Sunday, December 18, 2016

Kesrt Markt in Lingen Germany .... yey

پارتنرمن این جمعه ای که گذشت از طرف شرکت شون کریسمس پارتی داشت و شام نمی اومد خونه منم واسه شام گفتم همون جمعه ای پیش خونه ماما حالا جمعه ای ظهرکه مشغول بودم توی زورخ حنیفر هی زنگ زده بهم ازم پرسید که شام همبرگر بزارم میخوری چون من میخوام درست کنم گفتم آره...میلاد هم سر کار بود و وقتی شام اومد همگی با هم شام خوردیم و کلی حرف زدیم با هم دیگه از مامان قابلمه گنده اش رو گرفتم واسه درست کردن سوپ شب سال نو ..جنیفر هم که په کت منو دید گفت باید کتاب محانی بهمت بدن و زنگ زد که بهشون بگه اینو  واسه این ویکند علاوه بر شنبه و یکشنبه ای که تعطیل بود دوشنبه اش رو هم مرخصی گرفته بود واولش باز رفتیم سمت آلتن جومبو سوپر مارکت من خیلی وقت بود میخواستم از این پنیر قرمز و أبی و سبز واسه ناهید بخرم چون تولدش نزدیکه و میدونم دوست داره و وقتی بهش گفتم اونجا دیدم گفت تابحال ندیده بودم گفتم براش باید جالب باشه واسه همین براش گرفتم که بعدا بهش بدم میدونم دوست داره.. واسه پارتنرم از این نون ها داده بودن که من که بخورش نیستم .. رفتنی رفتیم سمت  خونه ماما قبل از رفتن خودم هم توی که رس پاکت ام از این تخته های برشی واسه آشپزخونه داشتم که نو بود دادمش به جنیفر که لازمش میشه بعدا و قبل از اینکه راه بیفتیم بردمشون سمت خونه ماما و دادمش به ماما   بعد خریدمون و خوردن ماهی ها با هم  رفتیم سمت همین جایی که اسمش رو توی تایتل پست این بالا نوشتم ..ما پارسال هم قبلا اینجا اومده بودیم استخر بزرگی داره و اگه دوشنبه حالش باشه میریم اون سمت اما اول که رست مارکت...اون واجب تره خلاصه که شب شنبه کمی استراحت کردیم و یکشنبه راه افتادیم با دوچرخه سمت مارکت...اینجا زیاد بزرگ نبود اما بتدریج شلوغ شد و من باز هم درینکم رو خوردم پارتنرم هم آبجو رو خورد در ضمن با یه کاپل هلندی که از اطراف هنگلو و وردن اومده بودن اونجا دیدیمشون و با هم بودیم دیگه من اگ ناگ هم خوردم اما خوشم نیومد ازش...اونجا جای اسکیت روی یک یخ هم بود که همه بازی میکردن اما نمیشد رفت ...حالا عکسهاشون رو هم اینجا میزارم












 ....

No comments: