Monday, November 21, 2016

واسه ویکندی که گذشت  کار خاصی نکردیم همه اش خوردیم واستراحت کردیم و فیلم تماشا کردیم دلم میخواست واسه دوشنبه برم بیرون برم کتابخونه حتی ساعت رو هم گذاشتم اما وقتی صبح پاشدم دیدم هوا گهه و بارونی و سرد رفتم تو رختخوابم و بی خیالش شدم ... وقتی پاشدم به خونه رسیدم و آيین نامه خوندم و فیلم تماشا کردم پارتنرم که اومد شام خوردیم میخوام فردا برم واسه مارکت صبح زود میرم مامان هم مثل من صبح زودتر میره تا با فامیلهای شهریار روبرو نشه ...ببینم چی میشه راستی امسال سال کبیسه ست و من اول آذر می افته بیست و یکم نوامبر یعنی یه روز زودتر من اینو خودم هم تازه فهمیدم ..امشب همه جا شمع روشن کردم فردا میرم به خودم خوش میگذرونم ...چهل و هفت سالگی .. خداحافط و ولکام چهل و هشت سالگی جیگر

No comments: