Sunday, August 30, 2015

چون هوا این ویکند خوب بود زدیم بریم سمت
Lathim
من راستش حالش رو نداشتم و خسته بودم چون روزه  هندوانه داشتم و انرژی نداشتم وقتی روزه ای حالا روزه میوه یا روزه اب باید صد درصد استراحت کنی که زندگی با این مرد در حال حاضر این فرصت رو یمن نمیده بگذریم دفعه دیگه اگه روزه بگیرم حتما میرم مرکزش و او خونه اینکار رو نمیکنم بگذریم شب اونجا بودیم و چون روزش خوب بود گفته بودن یکشنبه هم هوا خوبه شب کلی بارون اومد ولی روز یکشنبه هوا خوب بود و قایق رو که قبلا روز قبلش اماده کرده بودیم انداختیم رو اب و رفتیم رو اب .. خوب بود اما خیلی خسته ام خیلی

Friday, August 28, 2015

اخ جًونم I just bought my fav green house ... Yey

Monday, August 24, 2015

ما شنبه شب هم موندیم اینجا و تصمیم گرفتیم واسه یکشنبه برگردیم سمت هلند هوا هم خوب بود شنبه ای بعد صبحونه و کارهامون اول دوچرخه کوچیک مسافرتی هامون رو از قفلش در اوردیم رفتیم سمت سوپرمارکت خرید کردیم و بعدش برگشتیم و جیمی رو هم برداشتیم با خودمون زدیم بیرون با دوچرخه واسه شب هم پارتنرم با یه مرد آلمانی به اسم یان که کمپرش نزدیک ما بود و تنها بود اومد سمت ما و بیشتر شبش با پارتنرم حرف میزد و ابجو میخورد و اخرشم اکاردیونش رو برداشت و شروع کرد به زدن شب خوبی بود هوا شبها خنک بود و لحاف می چسبید صدای قدم های پاییز رو دارم میشنوم ....یکشنبه قبل از دوازده ظهر هلند بودیم و چقدر پدرمون درآمد تا وسایل رو در اوردیم و جابجا کردیم و حسابی خسته شدم.تمیز کردن کمپر باشه واسه بعد خوبه که خونه تمیزه و قبل از رفتنم به مسافرت تمیزش کرده بودم

Friday, August 21, 2015

at Hausdulmen...Germany..with kamper...

امروز بعد از صبحونه و گشتن اطراف و عکس گرفتن و خوردن میوه آلو سیاه از درخت ها بالاخره طرفهای دوازده ظهر به بعد راه افتادیم ما می باید پنج ساعتی رانندگی میکردیم اما چون تو اتوبان ترافیک بود و طرفهای پنج و شیش جمعه بعد از ظهر بود حسابی اومدن مون طول کشید وقتی هم رسیدیم جامون رو دوست نداشتیم چون برق هم نداشت یه جای دیگه پیدا کردیم اونم به کمک یه خانم آلمانی سمت
Haltern
اما اونجا هم پر بود و جا نداشت مجبور شدیم بریم یه جای دیگه....هم جاش قشنگ بود نزدیک استخر شنا و سونا دوست داشتم اونجا باشیم اما نشد الان اینجا که هستیم سومین جایی هست مه امروز اومدیم و مجانیه و برق هم نداره ما هم داریم واسه امشب از زنراتور خود کمپر برقش استفاده میکنیم فقط امشب اینجا می مونیم شهر اینجا شهر مرزی بین آلمان و هلنده و با خود هلند یکی در ساعت بیشتر فاصله نداره و اینو از سبک خونه های اینجا که بیشترش شبیه خونه های هلنده میشه بخویی مشاهده کرد ....أصلا دلم برای هلند تنگ نشده ..بگذریم ما دیروقت اینجا رسیدیم و منم سریع شامم که هندوانه بود خوردم پارتنرم سر راه. از رستوران بین راهی آلمان غذاش رو خرید و کمپر رو نگر داشتیم تو همون جای پارک و همونجا داخل کمپر غذاش رو خورد فردا صبح پاشم بزنم بیرون ببینم اینور چی داره اسم منطقه ای که توشیم
Hausdulmen
هست با دو تا نقطه روز یوی دولمن ...


Thursday, August 20, 2015

still we are at Losnich in Germany with Kamper...

