Tuesday, January 03, 2017

at Linden for tonight ...


Watched so many new movies on line last night .., Having one more week for new year holiday...mmmm where we go next ?


راستی دیشب داشتم هات میلم رو چک میکردم دیدم ژان ازفرانسه از تابلوی نقاشی اش عکسی برام فرستاده بود وسال نو رو به انگلیسی بهمون تبریک گفته بود آخه ژان علاوه بر کارموسیقی نقاشی وکارهای هنری هم انجام میده..دمش گرم..من از دیشب ساعت مبایلم رو به خواسته پارتنرم گداشتم رو نه صبح چون میخواستیم نون تازه بگیریم ازرسپشن اینجا قبل ازرفتنمون...همون دیشب اومد سمت کمپرمون وازمون پرسید نون تازه واسه فردا صبح میخواید ؟؟..ما نون داشتیم اما پارتنرم گفت آره چرا که نه..خلاصه قرار شد نون تازه بخریم ازش فردا صبح...دیگه دیشب من اصلا خوب نخوابیدم یعنی فک کنم این هفته من اصلا شبها خوب نخوابیدیم هم بخاطر اینکه هی نشستم فیلم تا دیروقت آنلاین دیدن و یا نوشتن بلاگ...هم پارتنرم گهی بود اخلاقش نمیخواستم سریع برم روی تخت شبها چون حوصله اش رو نداشتم هم که از دپشب نکبت منوچشم زد گفت هم جیمی مریضه هم من فقط تو سالمی..من چیزی نگفتم اما حس میکردم که حالم زیاد خوش نیست و حالت سرما خوردگی دارم که فک کنم ازش گرفتم...مرده شور مریضم کرد بسکه موقع خواب هی تو صورتم عطسه زدیا سرفه کرده بود تو این مدت...بی شرف.. بگذریم صبح با گلو دردر بدی پاشدم...گفتم خوشحال باش من هم مریضم دیگه...بعد کافی رفتیم سمت رسپشن نون رو گرفتیم اونم همزمان جیمی رو برد بیرون کارش رو بکنه من کلید داشتم برگشتم سمت کمپرچهارتا تخم مرغ داشتیم گذاشتم توآب بپزه بعد که اومد با هم خوردیم که چسبید کمی هم سوپ مرغ خریدیم چون همه سوپ ها روتواین مدت خورده بود...به چایی هم خوردم برای نرم کردن گلوم که حالم رو جا آورد دیگه جمع کردیم یواش یواش پارتنرم حال نداشت اما بالاخره راه افتادیم هم آب برای استفاده توی کمپر پرکرد هم مخزن توالت روخالی کرد با آب کثیف...من هم بطری ها رو پراز آب کردم با خودمون ببریم...دیگه کارمون که تموم شد رفتخم بیرون که با رسپشن این مردک خداحافظی کنم دیدم نیست..اینجا اینقدر خلوت شده بود که دلم میخواست هر چه زودتر ازاین خراب شده بریم دلم پوسید از اینجا....با این بود همه اش اینجا می موندیم...خوب شد راه افتادیم دیگه  درضمن چون مدت رانندگی مون طولانی شد جیمی اومد سمت من و پارتنرم فک کردم میخواد بیاد بشنیه روی پام حین رانندگی..اما نگو جیش داره اعتنا که نکردیم دیدم کمی جیش کرده کف کمپر که سریع با حوله پاک کردم حالا بعدا کمپر رو کف کمپر رو تمیز میکنم حسابی...

Eurocamping Vessem-Vessem
Zwembadweg 1   5512 Vessem

Www.eurocampingvessem.com
Then to  ternhis weg

اینجا که این بالا نوشتم اولین جایی بود که دنبالش بودیم اما   آدرس رو پیدا نکردیم باز گشتیم دنبال جا..رفتیم سمت
Beers in Kerkveld 10
اونم واسه سه سالی بود که بسته شده بود واسه همین اومدیم سمت

Linden
Jachthaven Brasker , Hardweg 15
اسم جاش این بود

Camping " loo

طرفهای ساعت چهار نیم بعد از ظهررسیدیم اینجا هوا سرد وخاکستریه آفتابی درکارنیست و روزکوتاهه..بقول پدرمرحومم صبح نشده شب شد ...دیگه امشب اینجاییم...بعد که دیگه رسیدیم اینجا پارتنرم رفت که از رسپشن بپرسه و پولی بده واسه امشب..جیمی روبردم  کمی بیرون قدم بزنه و کارش رو بکنه حالا بعد شامش هم پارتنرم آخر شب قبل از خواب میبردش بیرون که دیگه مشکلی پیش نیاد وبخواد کاری بکنه انجام بده قبلش...وقتی رسیدیم اینجا کمپر رو کنارآب پارک کردیم پارتنرم رفت پول دادواسه امشب که شد حدود ۱۵ یورواینترنت وبرق و توالت رومیشه استفاده کرد...دیگه این یارو ها رو واسه ثابت شدن بالا و پایین کمپروتوازن اون..گذاشتیم زیر چرخهای جلوی کمپر که بالاتر بره و رو نمره سه هم هست..سریع اومدیم تو کمپر اینجا خیلی خلوته وچون زمستونه وخیلی هم سرده و پرازباده چون دم آب هست ملت قایق هاشون روگذاشتن کنارآب وقتی هوا تاریک تر شد خیلی خلوت تر هم شد...دیگه بخاری داخل کمپررو روشن کردیم و برقش روهم وصل کردیم و با وای فای اینجا هم کانکت شدیم من چند تا موز خوردم چون گشنه ام شده بود بعد هم میوه ها روکه کلی نارنگی هم توش بود وخیلی چسبید حالا فردا اگه شد چند تا عکس از اینورمیاندازم اینجا واسه تابستون قشنگه چون دم آب هست وحتما واسه هوای خوب واستفاده از قایقمون باز هم میایم اینجا بعدا...پارتنرم داره گوشتش روسرخ میکنه بازکله اش گرم شده وآبجوزده به رگ..بهش گفتنم زیاد نخورچون سینه ات زیاد خس خس میکنه مراقب باش....واسه فردا هم باید دنبال جای جدید همین حوالی باشیم ما تا شنبه ای که داره میاد با کمپر بیرونیم و واسه شنبه برمیگردیم سمت خونه چون یکشنبه هم کمی استراحت کنیم و واسه هفته کاری که دیگه برامون میاد وواسه اون آماده باشیم...تلویزیون وطریق سه ته لایت قدیمی مون داریم سمت کاناهای آلمان رو نگاه میکنیم...حالا بعدا بلند میشم واسه خودم چایی با لیمو سبز تازه توش میریزم ودرست میکنم واسه گلوم بهتره...  

No comments: