Friday, September 16, 2016

واسه سه شنبه که اولش رفتم کلاس زبان هلندی که مجانی هست البته زیاد کیفیت نداره چون همه شون داوطلبانه کار میکنند و زیاد اطلاعانی درمورد یاد دادن زبان ندارن..بعد رفتم واسه یکسال که حدود چهل و پنج یورو بود واز همون طرف کارتم پولش رو دادم وعضو کتابخونه شدم و کلی با خانومه اونجا که صحبت میکردم بهش گفتم دنبال کتاب و سی دی به زبان  انگلیسی واسه تئوری رانندگی ام....اون هم کلی گشت و فقط یکی دو تا کتاب به زبان انگلیسی برام پیدا کرد که رزوکرد واسه ام..بعد یکی دو تا کتاب برداشتم با کارت جدیدم و کارم که تموم شد رفتم سمت رند استد بعد هم کمی خرید کردم ازمارکت و اومدم سمت خونه واسه چهارشنبه افتادم به جون شیشه ها از داخل چون صبح زود هوا خنک هست وراحت تر میشد کار کرد.. کارم که تموم شد دیدم همون لحظه این پسرها واسه تمیز کردن شیشه ها از بیرون هستن که هر دو ماهی میان خلاصه چون قبلا هم باهاشون حرف زده بودم بهشون اشاره کردم که بیان مال خونه ما رو هم تمیز کنند بعد گفتن باشه سریع کارشون رو انجام دادن شیشه ها از داخل و بیرون تمیز مثل گل شد بعد هم پول خواستن گفتم پول که ندارم کارت بکشم گفتم نه امافردا پول رو بزارید توی صندوق پستتون بعد پارتنرم که اومد بهشون زنگ زد اونها هم قرار شد از حساب پارتنرم پول بردارند خلاصه که خیلی خوب شد اینطوری حالا هر دو ماه اینکار رو میکنند وشیشه ها رو از بیرون  تمیز میکنند واسه پنج شنبه هم که باز رفتیم این مرکز و با خانمها دورهم بودیم و برای اولین بار شولن که یه بازی هلندیه بازی کردیم بد نبود جالب بود اسمش روقبلا شنیده بودم اما این اولین باری بود که بازی کردم دیگه که خونه رو تمیز کردم با کمپر رو واسه وی کند میخوایم بریم بیرون دوشنبه ای هم که میاد پارتنرم مرخصی داره واسه همین میچسبه بهمون من مدتها بود دنبال یه کلاسی چیزی بودم واسه أموزش تیوری رانندگی هلندی و اونو به انگلیسی میخواستم خیلی گشتم حتی نادر اینکار رو نمیکنه و فقط عملی اش رو یاد میده ... ایش .. أخرش پارتنرم یه په کت پیدا کرد منتهی حدودهای دو هزار تا برام خرج بر میداره من کمی پس انداز به یورو دارم و کمی هم از دلارهای استرالیایی واسه ام مونده بود که همون پنجشنبه ای رفتم سمت بانک تبدیل کنم دلارها رو که گفتن اینجا اینکار رو نمیکنم خراب شده محبور شدم جمعه ای برم آرنهم اینکار رو اول صبحی انجام بدم...من چون هنوزهوا خوبه سعی میکنم همه اش با دوچرخه ام کارام رو بکنم بیرون که میرم صبح هم با دوچرخه رفتم بیرون نه با اتوبوس بعد رفتم کارت اتوبوسم رو پر کردم که واسه قطارازش استفاده  کنم واسه  آرنهم کارم که اونجا تموم شد وپولها رو تبدیل کردم رفتم به گشتن و خوردن و خلاصه روز خوبی بود واسه ام دوتا هم قلم گوسفندخریدم واسه پارتنرم که خورا ک ماهیچه بعدا واسه اش بگذارم چندتاخیاروکاهوهم واسه خودم خریدم بعد هم که رسیدم داخل شهر مامانم دوچرخه ام رو که فقلش کرده بودم سریع باز کردم و رفتم سمت خونه...خدا کنه همه چی بخوبی بگذره واینهمه خرج میکنم بتونم بالاخره گواهینامه لعنتی هلند روبگیرم.....ببینم چی میشه...    

No comments: