Tuesday, November 30, 2010

...راز طول عمر

یه مشتری داریم .. خانومیه که دقیقا صد سال رو داره .. آره ... باور کنید .. چند ماه پیش صد سالگیش رو جشن گرفت .. از لحاظ روحی و بدنی خیلی خوبه .. یعنی فک کن این بشر یه قرن عمر کرده .. ۴۹ ساله که شوهرش مرده ..از ۱۴ یا ۱۵ خواهر برادری که داشته .. هیچکدومشون زنده نیستن و همه رفتن ..تک و تنها هم داره زندگی می کنه... و عجیب باروحیه و سرحاله .. فقط کمی گوشش سنگینه .. قبلا هم دیده بودمش .. و قیافه من دیدنی بود وقتی فهمیدم اینهمه سن داره و اینهمه سرحاله .. واسه منی که تو جامعه ای بدنیا اومدم که بالای سی یا چهل رو پیر مرد یا پیره زن خطاب می کنن .. واقعا هم جای تحسین داشت و خیلی حال کردم که اینهمه به سرو وضعش هم اهمیت میده .. پرم می کنه موهاش رو .. یا حتی میاد واسه ست کردن موهاش و یا سشوار کردنشون .. امروز کمی برک داشتم و گفتم که باهاش کمی حرف بزنم .. کلی سوال کردم ازش از سیدنی قدیم .. و اینکه چه طوری ها بوده .. بهش گفتم تو باید کتاب بنویسی .. چون بهترین سند و مدرک واقعی هستی واسه حرفات و معمولا چون تاریخ خوب خیلی تحریف و دست کاری شده است .. میشه رو نوشته های تو بیشتر حساب کرد .. کاش میشد بیشتر بشینم پیشش و باهاش حرف بزنم ... خیلی حرف ها میشد ازش شنید و خیلی مسایل رو واسه گفتن داشت .. فک کن این بشر یه پسر داره که هفتاد و خورده ای سالشه .. و مریضه .. زن اون پسرش یا عروسش هم دای من شیا داره که همون فک کنم به فارسی فراموشی میشه اما آلزایمر نیست .. آلزایمر فرق میکنه .. خودش همه چی یادشه .. ازش می پرسم .. رمز اینهمه طول عمر چیه .. ؟ راستش رو بگو .... می گه .. کار زیاد .. خوب دیگه نشد بپرسم که سیگار کشیدی بعمرت .. مشروب چی ؟؟ ‌تا بحال وان نایت استد داشتی .. ؟‌ .. بالاخره این یه سری باید توش باشه دیگه .. صرفنظر از این همه این حرفها .. روحیه خیلی خوبی هم داره .. کلی شوخی می کنه و می خنده .. راحت راه می ره .. بهش می گم .. رانندگی می کنی .. ؟‌ میگه نه .. من هیچوقت رانندگی نکردم .. اما راه زیاد میرم .. شاید باورتون نشه اما من وقتی اینو میبینم خیلی روحیه می گیرم .. خیلی کیف می کنم که چقدر این بشر محکم و قویه ... هم بدنش و هم روحیه اش .. امید وارم تا ۱۲۰ سال عمر کنه .. دمش گرم
..
what you wish for this xmas ?? ... let me c .. all I want for xmass this year is ... a trip around the world .. for 2 would be nice .. or lots ,, lots of money ...
what u want for xmas this year ??? !!!

Thursday, November 25, 2010

...از همه جا

خوب این لپ تاپه که خیلی وقت بود واسه ام بازی در میاورد .. بعد ها که خودم .. آره درس شنیدید .. یا خوندید .. خود حاجیت درستش کرد ... با برازری که استفاده می کردم این سایت رو نمی شد آپ کرد .. چون اصلا اونو نمی خوند و من با فارسی نوشتنم اینجا مشکل داشتم .. بالاخره یه فکری هم واسه این مشکل شد و بعد از اینهمه بی زی بودن و ایناااااا ... بالاخره فرصتی شد که به وبلاگ جونم یه سر بزنم ... اولندش که تولدت مبارک ... خوب تولدش فک کنم ۶ نوامبر بود .. آره یه طورایی این زودتر از من بدنیا اومده ..یعنی تاریخ میلادش زودتر از مال منه ... شیش سالش تموم شده بچه ام .. سال دیگه باید بره مدرسه .. اونم اول دبستان .. هه هه هه ... راستش اصلا فک نمی کردم که این همه سال این تو بخوام بنویسم .. اما دیگه این روزها .. فک کنم یه موقعی بشه که دیگه شاید نوه و نتیجه منم بیان اینا رو بخونن و بگن .. به عجب ننه ای داشتیم ها .. حال می کنید !!!! ... یعنی اگه من بخوام بچه داشته باشم این کار انجام میشه البته .. بعدش هم خوب علاوه بر بیزی بودن زیاد من .. یه کم هم بخودم حال دادم .. این فیلم سوشیال نت ورک.. رو دیدم که همه اش راجع به فه ی س بوکه و اینکه داستان بوجود اومدنش رو تعریف میکرد .. من این فیلم رو آن لاین دیدم .. یه فیلم باید خیلی برام با ارزش باشه که بخوام برم واسه اش سینما .. مثل پارانورمال اکتیویتی ۲ که حال می کردم اونجا بترسم تاروی مبل خونه ام ...راستش رو بخواهید قسمت دومش خیلی بهتر از قسمت اولش بود ... یعنی صحنه های ترسناکش بیشتر بود..آره داشتم می گفتم .. این فیلمه .. بابا عجب این پسره حرومزاده ای بوده که ایده یه بابای دیگه رو بالا کشیده و آخرش هم پولدار شده ها ... فک کنم که اس .. هال به تمام معنا هم باشه .. حالا اگه واقعا در مورد شخصیتش همونی باشه که تو فیلم بود

