Monday, September 05, 2016

امروز وقت داشتم که با ناهید بریم دکتر واسه پاپ اسمیر من وای که درد داره اما لازمه ... ناهید شبکار بود واسه همین اومد دنبالم و راه افتادیم سه چهارهفته دیگه باید تماس بگیرم واسه نتیجه اش بعد که کارمون اونجا تموم شد اومدیم سمت خونه خودش تا سه یا چهاربه بعد که میره سمت کارش منو هم ببره بعد با هم راه افتادیم سمت ألبرت هاین و کمی خرید کردیم مامان رو هم اون جا دیدیم بعد رفتیم سمت مغازه ترکه و اونجا من واسه پارتنرم گوشت چرخ کرده گوسفندی خریدم نیم کیلو تا واسه اش بعدا ماکارونی درست کنم راستین امروز اولین روز دانشگاه الناز بود که باید میرفت آمستردام...فردا میریم زواله و باید بریم واسه دیپلم من..دیگه اومدم خونه و افتادم به تمیز کردن کمپرو اینکه ممکنه واسه ویکند بریم بیرون چون هوا هم خوبه ...

No comments: