Friday, August 19, 2016


ده و نیم صبح اول صبحی پاشدیم بعد دار کمی جمع و جور کردن داریم دنبال جا میگردیم واسه جای جدیدمون .... میایم هلند اما خونه نمی ایم من ویکند پارتی برو نبودم میدونستم اینم بدون من نمی ره واسه همین میریم همین اطراف هلند هستیم تا ببینیم چی میشه هفته دیگه تعطیلات تموم میشه و زندگی مون برمیگرده به روال عادی .... اینجا اینترنت مجانی داریم دیروز سریع پس ورد وای فای رو نوشتم تو ای فون هامون و ای پد هامون به واتس اپ ناهید زنگ زدم فهمیدم سر کاره بعد میلاد اونم جواب نداد به واتس اپ علی زنگ زدم خونه مامان اینا بود خوب شد میخواستم با مامان حرف بزنم چند روزی بود ازش خبری نداشتم حال همه خوب هست خوب خیالم راحت شد اینجا جاش قشنگه فقط باید واسه همه چی پول بدی گدا ها واسه شستن ظرفها هم اونم پولیش کردن خاک بر سرتون فرانسه با این دک و پزش اینهمه پولکی نیست که اینا هستن دیشب با همین همسایه بلژیکی مون که پس ورد اینترنت اینجا روی کارت مون بود و نشونم داد با خودش و خانمش وقتی سر راه بودیم و داشتیم اطراف رو می گشتیم کمی حرف میزدیم قبلش با جیمی رفتیم بعد اونو برگردوندیم سمت کمپر که خودمون بریم جایی یه چیزی بخوریم همون موقع کلی باهاشون صحبت کردیم حالا جیمی هم تو بغل پارتنرم بود داد بغل من... دیدم هی زنه به من و جیمی نگاه میکنه لبخند میزنه... بعد برگشتیم سمت کمپر و موقع رفتن اون طرف واسه شام باز دیدیم شون کمی حرف زدیم این پارتنر منم چونه اش که گرم میشه ول کن نیست زنه به پارتنرم گفت چه زن زیبایی داری ....نه آرایشی داره...و نه  هیچ چی اما واقعا زیبا ست مراقب باش ازت ندزدنش ..... من حدود های چهار سالی هست هلندم الان دیگه لهجه های بلژیکی و بقیه رو خیلی خوب تشخیص میدم و می فهمم چی میگن چون این سمت بالای ما یه جای بزرگ کمپینگ و کمپر هم هست رفته بودیم داخلش رو دیدیم من ازش عکس هم انداختم اگه یه روز خواستیم بریم اونجا بدونیم اسمش چیه ... سر راه یه رستوران خوشگلی بود رفتم توش بپرسم هنوز غذا سرو میکنه زنه عذرخواهی کرد که نه اصلا دیگه غذا نداره البته تقصیر اون نبود ما دیر رفتیم واسه غذا خوردن ...داخل رستوران رو دوست داشتم قشنگ بود یه تراس خوشگلی هم پشتش داشت ... رفتیم غذا خوری جای کمپینگی که داخلش قدم میزدیم اونجا نشستیم و یه چیزی خوردیم پارتنرم بعدش چند تا ابجو خورد فک کنم زیادی کرده بود چون از نصفه شب تا صبح هی بالا آورده و قبل رفتن بهش گفتم توالت رو تمیز کنه و خالی کنه که بو نگیره هوا الان زیاد افتابی نیست اما سرد هم نیست با جیمی و پارتنرم رفتیم کمی اطراف رو گشتیم و داریم حاضر میشیم بریم از اینجا چه بارونی گرفت وای .... ترکمون زد به ویکند مون
 بگذریم بیشتر که رفتیم بارون کمتر و کمتر شد و بعضی جاها قطع شد خیلی از جاده های اینور در حال تعمیره یا بسته ست واسه همین تام تام ما خیلی میگرده دنبال بهترین راه و این وقتگیره ..،، در ضمن زنی که تو تام تام ما حرف میزنه بلژیکیه هر وقت ما میام این سمت به پارتنرم میگم تام تام خوشحاله برگشته به مملکتش ...خونه های بلژیک بیرونش رنگ های متنوعی داره من اون اجری هایی رو که رنگش قهوه ای مات داره دوست دارم
 طرفهای ده دقیقه به ۲ عصر رسیدیم هلند....تا رسیدیم هلند جاده ها خوب شد ما از طریق
Havens
اومدیم و کشتی های صنعتی اینور زیاد بود...کنار اب قشنگه و مسیر جاده مون کنار اب بود...
واستادیم تا کشتی رد بشه تو عکس میبینید که این قسمت بالاست بعد که کشتی رد شد میاد پایین و ملت میتونند رد بشن اما ما دور زدیم و از یه مسیر دیگه رفتیم و داخل تونل شدیم حدود های شش کیلومتر بود ابن تونل و باید پول بدیم برای رد شدن ازش ... هلند لعنتی همه جا پول باید بدی ... جلوتر که رفتیم حدود هفت یورو و چهل و پنج سنت پولش رو دادیم واسه تونل خیالمون راحت شد بعدا اومدیم سمت
Zeeland
شهر
Middelburg
اینجا هم واستادیم
 تا
Kanal veg
پل بخوابه چون بالا بود و کشتی داشت رد میشد بعدش رسیدیم جای کمپرمون اما نمیشه بریم توش چون خوب  بعضی جاهای کمپر سگ نمی پذیره ما هم مجبوریم بریم یه جای دیگه... از صبح تا بحال دو تا گلابی بیشتر نخوردم گرسنه ام هم خسته ام حالا باید بریم یه جای دیگه پیدا کنیم لعنت به این شانس .. بگذریم بالاخره از همون رسپشن اونجا آدرس یه جای کمپر نزدیک رو گرفتیم و اومدیم سمت
Aagtekerke
جای کمپرمون اسمش اینه

Westhove 
 Zwiverseweg 2    4363 RJ
 Aagtekerke | Tel: 0118-581809 | www.ardoer.com/westhove

۴۳ یورو با فکرکنم ۴۵ يورو دادیم واسه یکشب و فردا باید تا ۱۱ صبح بزنیم از اینجا بیرون...اینجا واسه آدمهایی که پیرپاتیلند و که روان دارند و تو یا کسانی که تو چادرهستند وخانواده های بچه دار خوبه چون استخرداره دوش وتوالت واینترنت واسنک بارتا پارتنرم کارهاش روبکنه من رفتم یه چیزی خریدم خوردم از رسپشن پس ورد اینترنت روگرفتم وراجع به دوش ازشون پرسیدم اینجا علاوه برهلندی آلمانی هم داره مثل همیشه...چه بارونی گرفت داخل نشستیم اگه هوا بهتر بشه میرم دوش میگیرم ببینم چی میشه حالا

 ساعت ۶  شب همون تاریخ بعدا نوشت:
بارون که قطع شد مایو وحوله و وسایل دوش ام روداخل ساکی کردم وراه افتادم سمت استخر گفتم اگه هنوزبازباشه مدتی شنا میکنم بعدش میرم حمام میکنم خلاصه پارتنرم هم داخل کمپر بود وداشت به شامش میرسید چون کمی خرید کرده بود بگذریم تو ساعت بسته شدن استخر قراربود هشت شب باشه اما من زودتر رفته بودم وبهم گفتن بسته ست رفتم ازپله ها پایین دیدم اتاق اتاق سالم ماساژ ویا دستگاه های مخصوص قهوه ای شدن پوست ایستاده یا بصورت تخت ویا واستادنی..قیمت ها روهم زده بود گفتم چه خوب برم ببینم چطوره چند تاش رو ترای کنم اما باید کارت میخریدی اونم ازسمت رسپشن که اونجا هم بشته بود لعنتی دیر رسیدم فردا صبح استخر ده صبح باز میشه اما ما تا قبل از ۱۱صبح باید خالی کنیم اینجا رو خیلی حالگیریه با این پولی که دادیم ۲۴ساعت هم اینجا نمی مونیم رفتم سمت دوش واز دست موهای پا و اینا راحت شدم وحسابی تودوش خودم روشستم همه اش تمیزه و آبش هم گرم بود البته بهمون دو تا کارت داده بودن واسه اسکن کردن واسه استخرهم کارت جدا داشتم بعد برگشتم سمت کمپر هوا زیاد جالب نیست وباده پارتنرم شامش رودرست کردوخوردغذای جیمی رو هم دادم بسکه بیرون خیسه هر دفعه جیمی رومیبره بیرون میاره من باید با یه حوله حسابی تمیزش کنم فردا از اینجا میریم با واتس اپ با ناهید کمی چت کردم پیش مامان اینا بود بهش گفتم کجاییم واینا فردا احتمالا برمیگردیم خونه راستش هردومون اصلا دوست نداشتیم برگردیم هلند چی داره این خراب شده با هوای گندش به ناهیدهم گفتم من فقط دلم واسه شما تنگ شده اصلا دلم واسه هلند تنگ نمیشه دیگه پارتنرم هم شده مثل من همه اش میخواد ازاین مملکت بزنه بیرون....فردا زود بیدارمیشم امشب ساعت بزارم باید قبل از یازده صبح از اینجا بریم

No comments: