Monday, August 22, 2016

طرفهای خیلی زود دوباره بارون زد تو تختم که بودم صداش رو شنیدم حوله خشک کردن ظرفها با میز بیرون بود همه اش خیس شد مهم نیست به درک هلنده دیگه...دیشب خواب دیدم رفتم ایتالیا یه قسمت خوابم این بود که فک کنم با هلی کوپتری چیزی ازبالا داشتم نگاش میکردم که خیلی قشنگ بود یه قسمت ازخوابم پدرم یه ماموریتی داشت واسه ایتالیا منم باهاش رفتم اما یکروزه بود وباید برمی گشت منم گفتم یه روزکه فایده نداره وکمه واسه گشتن اونجا اما خیلی قشنگ بود خوابم نمی دونم خوابم چه معنایی داشت اما خیلی خوب بود حدود ده صبح بالاخره پاشدم پارتنرم زودتر پاشده بود از جاش و جیمی رو پارتنرم گذاشت بیرون کمی بگرده بعد که اومد تو سریع با حوله تمیزی خشکش کردم و دستهام رو با صابون شستم یواش یواش هم شروع کردیم به جمع وجور کردن صبحونه رو خوردیم دیشب پارتنرم خیلی بالا اورد و اصلا حالش خوب نبود میگفت مال شام بود اما من فکر میکنم ابجو زیاد خورده بود صبح دیدم علی جواب واتس اپم رو داده کمی براش نوشتم که ما داریم برمیگردیم یواش یواش خونه بگذریم با کمک همدیگه میز رو تمیز کردیم و خشک کردیم و وسایل رو گذاشتیم پشت کمپر مه جای کافی داره  دو تا از مردهای که فک کنم شاید این خونه ها رو خریدن یا اجاره کردن با ما حرف زدن پارتنرم پرسید میشه قایق انداخت تو اب ؟ گفتن اره مشکلی نیست...چه بهتر پس ما این سمت بیشتر میایم چون هم جای کمپر هست هم میشه قایق انداخت تو آب...اون دو تا مرد یکی شون به پارتنرم گفت چراغ جلوی سمت چپ کمپرت سوخته وباید عوضش کنی...خوب شد بهمون گفت نگاه کردیم دیدیم راست میگه...بعدا که رسیدیم خونه باید درستش کنیم...چه بارونی هم گرفته بود اما مهم نیست آدرس خونه رو که تو تام تام داریم زدیم طرفهای ۱۱۰ کیلومتر میشه که خیلی زیاد نیست و برق رو قطع کردیم پول رو هم قبلا دادیم و راه افتادیم سمت خونه قبلا هم نوشتم میشه این خونه ها رو سالیانه اجاره کرد بخصوص واسه بازنشسته ها خوبه اما من نمیخوام چون چند ماه اینجا بمونم حوصله ام سرمیره واسه همین کمپر واسه من بهتره چون هرجا بخوام میتونم باهاش برم یا جام رو سریع عوض کنم چقدر کار داریم کلی حوله ولباس کثیف باید بشورم ظرفها رو بزارم تو ماشین ظرفشویی داخل کمپر رو باید حسابی تمیز کنم پتو ها رو بشورم خلاصه خیلی کاردارم دیگه با این همسایه مون خداحافظی کردیم بهمون گفتن چندروزبیشتر اینجا می مونند ومنتظردخترشون هستن که بیاد پیششون ...بهشون گفتم ازچهارشنبه به بعد گفتن هوا خوب میشه وقتی هوا خوبه اینجا هم شلوغ میشه تا می توانید حالش روببرید ازنقاشی دیشبش پرسیدم شوهرش هم نقاشی اش روکه تموم کرده بود گذاشته بود وپشت شیشه ماشینش تا خشک بشه نشونم داد من ازآدمهایی که تو کارنقاشی وزبان اند خوشم میاد و میتونم باهاشون ساعت ها در مورد زبان های مختلف ویا نقاشی حرف بزنم و ازشون چیزی یاد بگیرم...حیف که اینا همسایه خونه من نیستن و بیشتر همسایه های من یه مشت گاو دهاتی زبون نفهم هستن...از زنه پرسیدم ترو تا بحال نقاشی نکرده بدنت رو مثلا گفت دو بار سعی کرد صورتم رو بکشه اما زیاد خوب درنیومد مرده گفت صورت خیلی سخته گفتم بگو لخت نقاشی ات کنه چرا که نه...باحال میشه...بگذریم  بیشتری ها از دیروز رفته بودن و دوتا کمپرمونده بود اونجا با این که ر وان همسایه مون که بهمون گفتن اینور چند روز بیشتر می مونند قبلا هم گفتن این سمت تقریبا همون شهری هست که حدود های دو سال پیش موتورمون روخریدیم البته مغازه موتورتو قسمت صنعتی این شهر هست خلاصه دیگه راه افتادیم بارون هم دوباره گرفته بود من بدم میاد وقتی که می رسیم وباید کلی وسایل خالی کنیم هوا تخمی و خیس و بارونی باشه امروز هم همینطور بود من معمولا اول جیمی روبغل میکنم میبرمش داخل تو اطاق پذیرایی میزارمش و درروهم می بندم تا اونجا باشه ما هم به کارهامون برسیم چون همه اش تو دست و پاست وموقع بارونی  بودن هوا هم همه جا رو به گه میکشه طرفهای دو بعد ازظهررسیدیم خونه دیگه کلی طول کشید تا وسایل ها رو اوردیم بیرون ظرفهای کثیف رو گذاشتم تو ماشین ظرفشویی و حوله و لباسهای کثیف رو که خیلی هم هست انداختم تو سبد مخصوص که هی می شورمشون و می اندازم تو ماشین خشک کنی بعد آن ان هنگر روگذاشتیم داخل پارکینگ خونه و همزمان با بنی همسایه مون که سلام علیک کردیم نشستیم و حرف زدیم هرما زن رونالد روهم دیدیم راستی امروزمدرسه بچه ها باز شده بود کارها رو که کردم به مامان زنگ زدم و باهاش صحبت کردم بعد با پارتنرم شام خوردیم و به ناهید واتس اپ کردم سر کار بود وساعت دوازده شب کارش تموم میشه بعد من یه دوش مشدی گرفتم و اسکراب کردم پوست صورت و گردن و بدنم رو...خیلی لازم داشتم داشتم فه یس بوکم رو چک میکردم یکی از دوستهایً انگلیسی مون که همسرش ساوت افریکاییه بهم مسیج داده بود راجع به مسافرت مون سوال کرده بود چون اونها یه جای خوشگل هم به ما معرفی کردن دمشون گرم خیلی جاش خوب بود منم جوابش رودادم وراجع به مسافرت اونها سوال کردم بگذریم فردا روزمارکت هست ممکنه برم خرید بعد شام هم لم دادیم رو مبل وکاناپه وتلویزیون نگاه میکنیم احساس عجیبیه وقتی بعد این همه مدت میای خونه دوش طولانی گرفتم و یا شیرآب رو هر چقدرمیخوای باز میزاری و نمی ترسی که مثل تو کمپرآب زود تموم بشه چون ذخیره آب داخل کمپرمحدوده دیگه

No comments: