Thursday, October 27, 2016

خوب واسه این چهارشنبه که هیچ اما پنج شنبه رفتم مرکز شهر ماما وتام رو اونجا دیدم تام یه هلندی گنده و نسبتا چاقالوییه که بمدت هفت ماه مغازه ژلاتو و بستنی فروشی اش بازه و پنج ماه بقیه بدلیل اینکه زیاد مشتری نداره بسته ست و تو همون مدتی که کار میکنه جمع میکنه واسه موقع هایی که کار نمیکنه دو تا هم بچه داره وبا همسرش زندگی میکنه کمی خودمون رو معرفی کردیم بعد باهاش حرف زدیم هی میگفت بیایید مثلا دفعه دیگه غذا های کشورمون رو درست کنیم من گفتم من بیشتر دنبال کارم تا بیام اینجا سوپ و آش بپزم .. یا دنبال کارهای رانندگی ام هستم دیگه زیاد خوشم نیومد از پنج شنبه هام و اینکه حالا که واسه مارکن هایم والنتری درخواست کردم این هلندی های مفت خور هم که عاشق همه چی مجانی هستن گفتن بیا و قرار شد بالاخره پنج شنبه آینده ده و نیم صبح برم اون سمت و کار داوطلبانه بکنم که ناهید گفت اگه تولیستشون باشی کار که خواستن اول از همون اشخاصی میگیرن که واسه شون مجانی کار میکنن..دیگه کارم که از مرکز تموم شد رفتم سمت خونه ماما دیدم حنیفر مشغول بسته بندی چند تا خرت و پرت آشپزخونه واسه الی هست که واسه ویکند میخوان برن با میلاد کمکشون بعد تماس گرفتیم با جنیفر دنبال کارت اتوبوسم که چون به اسم خودم نیست دیگه پولش رو هم نمیتونم پس بگیرم جیف شد کلی پول داشتم توش...اما حس میکنم تو خونه گم شده...بعد دیگه کارم که اون سمت تموم شداین معلمه که از لهجه اش فهمیدم ترکه باهام قرار یکساعت تمرین رانندگی داشت گفت میشه یه ساعت زودتر بیام بالاخره اومد من هم باهاش قرار هام رو قبلا گذاشته بودم یه ساعتی که تمرین کردیم ازش خیلی خوشم اومد خیلی خوب بود سی و نه یورو هم گرفت همونجا پارک کردن از سمت راست و با دنده عقب رو بهم یاد داد قرار شد سی و هفت جلسه برم و نزدیک هزارو هفتصد وخورده ای بدم بهشون حالا چقدر هی باید پول امتحان و اینا بدم بماند کتابی که میخواستم گفتم کتابتون از همینه گفت آره در ضمن سی دی تمام وقت هم داریم واسه تمرین خلاصه خوب بود بهتر از این نادر مزخرف بود هی استرس میداد بهم گفت اگه فرمش رو همین الان پر کنی ازش عکس بنداری ای میل کنی به موسسه چون هنوز اکتبر  تموم نشده صد یورو کمتر باید بدی از همه پول من هم سریع پرش کردم و ای میل کردم عکسش رو بهش و نامه اش رو هم فردا میفرستم از شهر پستی بره برسه به دستشون...همزمان هم په کت تل فرت اومد واسه مون که باید همه چی اش رو وصل کنیم چون با اونها قرار داد بستیم  

No comments: