Friday, November 11, 2016

من برای پنج شنبه ای قرارداشتم با این زنه برای کار داوطلبانه تو مارکن هایم که زورخ هستش و همونیه که ناهید هم کار میکنه منتهی ناهید کارش دایمه و جدی تره اون جا...ناهید اولش گفتم بهش من خودم میرم گفت برو بعد بهم اپ داد صبر کن میام دنبالت خلاصه چه بارونی هم میومد راه افتادیم و زنه اومد کمی با هم حرف زدیم قرارشد پنج شنبه ها از ده و نیم صبح تا یک و نیم بعد از ظهر یا دو کارکنم اونجا و اگه من اون تو باشم و اسممم تو سیستمشون باشه وقتی به کسی احتیاج داشتن منو اول استخدام کنن اونجا سالن آرایش هم داره و سه شنبه ها و پنج شنبه ها هم بازه حالا شاید بعدا رفتم اون قسمت هم کار کردم بعد با ناهید رفتیم خمنته که شهرداری اینجا مثلا پول اتوبوس منو بده وفرمش رو گرفتم که پر کنم و بدم اون زرخ هم پر کنه و امضا و مهر بزنه و بعد بدمش به خمنته بعدش رفتیم سمت خونه ماما علی هم اونجا بود با بنجی و جنیفر میلاد هم سر کار بود کمی خوردیم با هم و حرف زدیم و خندیدیم بعد هم ناهید منو آوردخونه و منم به کارهام رسیدم ....بنی این همسایه مون که دید من هنوز دارم میلنگم گفت باید بری دکترگفتم نه خوب میشه گفت نه ممکنه دیر بشه برو خوب همه که نمیدونن چه بلایی سر پای منو اومده......شب باز پارتنرم زیاد غذاش رو نخورد گفتم میزارم واسه جمعه شب اگه نخوری خودت میدونی...امروز پاشدم به خونه رسیدم بعد سرم رو رنگ کردم موهام رو صاف کردم ابروهامو رنگ کردم بعد که پارتنرم اومد بعن گفت نشنیدی لئونارد کوهن فوت کرده منو میگی خشگم زد مبهوت نگاهش کردم و شروع کردم به گریه گفت نمیدونستی گفتم نه....اصلا آنلاین نشدم از صبح...آخی همون صبح فوت کرده ازآلبوم آخری حدس میزدم میخواد ما رو تنها بزاره و بره اما فک نمیکردم به این سرعت...من آهنگ های آلبوم  آخری رو زیاد گوش نمیکردم چون خیلی غمگینه و میدونستم که میخواد بمیره واسه همین هی گریه میکردم هروقت گوش میکردمشون....مرگش مثل مرگ پدرم خیلی منو غمگین کرد واقعا حیف بود

No comments: