Tuesday, August 16, 2016

امروز قبل از اینکه برم دم دریا وشنا کنم با دوچرخه مون رفتیم سوپرمارکت شهر اینجا کمی خرید کردیم بعد یه چیزی با هم خوردیم بهش گفتم من میخوام برم دم دریا شنا کنم و مثل زمان هایی که تو سیدنی بودم بشینم زیر آفتاب دم دریا که اولش پارتنرم اومد باهام اما زیاد ننشست و رفت دوباره کمی بعد برگشت و دوباره رفت منم همونجا چون حوله و کلاه مخصوص برای دم دریا با خودم برده بودم با یه بطری بزرگ آب و مایوم تنم بود یکی دوباررفتم تو آب امروزوطرفهای شیش عصراول دوش آب سرد تو ساحل گرفتم تا نمک ها وآب دریا از بدنم شسته بشه اونجا با یه خانم فرانسوی حرف زدم چقدر فرانسوی ها باحالند من سال دیگه حتما بیشتر میتونم زبانش رو حرف بزنم چون میخوام تمرین کنم تو این مدت و میدونم اگه من هنوزبا پارتنرم بمونم واسه تابستون سال دیگه باز بیایم فرانسه چون من که ندید عاشق این کشور بوده وهستم وپارتنرم قبلا اصلا علاقه ای به اینجا نداشت اما از بس من بهش گفتم اومد وتجربه کرد این ورا رو وحالا دوست داره باز بیاد بگذریم بعد هم برگشتم با دوچرخه سمت کمپرمون اونجا دوش گرفتم ومایو و لباسم رو هم کمی شستم شام درست کردم و خوردیم بعد شام رفتیم سمت اون طرف دیگه وبا جیمی وپارتنرم کلی دم ساحل گشتیم کلی قهوه ای شدم فردا از اینجا میریم دیگه نحس نیست اما میدونم زندگی با این مرد که یه ساعت شاده وعاشقمه و یه ساعت یه حروم زاده واقعیه خیلی سخته حالا امشب هم میخواست بچسبه به من گفتم دیروز خیلی گه بودی امشب اصلا حوصله ات روندارم بهم کار نداشته باش ببینم حالا..بعدش هم دو سه تا فحش کلفت آلمانی بهش دادم چون میدونم زبون آلمانی رو خوب میفهمه...تا آدم بشه..دارم سه ته لایت انگلیس رونگاه میکنم زیاد برنامه خاصی نداره اما ازهیچ چی بهتره ما اینجا برق  نداریم واسه همین ژنراتورکمپراستفاده میکنیم همینطوراین سمت ها زیاد دوش نداره واینترنت واین تنها مشکل شه اما خیلی قشنگه ومن از گشتن تو فرانسه سیرنمیشم واصلا دوست ندارم برگردم هلند لعنتی

No comments: