Date: Saturday, December 31, 2011
Time: 9:16 PM
Comments: 0 ADD +
Title: Sydney New Years Eve Fireworks 2012 Televised Australia
Date:
Time: 8:30 PM
Comments: 0 ADD +
Title: My NeW YEar Cruise ..





inside the cruise ..

 firework started here .... we have twice fireworks in Sydney new year ... one at arround 9 pm and the second and last one is around midnight or 12 ... so yeah ...
Perfect weather for cruising over darling harbour... I am loving this ...It's not rainy or windy any more ... So my hair stay's great  ...














Date: Monday, December 12, 2011
Time: 10:45 PM
Comments: 5 ADD +
Title:
چند وقت پیش یکی از دوستام از کیفش که بیشتر شبیه به ساک ورزشی بود یه ژل در آورد بهم نشون داد که مثلا این موجب تایت شدن واژن میشه ... یکی دیگه هم داشت که واسه بوی فرندش بود که فک کنم کار اون ژل این بود که مثلا معامله یارو رو یا گنده تر میکنه یا سفت ترش .. ملت اینور آب خیلی راحت از این مسایل صحبت میکنن البته وقتی باهات صمیمی میشن . اینم با من خوب تا حدودی نزدیکه و خیلی وقت ها هم از این چیز میزا که میگیره میاره نشون من و یه سری دیگه که باهاشون نزدیکه.. میده .. بهش گفتم : خوب اگه استفاده کردی و دیدی خوبه .. به من هم بگو که بخرم یه دونه .. نه که من خیلی زاییدم قبلا یا مثلا یه صد تا ابورشون داشتم .. و خیر سرم به این آشغالها احتیاج دارم ... کرمم گرفته بود ببینم این کار میکنه و نتیجه میده یا نه ... کمی که گذشت گفتم خوب پس خبرش رو میدی دیگه بهم .. گفت اصلا بیا با هم الان بزنیم ببینم چی میشه ... طبق دستور روی ژل اون خوند و به اندازه یه نخود باید اپلای میکردی ... به محل .. برام ریخت و پشتمون رو کردیم بهم و آره .. منو میگی .. تو همون ثانیه اول که زدمش شروع کرد به سوختن ... و منو میگی .. دویدم با جیغ سمت دستشویی .. اونم رفت .. فک کنم یه دستشویی دیگه که سمت پشت ساختمون بود ... بگذریم ... داشتم میمیردم .. انقدر شستم خودمو .. حالا مگه از سوزش میافتاد ... با خودم فک کردم .. ای تو روحت .. این چی بود ... بعد از مدتی فهمیدم همین بلا سر اونم اومده ... بهش گفتم : این چی بود بهم دادی بزنم به اونجام دختر ... همون لحظه که زدم .. انگار یه فلفل چیلی زدم لای پام .. حالا هر چی میشورمش مگه سرد میشه .. آتیش گرفتم .. گفت : منم همینطور .. بهش گفتم : حالا چقدر پول این گه رو دادی ؟ .. گفت : ده دلار بیشتر نیست .. گفتم : بندازش دور .. چیه بابا ... روش رو که خوند یه سری محصول بود که بهم اضافه شده بود توش عصاره زنجفیل و فلفل هم بود .. پس بگو واسه چی ما جفتمون آتیش گرفت اونجامون ... بهم گفت : من دیگه این یکی رو هم نمیزنم به فلان دوست پسره .. از مردی میاندازدش و نافصش میکنه بدبحت رو ... کلی هم خندیدیم .. گفت : میدونی چیه .. خوب شد این ژل رو اینجا استفاده کردم .. فک کن اگه رو کار که بودیم میزدمش چی میشد .. دخلم میومد و دیگه سکس اون شب تعطیل ... هه هه هه ... خیلی ما سر این قضیه خندیدیم ولی راستش خیلی سوختم .. بر من لعنت دیگه اینهمه کنجکاوی کنم سر این آت آشغالها 
Date: Sunday, December 11, 2011
Time: 8:11 PM
Comments: 0 ADD +
Title: The Advantures Of Tin Tin ..
امروز نشستم آنلاین سفرهای پر ماجرای تن تن رو دیدم .. من قیافه کارتونی تن تن رو بیشتر میپسندم .. حداقل کیوت تره ... بگذزیم .. من با کتابهای تن تن بزرگ شدم .. همیشه داستاناش رو میخوندم و با دیدن این فیلم تری دی رو هم که ساختن ... خیلی هاش یادم اومد که خیلی باحال بود ... فک کنم قسمت ها و سری های بعدی اش رو هم بعد ها بسازن .. چون هم داستاناش زیاد و طولانیه و هم ماجراهاش خیلی متنوع و مختلفه ... واسه همین یه بار ساختنش فک کنم تازه شروعیه واسه سری های بعدی ... که خیلی باحاله و خوشم میاد ازش
Date: Thursday, December 08, 2011
Time: 11:51 PM
Comments: 2 ADD +
Title: Xmas Party ...
I went to do my hair today ... loved it ... I could do that myself but when you fix people hairs all the time its good to have some one else do that for you for change .. so I was glad the rain stopped this morning .. after that we went to some nice African restaurant around Newtown .. a few of people I was with in this group are African ... some of them had their own colorful dress and a few of them danced during our dinner which was nice ... I started to like African food .. they had so much variety and that was good .. and yum . some brought gifts and I felt bad because if I knew we will exchange the xmas gift .. I would buy some for them too ... but we had a really good times.
Date: Tuesday, December 06, 2011
Time: 6:30 PM
Comments: 0 ADD +
Title: Waste Land ...
اینم یه داکییومنتری عالی بود از کارهای ویک مونز که با تشکر از احسان گل که در موردش بهم گفته بود و میخواست فیلمش رو ببینم .. جالب بود
Date: Monday, December 05, 2011
Time: 10:51 PM
Comments: 2 ADD +
Title: فیلم کوتاه: در آن سوی
Date: Thursday, December 01, 2011
Time: 9:04 PM
Comments: 4 ADD +
Title: "Circumstance " the movie
بالاخره دوشنبه آخرین کلاسم رو هم رفتم و این کرس لعنتی که اینهمه کش پیدا کرده بود هم تموم شد ... خیلی خسته بودم واسه دوشنبه اما دیگه خیالم راحت شد .. دیروز داشتم این فیلم ادام سندلر رو میدیم که همون جک اند جیله ... حالا خیل خوشگله ورداشته فی میل ورژن خودش رو هم زده و به عنوان خواهر دوقلو توی فیلم گذاشته .. خودش تحمل قیافه و ریخت خواهر خرسش رو نداشت توقع داشت ما تحملش کنیم .. اما کمی هم خنده دار بود .. اونجا که گرمک ها از تو سینه ش رفت رو شونه هاش ... و میخواست سریع برشون گردونه تو کرستش ... هه هه هه ... امروز هم بالاخره این فیلم شرایط رو دیدم .. خیلی وقت بود میخواستم ببنمش ... تو فه ی س بوک این ایرانیان این یوروپ ادمینش گذاشته بود اما اون لینکش که تو سایتشه واسه دانلود بود .. اولش خواستم دانلودش کنم که پسورد میخواست منم لاگ نکرده بودم اونجا .. حالا ادمین که از دوستای خوب منه و تو هلنده بیچاره پسورد ش رو هم بهم داد اما امروز تو این سایتی که من معمولا فیلم های جدید رو آنلاین میبینم پیداش کردم و بالاخره دیدم .. خیلی خوب بود .. گاهی دلم واسه زندگی تو ایران تنگ میشه اما خوب وقتی یه سری فیلمها مثل این یا بقیه فیلمها ی ایرانی رو میبینم از فکر زندگی تو ایران میام بیرون و میگم همون بهتر که اینورم .. من حوصله مزخرفات زندگی تو ایران رو که واسه زن جماعت زیاده ... ندارم ... بگذریم فیلمش خیلی قشنگه اگه تونستید حتما ببیندش .. این هنرپیشه های اصلی دختر و پسرها همه لهجه داشتن وقتی داشتن پارسی حرف میزدن معلومه که هیچ کدومشون تو ایران یا بدنیا نیومدن یا زیاد زندگی نکردن ..

این ورکشاپهای منم دیگه تموم شد .. هفته پیش آخرینش رو هم رفتیم ... هفته آینده یه کریسمس پارتی واسه همین گروه که منم توش ام گذاشتن ... جون ...اونم سمت نیوتاون  تو یه رستوران آفریقایی ... بدم نمیاد غذای افرایقایی ترای کنم ببینم چه طوری هاست ...امروز صبحی رفتم کالج تا لاکرم رو خالی کنم .. این اواخر لاکرم یه چیزی شده بود تو مایه های کمد یا انباری آقای ووپی .. اگه کارتون تنسی تاکسیدو رو دیده باشید قیلا میفهمید دارم از چی میگم .. لاکرم بحدی پر شده بود که به زحمت همه چی رو هر دفعه میتونستم توش جا بدم .. اما همه ش رو آوردم خونه و کلید رو پس دادم .. این کرس خیلی عالی بود .. خیلی یاد کردم و باهاش حال کردم .. کلی هم ازم کار کشید


راستی امروز اول تابستونه تو سیدنی.. بهار بالاخره تموم شد .. بهار خوبی بود .. کلی بارون داشتیم ... کلی گوجه سبز و دلمه خوردیم .. امروز هوا حسابی خنکه .. چه حالی بکنم این تابستونی ... واسه شام کمی دلمه برگ درست کردم که با سرکه و شکر هم سس مخصوصش رو کمی رو آتیش تفت دادم که شکر آب بشه کمی هم بهش آبلیمو زدم .. یام شد ... توش هم آخرش چند تا گوجه سبز ریختم .. خیلی خوب شد .. از موادی که داخل برگ های مو میریزن کمی زیاد اومد که حالا چند تا فلفل سبز دلمه ای میگیرم با این بادمجون تپل ها که یه دلمه اون مدلی هم درست کنم و یه حالی بهمون بده .. خیلی وقته دلمه بادمجون نخوردم .. ولی راست راستی غذای ایرانی وقت میگیره و باید خیلی حال و حوصله داشته باشی که بخوای درستشون کنی ها