Saturday, December 24, 2016

جمعه ای دیگه روزش خوب خوابیدم بعد پاشدم یه برنج درست کردم همزمان هم افتادم به حون تمیز کردن خونه بعد که کارم تموم شد رفتم سراغ کمپر و اونو تمیز کردم بعد یه دوش گرفتم واسه شام سالادم رو درست کردم ناهید واسه ام یه آگهی کاری فرستاده بود گفتم بهش شماره کاررو وقتی عکس گرفتی تمام شماره اش نیوفتاده گفت من أگهی اش رو دارم بیام اونحا برات بفرستیم درخواست رو گفتم واسه کارنیا اما میای اینجا پاشو بیا خلاصه اومد سریع اونو فرستادیم کمی نشست اولش که رسید منوحسابی بغلم کرد و بوسید فهمیدم حالش خوب نبوده و زیاد رودماغ نبوده گفت ببخشید من اینطور حرف زدم من یه وقتهایی دیوونه میشم اما بدون که دوستت دارم گفتم من هم دوستت دارم که بهت میگم وگرنه برام مهم نبود خلاصه خواست ازدلم در بیاره ناهید همیشه برای هر دو کریسمس اول و دوم کار میکنه اینجا تو هلند ملت دو روز کریسمس رو جشن میگیرن یعنی بیست وپنجم دسامبر و بیست و ششم دسامبر و ما بیست و پنحم دسامبرشام خونه مادر من هستیم ناهید وقتی واسه دو تا کریسمس کار میکنه واسه سال نو اولد اند نیو خونه خودشه ومهمونی خونه خودش داره یعنی همه فامیل جمع میشن خونه اونها اما ما مثل پارسال هم که نرفتیم امسال هم نمیریم چون میریم با کمپر بیرون....واسه شنبه ای من دیرتر از پارتنرم پا شدم کمی که تو تلویزیون نگاه کردم دیدم از این بخارشورها واسه تبلیغ هم گذاشتن حالا شاید از همون ها بخرم .. ببینم چی میشه ... دیگه اینکه پارتنرم کمی بعدش شروع کرد کمپر رو بیرونش رو شستن بعد موتور رو از انهنگر برداشت با کمک هم به تمیزی گاراژ رسیدبم و مرتبش کردیم بعد ماشین رو شست بیرونش رو بعد من به ماما هم واتس اپ کردم تماس گرفتم صحبت کردیم ماما میخواست بره بیرون واسه خرید بعدش پرسید جه ساعتی میایید دیگه دو سه بعد میریم خونه ماما اینا واسه کریسمس...بعد من قلم ها رو گذاشتم کم کم بپزه بعد طرفهای ساعت دوبه بعد گوشت رو انداختم توش که نم نم بپزه واسه ارختن سوپ فردا...بعد کارمون که تموم شد رفتیم با پارتنرم خرید...اولش رفتیم گوشت و براکچه و اسنک جیمی رو خریدیم چون لازم بود بعد یه ستاره مخصوص ماهی های اکواریوم برای ماهی قرمزهامون گرفتیم با یه ظرف پلاستیکی چون قبل ازرفتن میخوایم ماهی ها رو ببریم خونه ماما اون مراقبشون باشه...و میزاریمشون تو همون ظرف پلاستیکیه...بعد که خرید هامون تموم شد رفتیم سوپر مارکت  کارمون که تموم شد به پارتنرم گفتم بریم سمت یه جای خلوت من رانندگی کنم کمی پارتنرم من هلندیه و ترسو یعنی زیادی میترسه و نگرانه که اگه پلیس مارو بگیره من دیگه گواهی نامه نخواهم داشت و درگیر میشم واسه اون هم بد میشه و ممکنه گواهی نامه اش کنسل بشه خلاصه من اخم کردم بعدش  برد منو یه جای خلوت و گفت بشین پشت ماشین من هم نشستم و کمی تا خونه رانندگی کردم حال داد....بعد دیگه پارتنرم چاینیز گ رفت و الان هم نشستم و اینا رو دارم مینویسم...راستی ونسا ای میل داد بهم امروزکه کارت کریسمسی که براش فرستادم دستش رسیده بود وخوب شدچون پارسال که فرستاده بودم به آدرسش برگشت خورد خونه خودم...سریع جواب ای میلش رو هم دادم واسه کریسمس خونه مادرش تو سیدنی هست ومیگفت خیلی هم هوا گرمه اونجا...نوشتم هر سال کریسمس این موقع ها من خیلی دلم میگرفت چون تنها بودم اما بعد بهش هم گفتم که یاد پارتی کریسمسی که خونه پدر و مادرش بودم  وقتی هنوزپدر مادرش جدا نشده بودن از هم و منو هم دعوت کرده بودن خونه شون..حتی مادرش برام کادو یه کتاب خریده بود یادمه...دمشون گرم خیلی مهربون بودن و میخواستن به من خوش بگذره...که همینطور هم شد...یادش بخیر....راستی یه نامه هم ازمارکن هایم اومده برام که برای کارداوطلبانه ای که براشون میکنم مثلا میخوان قرارداد هم ببنیدم یعنی فرمی فرستادن که باید براشون امضا کنمو تا  روزپنجم ژانویه برسونم دستشون...حالا من هم فرم رو امضا میکنم میبرم فردا خونه ماما به ناهید هم اپ کردم که بعدا بگیره فرم رو ازماما و برسونه دست مارکن هایم ببینم چی میشه.....دیگه اینکه به پارتنرم گفتم گاهی منو ببر جاهای خلوت که تمرین کنم برای رانندگی با ماشین...در ضمن پنج شنبه ای که پیش ماما اینا بودم به میلاد  گفتم شما هم بیایید گفتن ممکنه برای کریسمس خونه پدر مادر جنیفر باشیم اما نصفی اونور میریم نصفی هم خونه ماما اینا چون میخوایم شما رو هم ببینیم 

No comments: