Date: Thursday, December 01, 2011
Time: 9:04 PM
Comments: 4 ADD +
Title: "Circumstance " the movie
بالاخره دوشنبه آخرین کلاسم رو هم رفتم و این کرس لعنتی که اینهمه کش پیدا کرده بود هم تموم شد ... خیلی خسته بودم واسه دوشنبه اما دیگه خیالم راحت شد .. دیروز داشتم این فیلم ادام سندلر رو میدیم که همون جک اند جیله ... حالا خیل خوشگله ورداشته فی میل ورژن خودش رو هم زده و به عنوان خواهر دوقلو توی فیلم گذاشته .. خودش تحمل قیافه و ریخت خواهر خرسش رو نداشت توقع داشت ما تحملش کنیم .. اما کمی هم خنده دار بود .. اونجا که گرمک ها از تو سینه ش رفت رو شونه هاش ... و میخواست سریع برشون گردونه تو کرستش ... هه هه هه ... امروز هم بالاخره این فیلم شرایط رو دیدم .. خیلی وقت بود میخواستم ببنمش ... تو فه ی س بوک این ایرانیان این یوروپ ادمینش گذاشته بود اما اون لینکش که تو سایتشه واسه دانلود بود .. اولش خواستم دانلودش کنم که پسورد میخواست منم لاگ نکرده بودم اونجا .. حالا ادمین که از دوستای خوب منه و تو هلنده بیچاره پسورد ش رو هم بهم داد اما امروز تو این سایتی که من معمولا فیلم های جدید رو آنلاین میبینم پیداش کردم و بالاخره دیدم .. خیلی خوب بود .. گاهی دلم واسه زندگی تو ایران تنگ میشه اما خوب وقتی یه سری فیلمها مثل این یا بقیه فیلمها ی ایرانی رو میبینم از فکر زندگی تو ایران میام بیرون و میگم همون بهتر که اینورم .. من حوصله مزخرفات زندگی تو ایران رو که واسه زن جماعت زیاده ... ندارم ... بگذریم فیلمش خیلی قشنگه اگه تونستید حتما ببیندش .. این هنرپیشه های اصلی دختر و پسرها همه لهجه داشتن وقتی داشتن پارسی حرف میزدن معلومه که هیچ کدومشون تو ایران یا بدنیا نیومدن یا زیاد زندگی نکردن ..

این ورکشاپهای منم دیگه تموم شد .. هفته پیش آخرینش رو هم رفتیم ... هفته آینده یه کریسمس پارتی واسه همین گروه که منم توش ام گذاشتن ... جون ...اونم سمت نیوتاون  تو یه رستوران آفریقایی ... بدم نمیاد غذای افرایقایی ترای کنم ببینم چه طوری هاست ...امروز صبحی رفتم کالج تا لاکرم رو خالی کنم .. این اواخر لاکرم یه چیزی شده بود تو مایه های کمد یا انباری آقای ووپی .. اگه کارتون تنسی تاکسیدو رو دیده باشید قیلا میفهمید دارم از چی میگم .. لاکرم بحدی پر شده بود که به زحمت همه چی رو هر دفعه میتونستم توش جا بدم .. اما همه ش رو آوردم خونه و کلید رو پس دادم .. این کرس خیلی عالی بود .. خیلی یاد کردم و باهاش حال کردم .. کلی هم ازم کار کشید


راستی امروز اول تابستونه تو سیدنی.. بهار بالاخره تموم شد .. بهار خوبی بود .. کلی بارون داشتیم ... کلی گوجه سبز و دلمه خوردیم .. امروز هوا حسابی خنکه .. چه حالی بکنم این تابستونی ... واسه شام کمی دلمه برگ درست کردم که با سرکه و شکر هم سس مخصوصش رو کمی رو آتیش تفت دادم که شکر آب بشه کمی هم بهش آبلیمو زدم .. یام شد ... توش هم آخرش چند تا گوجه سبز ریختم .. خیلی خوب شد .. از موادی که داخل برگ های مو میریزن کمی زیاد اومد که حالا چند تا فلفل سبز دلمه ای میگیرم با این بادمجون تپل ها که یه دلمه اون مدلی هم درست کنم و یه حالی بهمون بده .. خیلی وقته دلمه بادمجون نخوردم .. ولی راست راستی غذای ایرانی وقت میگیره و باید خیلی حال و حوصله داشته باشی که بخوای درستشون کنی ها