...به ماما با واتس اپ زنگ زد م جواب نداد ..خود میلاد هم که زنگ زدم بهش خونه پدر مادر جنیفر بودن با هم .. بعمد دیگه اینکه باید امروز کلی دوباره عکس لود کنم توی این بلاگ .. هوا باز سرد شد.. مرده شورهلند وزمستونش که خسته شدم ازش 

No comments: