Thursday, November 03, 2016

امروز خیلی بهترم...کلی به تمیزی اطاق پذیرایی وآشپزخونه رسیدم حموم حسابی کردم و حال اومدم بعد بادمجون ها رو که کلی شده بود پوست کندم و سرخ کردم کمی کشک بادمجون درست کردم وخوردم بقیه رو هم گذاشتم تو فریزربعدا واسه خورشت واینا..بعد با ماما که حرف میزدم گفت کمی آرد گذاشتم اونجا اونو با روغن خمیرکن بزارتو یه دستمال بزار روی ورم پات..همون کار روهم کردم حالم خیلی بهتره اما هنوز با مسکن میگردم فردا میفتم به تمیز کردن اطاق بالاها ودستشویی وحموم و راه پله ها....سطل آشغال رو آوردم این سمت اما نمیخوام به پارتنرم بگم ماما نیومد امروز یا فردا نمیاد بزار فک کنه اینجا میاد وهی جیمی رو میبره بیرون در ضمن جیمی روانداختم پشت که هر وقت خواست کارش روبکنه و نمیخوام ببرمش بیرون چون هنوز پام درد میکنه...یه فیلم ایرانی تو ایران پرواد دیدم به اسم جاده شهریار..شب هم پارتنرم باید واسه اش سیب زمینی میپرم توی آب با استیکش که بخوره 

No comments: