Friday, August 31, 2012

welcome Spring to Sydney

HaPpy SpRIng Sydney ... yeyy... photos from ma iphone ...


finally .. my damn mobile is working after a while ..

Thursday, August 30, 2012

I am watching "Long Kiss Goodnight (1995) now.. with Jina Davis on it ... wondering just ... she looks so different now .. after marrying some Iranian man and having 5 kids ... she is kinda old now ...I thought  well her husband is a plastic surgeon .. so may be he can fix her face later on .. lol...

Wednesday, August 29, 2012

Did you know? Its impossible to say "good eye might" without sounding Australian? Like if you tried =]]
these nights ... my neighbour .. a couple who fights so bad ... trying to bash each other and still after a few hours .. its completly silent.. seems one of them killed the other ... its been going on for almost 3 weeks now .. i guess i need to call the cops soon.. sick of their fighthing .. really
when I watch " pubirty blue " its like I see all my own teenager life ... dramas ..lol

Spring In Sydney...

Spring In Sydney...

Tuesday, August 28, 2012

enjoynig Shahin najafies music now ..Ranandegi dar mastee ...

Monday, August 27, 2012

Love my new sexi hair ..

Sunday, August 26, 2012

my mum going to Iran after 18 years ... she will be there probably next 6 hours .. in Tehran ... wow ..
enjoyed my swimming ... spring /summer is in here .. joOOon..

Saturday, August 25, 2012

تمام این سریال خداحافظ بچه رو ظرف دو روز دیدم .. بعضی سریال ها اینطورین یعنی به نظرم کلی طول میکشه تا تموم شه اما این یکی منو حسابی سر کار گذاشت .. طوری که سعی داشتم سریع تمومش رو ببینم .. چقدر بهاره رهنما چاق شده تو این سریال .. البته چاقی بهش میاد اما نه دیگه اینهمه ... خوبه که صورتش قشنگه وگرنه دیگه هیچ چی .... کار مهراوه شریفی نیا رو هم دوس داشتم .. خندم میگرفت وقتی میدیدم شهرام حقیقت دوست که بقولی یه خلاف توبه کرده بود و وقتی با زنش لیلا نقشه میکشیدن واسه دزدی بچه ... کله زنش بهتر کار میکرد تو خلاف و ایده دادن و قیافه مرده خیلی خنده دار و دیدنی بود ..
نقش و کار آتیلا پسیانی رو هم دوس داشتم که بنظرم متفاوت بود با خیلی از بازیهای قبل ترش .. کلی هم خندیدم از دست حرص خوردنش هاش ... بخصوص اونجایی که این یارو پسره مجتبی پول کلونی ازش میخواد و بقولی تلاش میکنه که باج بگیره ازش ... و اونجا آتیلا پسیانی خیلی لجش میگیره و کلی هم میزنه تو سرو کله خودش .. مردم از خنده .. باحال بود ..به قسمت صد سریال عشق و جزا هم رسیدم ... میدونم که آخرش هم با هم پیر میشن و بچه هاشون بزرگ میشن .. فک کنم یه ۲۳ تا بیشتر دیگه ازش نمونده .. میخوام یه سریال دیگه رو شروع کنم اما دقیقا نمیدونم کدوم رو ... گاهی دلم میخواد همش ایرانی ببینم .. اما یه موقع هایی هم دلم رو میزنه و میرم سراغ سریال های دیگه تلویزیون های پارسی زبان ...
هوا عالیه و بهاری ..فقط کلی باد میوزه که هنوز سردش میکنه ... اما خیلی منتظر گوجه سبزم .. بیا دیگه کجایی لعنتی ... یاام .. دهنم پر از آب شد .. 

Friday, August 24, 2012

ghost hunting around The Rock ...

Thursday, August 23, 2012

Car Talk
- I am not an asshole,he said.
me:
...
-No, but you are an ass.
-I know. I am an ass. Indeed.
-But making this as an excuse make you an asshole.
-what do you mean?
- I mean you know you are an ass and everybody knows you are an ass, so you keep being an ass and justify your assness with being an ass. This is not ass anymore. this is assholeness!
-but I am not an asshole.
-You are a potential asshole, but a practical ass

feels like a summer here ... its time to go to the beach and also have some swim... yey

Saturday, August 18, 2012

اینم بساط منفقلمون .. کباب رو همیشه به سبک ایرانی میزنم ... من از هیچ زغالی استفاده نمیکنم .. چوب هم از بیرون نمیخرم چون معلوم نیست چه چوبیه و زغال رو هم میشه گفت خیلی مجصولات دیگه شیمیایی بهش میزنن که اصلا خوب نیست دودش رو کباب ها بشینه و به تدریج مریضمون کنه ... چوب ها همیشه دست چین میشه و از اطراف جمع میکنیم .. بتدریج اینجا که میبینید حسابی که سوختن خودشون تبدیل به زغال میشن .. باید حرارت کباب رو خیلی مراقب بود ... وقتی که زغال شد کف دست رو خیلی نزدیک به مدت هشت ثانیه بگیرید سمت منقل اگه فقط گرم نشد و حس کردید دستتون میسوزه ... هنوز واسه کباب ها حاضر نیست و کباب ها رو میسوزونه .. اما اگه دست نسوخت تو اون هشت ثانیه .. وقت گذاشتن کباب هاست .. در ضمن من گوشت راسته گوسفند میگیرم واسه کباب که شب قبلش تو پیاز رنده شده و کمی نمک و فلقل و آبلیمو خوابوندمش .. واسه مرغ ها و یا بلدرچین علاوه بر این مواد بالا حتما زغفرون هم اضافه میکنم که خیلی خوشمزه تر و ترد تر بشه ..

اگه از کباب ها و سیخ ها عکس نگرفتم واسه این بود که وقتی داشت میپخت سریع حاضر شد منم دیدم داره سرم کلاه میره همگی افتادیم به جونش .. دیگه وقت نشد ازشون عکس بزارم اینجا .. جای همه تون خالی .. خیلی یام بود

Kabab in persian style in National Park ...

این ویکند بساط کباب رو آماده کردیم و رفتیم سمت نشنال پارک .. هوا نسبتا بهاری بود و بهترین موقع واسه اینکه بزنی بیرون ... اینجا چند تاعکس هم میزارم که از نشنال پارک گرفتم ...
اولش که رسیدم اونجا پام سر سنگی بزرگ سر خورد و مچ پام خیلی درد گرفت .. اصلا برگشت یه لحطه .. دردش بحدی بود که یه آن فک کردم پام شکست .. این پای چب ما رو یکی دو روز سر کار گذاشت .. اما فقط کشیدگی عضله بود و شانس آوردم نشکست چون اصلا وقت و حوصله درد سر گچ و بیمارستان رو نداشتم ...


Kebab Persian style .. National Park
Kebab Persian style .. National Park
Kebab
Kebab....yumm

Friday, August 17, 2012

... My Strange Addiction

این روزا زیاد بلاگ نمینویسم چون اتفاق خاصی نمیفته .. من از تکرار نویسی خوشم نمیاد ... و چون زیاد حرف واسه گفتن ندارم .. چیزی هم اینجا پست نمیکنم .. اما خوندن بلاگ های دوستان و عزیزان رو ادامه میدم ..... هوا خیلی بهاریه ... منم یه اسپرینگ کلینینگ عالی کردم و همه خرت و پرت هام که دیگه بدردم نمیخورد رو ریختم بیرون .. چقدر خونه خلوت تر شده .. واقعا که ما آدمها چرا اینهمه آشغال پاشغال جمع میکنیم .. همون ساعتی که گذاشتمشون بیرون .. دیدم برشون داشتن ... خوب آت و آشعالهای من خیلی میتونه به درد کسای دیگه بخوره و اینجا این مساله زیاد اتفاق میفته .. بگذریم ..چند روز پیش داشتم این برنامه رو نگاه میکردم ... مثلا یه دختره بود که به تن کردن خیلی معتاد بود و حتما باید پوستشو سیاه و تیره میکرد ... یکی دیگه بود که مرتب گچ میخورد .. و از سن خیلی کم عادت به خوردن گچ داشت .... با لذت هم گازش میزد و وقتی به یکی دو تا از دوستاش گفت طبعا اونها هم مثل خیلی از ما تعجب کردن .. یه دختره بود که با وجود درآمد خیلی معمولیش ... مرتب خرید میکرد و تا خرخره هم تو قرض بود اما باز به خریدش ادامه میداد .. دست آخر هم نشون داد که همه شون سعی میکردن برن مثلا پیش یه متخصص واسه پوست که بگه چقدر بده که تو مرتب پوستت رو سیاه میکنی یا میری تو این دستگاه ها و احتمال سرطان پوست رو واسه خودت بیشتر میکنی ... وقتی به خودمو و اطرافم نگاه میکنم میبینم همه ما آدمها به نحوی عادت ها و اعتیادهای مختلفی داریم .. داشتن اعتیاد فقط به این معنا نیست که طرف بره مواد مخدر مصرف کنه ... هر عادتی که از تعادل خارج بشه .. بهش نوعی اعتیاد میگن .. من اینجا قصد ندارم واسه هیچ کس نسخه ای بپیچم .. منهم مثل همه این عادت خوب یا بد رو داشته و دارم و تو تمام زندگیم بخصوص این اواخر سعی کرده و میکنم که یه طوری باهاشون سرو کله بزنم و بقولی کنترلشون کنم .. از روی تجربه شخصی دارم میگم که برقراری تعادل یکی از بهترین راه های کنترل عاداته ... بخصوص عادات غلط که گاهی خیلی هم سخته کنار گذاشتنشون .. باید یاد بگیریم که نمیشه همه اونها رو یهو بزاری کنار چون گاهی خیلی سخت میشه و دوباره برمیگردی سر جای اولت .. اما اگه مثل کنترل وزنت آهسته و پیوستگی داشته باشی ... و مرتب ادامه بدی به کنترل کردنشون ... خوب به تدریج خیلی راحت تر میشه به نتیجه رسید .. من خیلی از عادت غلط غذایی ام رو کنار گذاشتم .. و طبعا نتیجه مثبتش رو هم دیدم ..



Friday, August 10, 2012

هوای سیدنی هم حکایت عروس تعریفیه که گوزو از آب در میاد ... کمی گفتیم بهاری .. گند زد
its fuckig cold in here ... sick of fucking winter ,,,
فیلم قلاده های طلا خیلی وقته آنلاین اومده .. چن وقت پیش گذاشتم تا ببنمش .. نصفه هاش بستمش .. نگاش نکردم .. هنوز هم از دیدن فیلمهای سیاسی متنفرم .. هنوز هم وقتی میبینم داره چی بسرمون میاد .. حالم گرفته میشه ... اینجاست ...اما نمیخوام نگاش کنم .. جالبه نه ؟؟؟

Sunday, August 05, 2012

fitting in my old skinny jeans ..yey

یه حس خیلی خوببه وقتی ٰرژ لب تازه ای به لبام میزنم و احساس سکسی بودن میکنم اونم بعد از اینهمه سال .. دیشب داشتم شلواراسکینی جین قدیمی ام رو رو تنم امتحان میکردم .. خیلی وقت بود نپوشیده بودمش و فک میکردم الان اصلا پام نمیره .. اما رفت ... جون .. باز رفتم سراغ شلوار جین های دیگه ام که مدتی بود پام نکرده بودم .. همه شون مثل همیشه اندازه ام بود .. خیلی خوشحالم چون فک میکردم با این زمستون سرد و مزخرف سیدنی که همه ملت مثل من همه ش دوس دارن بیشتر بخورن تا بدنشون گرم بمونه و بخوابن چون بیشتر خسته میشن ... این کار ممکنه خیلی چاقم کنه .. حتی ونسا چاق تر از بار آخری بود که دیدمش .. خوب خیالم راحت شد که اصلا هیکلم خراب نشده و واسه بهار که داره میاد و تابستون ... نگرانش نیستم .. اما هنوز باید مراقب باشم .. زمستون تموم نشده .. روزها گمتر و آفتابی تره ... اما بهار رو خوب میشه حس کرد . این ویکند کلی فیلم های جدید رو دیدم .. ایرانی زیاد ندیدم .. اما فیلمهای خوبی دیدم .. یه ای بوک باحال هم خوندم که جالب بود. 
Madagascar 3...awesome movie.I have seen all of Madagascar movie Madagascar 1n2..loved it
getting sick of Olampic shit .. when this crap ganna finish .. dont watch tv these days any more .. sick of games
its a great feeling .. when I can fit in my old skinny jeans ..
I am glad I didnt put on weight like Vanessa and the rest of my female friends did this winter ...
i tried most of my thigh jeanslast night on and they all fit .. hurray .. cant wait for spring which is in the corner ..
cant wait for gojeh sabz ... ...
cant wait for beach and swimming there ...

Saturday, August 04, 2012

... پراکنده ها

کله سحری با صدای تکستی بیدار میشم .. دوس داشتم امروز رو خوب بخوابم اما نشد .. بعد از مدتها این ویکند اولین ویکندیه که من خونه ام و حس میکنم به این ویکند آروم خیلی احتیاج داشتم تا بیشتر فکر کنم .. خیلی کارها انجام شده و تصمیم ها گرفته شده .. بهترم از لحاظ روحی و اینکه بالاخره مسیری که باید انتخاب میکردم .. انجام دادم .کلی فیلم های جدید دیدم ..در ضمن این بالاخره این فیلم آیز واید شات.. رو دیدم ..این فیلم زمانی که اومد خیلی سروصدا کرد .. یکی از دلایلی که من وقتی یه سریال و یا فیلم خیلی پرسروصدا رو همون موقع نگاهشون نمیکنم بخاطر اینه که همه یه نظری در موردش دارن ... هر جا که میری یا با هر کسی حرف میزنی اون موقع .. همه دارن در موردش حرف میزنن .. خیلی وقت ها حتی وقتی کتابی معروف واسه خوندن میاد و من دست همه میبینمش که دارن میخونن اون کتاب رو .. باز سعی میکنم اون کتاب رو تو همون موقع یا یه مدتی نخونم .. نظرات افراد مختلف رو شنیدن بد نیست بخواهی یا نخواهی اونو میشنوی .. تو سایت ها اون ها رو میخونی ... تایتل های مختلفی در موردش مینویسن .. من نمیخوام نظرهاشون رو من تاثیر داشته باشه .. من سعی میکنم اون فیلم رو یا اون کتاب رو بعد ها ببینم یا بخونم چون میخوام نظر و دید خودم رو داشته باشم .. ببینم اون فیلم یا کتاب چه حسی بهم میده .. چه جور دارم در موردش فکر میکنم یا چه تاثیری روم میزاره یا اصلا نمیزاره .. این فیلم هم یکی از همون فیلم ها بود ... دلیل دیگه ش واسه ندیدن این فیلم این بود که من اصلا تام کروز رو دوس ندارم .. یعنی یه طورایی ازش بدم هم میاد .. مشکل شخصیه .. بگذریم ..زیاد هم از نیکول کیدمن خوشم نمیاد ..وقتی این فیلم رو دیدم با خودم فکر کردم خیلی مزخرف بود .. داستان مردی که خیلی درگیره با خودش که به زنش خیانت کنه یا نکنه و تا خیلی جاها پیش میره تا از این مرز رد بشه .. نمیشه یا نه ... درگیره بهرحال .. یه طورایی این فیلم مثل سافت پورن بود واسه من ... و اون جریان سکس گروهی که اون رفت تو اون خونه .. منو خیلی یاد قضیه جمع شدن فراماسون ها انداخت .. یعنی گروه شیطان پرست ها و فراماسون ها .. در جمع فیلمش منو زیاد جذب نکرد .. خیلی ها دوسش دارن چون خیلی صحنه داره توش و خوب ملت هم زبونشون زود در میاد بیرون و حال میکنن با دیدن این صحنه ها ...
همینطور این سریال عشق و جزا رو که یه سریال ترکیه ایه و مال فارسی وانه نگاهش میکردم تو این مدت آنلاین .. اما فقط تا ۶۱ قسمتش رو گذاشته بودن اونجا که همه ش رو دیدم و تو کف بقیه شم ... من تلویزیون فارسی وان رو میتونم از طریق اینترنت ببینم اما وقت نمیشه بیست و چهار ساعته خونه نشست و با این همه کار و گرفتاری همه ش تلویزون رو نگاه کرد ... حالا ببینم بقیه ش رو چطوری گیر میارم .. شاید صدف لینکی داشته باشه که باز بهم بده .. ببینم چی میشه .. هوا خیلی بهتر شده .. بوی بهار میاد .. بهار اینجا هم تا حدودی مثل بهار تهرانه .. تا چند وقت دیگه گوجه سبز خوردن دوباره شروع میشه ... یام ... دیگه اینکه ونسا هم هفته پیش اومد سیدنی و علاوه بر اینکه خیلی کار داشت اما فرصتی کرد تا واسه ناهار با من باشه ... خیلی با هم حرف زدیم .. بنظرم کمی چاقتر شده .. اما خوب زمستونه و مردم معمولن این موقع ها بخاطر سردی این فصل هم بیشتر میخورن و هم بیشترمیخوابن .. این واسه منم هست .. واسه همین خیلی دارم سعی میکنم مراقب وزن و هیکلم باشم .. که خیلی هم ظرف این یکی دو هفته موفق بودم و این خیلی خوبه ... مادرم امسال واسه اولین بار بعد ازاینهمه سال بیرون بودن از ایران ... با خواهرم و شوهر خواهرم میرن ایران ... ایکاش میشد منم باهاش برم اما اینجا خیلی گرفتارم .. میدونم حس عجیبی داره و امیدوارم با این مسایلی که تو ایران هست مشکلی براش پیش نیاد چون اصلا نمیخوام واسه خاطر دیدن عزیزانش تجربه تلخی براش بوجود بیاد چون حال همه مون گرفته میشه. میدونم با دیدن گرفتاری مردم و اقوامش کلا حالش گرفته میشه اما دلش خیلی تنگه و باید بره تا کمی آروم بشه .. وقتی بلاگها رو میخونم بخصوص اونهای که تو ایرانن .. یه طورایی حس میکنم که ملت اصلا حوصله ندارن ... چند وقت پیش داشتم ویدیوی از تهران تا قاهره رو دیدم که کمی هم بلند مدت بود ... نمیدونم چی بگم .. من زیاد طرفدار سلطنت و اینا نیستم .. هر اتفاقی افتاد اون موقع اون باعث عوض شدن زندگی خیلی از مردم نسل ما شد و کلا همه چی رو عوض کرد .. شاید اگه اتفاق نمی افتاد ..خوب خیلی از ما ملت غربت نشین اینجا نبودیم .. لابد همه هنوز تو ایران زندگی میکردیم و یه سرنوشت دیگه ای داشتیم .. من نمیخوام سیاسی بنویسم چون حرف زدن از سیاست رو هیچ وقت دوس نداشتم .. و هیچ وقت هم سیاسی ننوشتم اینجا ... میدونیدما همه تمام عمرمون تو ایران درگیرش بودیم و به اندازه کافی باهاش سرو کله زدیم .. دیگه بسه ... و اگه قراره هیچ چی عوض نشه بهتره که خودمون رو بزنیم به اون راه و زندگی خودمون رو بکنیم چون اصلا اعصابش رو ندارم بهش حتی فکر کنم .. زندگی اینقدر کوتاهه که اصلا ارزش نداره هی خودمون رو زجر بدیم .. ایکاش سرنوشت بهتری داشتیم تو اون قضیه ... ایکاش اگه قرار بود رژیمی عوض بشه .. همه چی بسوی بهتر شدن پیش میرفت نه بسوی گوه تر شدن .. اما این حرفها دیگه چیزی رو عوض نمیکنه .. بی خیال ... دیگه که این هفته برای اولین بار من تخم مرغ پوست سفید دیدم اینجا .. باورتون میشه از وقتی من اومدم استرالیا همیشه پوست تخم مرغ ها قهوه ای روشن بوده .. اما اینبار از یه مغازه لبنانی تخم مرغ های پوست سفید دیدم .. جالبه نه ..

Friday, August 03, 2012

first weekend staying home ... chilling out after long times being out of my house for weekends

Thursday, August 02, 2012

اه برنامه امشبم کنسل شد .. در حالی که نیم ساعت پیش به این تکس دادم که دوشنبه بهت زنگ میزنم .. با این حساب امشب فرصت داشتم بهش زنگ بزنم .. لعنتی
دارم فک میکنم کاشکی میشد تکس ها رو دایورت کرد ... و یا با تلفنت قبل از اینکه از خواب صبحش پاشه و بخونه .. پاکش کرد
 love the times i come back home and sing adel's song so loud from the top of my lungs ...

Wednesday, August 01, 2012

My Ex texted me: I Miss You...So I replied: We're sorry, the subscriber you are trying to reach doesn't give a fuck