ما خیال داریم فردا از اینجایعنی
Losnich
بریم دیروز و امروز هوا خوب بود دیروز گشتیم دنبال سوپر مارکت و بعد از گشتن ظهر خوشگل اینجا با موتور رفتیم خرید من این روزا هندونه طالبی و انگور بیشتر میخورم در ضمن دیروز واسه اولین بار از دوش کمپر استفاده کردیم بعد خرید با موتور رفتیم کمی اطراف رو گشتیم و بعدش برگشتیم سمت جای کمپرمون  که من شامم که سالاد بود درست کردم و  خوردم واسه شام پارتنرم رفتیم یه رستورانی اینجا پیدا کردیم و ساعاتی اونجا بودیم من اونجا سالاد میوه خوردم و پارتنرم ابجو و شامش رو ... بیشتر مشتری هاش همه پیر پاتال بودن اصلا دلم میکیره میاییم این سمت آلمان چون خیلی بورینگه اگه وقت داشتیم دوست داشتم فرانسه رو بیشتر بگردم اما نشد من زیاد امسال با تعطیلاتم حال نکردم داره برام بورینگ میشه بگذریم فردا یه جای دیگه میریم و یک شب هم اونجاییم بعد واسه شنبه برمیگردیم خراب شده هلند مه اصلا هیچ چیش رو دوست ندارم پارتنرم دپرسه چون دوشنبه ای که داره میاد باید بره سر کار و اینو اصلا دوست نداره ...شاید منم برم و یک وقت دیدی بهم زنگ زدن که بیا چون چند باری تو این مدت از مرکز کاریابی بهم زنگ زدن امروز که بالاخره موفق شدم آن تایم جوابشون رو بدم گفتم نمیتونم بیام فردا سرکار چون تو هلند نیستم و بهشون گفتم من قبل از اومدن به تعطیلات بهتون تماس گرفته بودم و گفته بودم چهار هفته بیرون از هلندم. کله پنیری ها حرف حالیشون نیست بگذریم امروز هوا خوب بود ًصبحی زنه که میاد واسه جامون پول میگیره اومد و بیدار من کرد نکبت دیروز اصلا نیومد ما واسه اینجا شبی نه یورو پول دادیم که شامل جا و برق و اب مصرفی میشه .... زن آلمانی  امروز عصر هم اومد دوباره پول رو واسه امشب گرفت اینجا قشنگه اما من ًچون تو آلمان نزدیک رودخونه موزل زیاد بودم واسه همین این جاها واسم دیگه زیاد تازه گی نداره امروز حسابی کلافه بودم واسه همین رفتم  پیاده روی و کلی گشتم کلی هم شاه توت و آلو سیاه از درخت ها کندم و خوردم مه خیلی چسبید پارترم هم سگمون جیمی رو انداخت تو کمپر و. رفت موتور سواری دلم میخواست با دوچرخه بریم اما حالش رو نداشت منم اصرار نکردم فردا بعداز صبحونه شستن طرفهای  کثیف امشب جمع و جور میکنیم و از مسیری میریم که نزدیک به هلند باشه که روز اخر زیاد رانندگی نکنیم .....

Tuesday, August 18, 2015

LOSNICH camper place in germany...

ما مجموعا دو شب تو
Wintrich

موندیم و طرفهای ۱۲ ظهر به بعد وقتی شهر کوچیکه رو گشتیم و جای دیگه ای پیدا کردیم از اونجا اومدیم سمت جای جدیدمون .... دیگه هوا بارونی نیست و هرز گاهی آفتاب میزنه ....دیگه اواخر فصل تعطیلاته و اینو خوب میشه حسش کرد مردم اروپا تا آفتاب میزنه سریع میزنن بیرون و خوشحالند و تا هوا تخمی میشه مجبورن. لباس های استین بلند بپوشن و خودشون رو گرم نگر دارن...کمی دلم براشون می سوزه و این شامل من هم مبشه چون اینور دارم زندگی میکنم و اینو هر روز میبینم.
جای جدیدمون مناطر خیلی قشنگی داره و اسم جای جدیدمون
Losnich
هست با دو تا نقطه روی اوو...قبل از اینکه بیایم داخل محل کمپر اول کمپر رو پر اب کردیم چون هم مجانی بود و هم اینکه لازم داشتیم جای قبلیمون باید اب میخریدیم ... من بعد شامم  و قبل از سریال بعدیم که روزی روزگاری بود و هشت و نیم شب شروع میشد حسابی اطراف رو گشتم ... امروز بارون نیومد اما هنوز شبها بخاری قبل از خواب و پتو واسه خوابیدن میچسبه امشب اینجاییم و امیدوارم فردا افتابی باشه تا بیشتر بریم بیرون....این یکی دو روز اصلا اب سبزی درست نکردم و یک وعده ناهارم رو هم قطع کردم شاید فردا جوس درست کنم

Saturday, August 15, 2015

a camper place at Wintrich...

پریشب از فرانسه اومدیم بیرون ....روز قبلش قایق بادی رو جمع و جور کردیم رفتیم سوپر مارکت کمی خرید کردیم بعد برگشتیم و موتور رو بسته بندی کردیم  تا فرداش سریعتر بریم ژانراستش همون طور که قبلا هم گفتم ما تو مرز آلمان فرانسه بودیم و زیاد طول نمیکشید که بیایم ازش بیرون بهر حال من که دوست داشتم این هفته اخر هم تو فرانسه باشیم حتی یه جای دیگه هم پیدا کردم واسش اما پارتنرم گفت اگه بریم سمت آلمان زودتر میتونیم مسیر برگشت مون به خونه رو داشته باشیم دیدم حق داره و علی رغم میل باطنی ام راضی شدم بریم سمت آلمان من آلمان  رو زیاد اومدم و گشتم و دیگه برام زیاد تازه گی نداره من خیلی تنوع طلبم و دوست دارم جاهایی برم که واسم تکراری نباشه و جدید باشه گفتم اگه میریم آلمان جاهای میمونم که قبلا نرفتیم و همین کار رو کردیم واسه  همین هم دبشب اومدیم سمت 
Polich
و شب رو اینجا تو کوه و کمر موندیم تمام شب بارون می اومد شبی پنج یورو و برق رو باید جدا پرداخت میکردیم و جایی برای شستن ظرفها نداشت همه چی رو جمع و جور کردیم و بعد از چند جا گشتن واسه جای اقامت کمپر و خیلی اینور انور رفتن بالاخره یه جا پیدا کردیم به اسم
Wintrich

و گفتیم امشب رو اینجا بمونیم تا فردا ببینیم چی پیش میاد الان شام خوردم و سریال هام رو میبینم بیرون هوا بارونیه و بخاری رو روشن کردیم نشستیم تو کمپر اینجا کمپر و کمپینگ و چادر زیاده اما بیشتری ها تو چادر و کمپر و کمپینگ شون هستن بالاخره طرفهای کثیف دیشب رو داخل کمپر شستم راحت شدم

Monday, August 03, 2015

Mmmmmmmm....





Look At my fresh salad in French resturant I just had.... I love France ...



Saturday, August 01, 2015

Love love love France .