دیگه که ما این مبایلمون که من خیلی هم دوسش داشتم ... هی اذیت می کرد .. یعنی یه وقتهایی بخصوص وقتی که لازم بود با کسی حرف بزنی یا منتظر یه تلفتی چیزی بودی ... یه وقت هایی صداشون میومد .. یه وقت هایی نه ... حالا اونا صدای منو داشتن .. من بدبخت ها هر چی گلوشون رو پاره می کردن صداشون رو نداشتم .. فهمیدم که نوبت یه مبایل جدیده .. رفتم و گرفتمش .. یه آی فون ۴ .. زیاد باهاش اولش حال نکردم چون من خودم آی پد دارم .. اونم دو تا عوض یکی ... یکی ش که پیدا کردم ...یا کلی آهنگهای دبش .. هر کاری هم کردیم صاحبش پیدا نشد که نشد .. یکی اش هم که خودم خریدم ... خوب اینم مثل آی پد می مونه .. حالا قرار داد بستیم باهاشون با این کمپانی لعنتی آپتوس ... که من یه اسم دیگه واسه اش گذاشتم اما اینجا نمی گم .. راستش رو بخواهید همون هم هست ... حیف اون که ازش استفاده می شه واسه مطرح کردن و چیپ بودن این کمپانی .. خواستم همون شماره قبلیم رو نگر دارم .. حوصله نداشتم به صد ها نفر تماس بگیرم و شماره جدید بدم .. خوب بعدش حالا منتظر بودیم این تلفنه درس بشه .. نشون به اون نشون که چهار پنج روز سر کار گذاشت منو و درست نشد .. آخرش دیروز رفتم همون جایی که خریدمش و گفتم یا این رابیش رو درستش می کنید یا من اصلا نمی خوامش .... عوضش میخوام
Nokia N8
بخرم ...چون شنیدم دوربینش بد نیست .. خلاصه که سریع درستش کردن و دادن دستم .. راستش میشه باهاش آن لاین شد فقط فونت هاش ریزه و نمی شه راحت خوندشون .. شاید من راحت نیستم باهاش و هنوز عادت نکردم .. بلاگم رو امروز از همون مبایل جدیده دیدم .. سعی می کنم بعد ها بتونم با فونت هاش کنار بیام و بشه بلاگینک کرد ازش .. یا بیشتر خوند .. یا اگه بشه فیلم تماشا کنم باهاش .. اونم بد نیست
موهام از وقتی که با ...که ر تین درس شده خیلی نرم تر شده .. و خیلی راحت ترم باهاش .. ریزشش هم کمتر شده ... من که خیلی خوشم اومد .. یه کات تریم هم قبل از کریسمس می کنم .. خیلی دبش میشه .. دو تا لباس خیلی خوشگل هم خریدم .. البته کلی خرید کردن های من معمولا بعد از کریسمس و نیو یره ... که خیلی ارزونتر هم هست ... واسه همین الان صبر می کنم تا بعدش که کلی خودمو با خرید هام خفه کنم ..
دیگه اینکه هوا خیلی گرم شده . این اواخر خیلی هوا ی سیدنی متغیر شده ... مثل ملبورن .. خلاصه که نمیشه اصلا روش حساب کرد ... هی یا باید لباس گرم می پوشیدی یا اینکه دروازه های جهنم خود بخود روز بعدش باز می شد و کلی ملت هم لخت و پتی می ریختن بیرون .. خوب الان ها که گرم شده این مساله همچنان ادامه داره ... تابستونه دیگه ... من این موقع های سال رو که نزدیک به کریسمس و نیو یر هم میشه خیلی دوس دارم ... و می دونم یه روز اگه واسه همیشه از استرالیا برم .. بیشتر واسه این روزهاش و این ماه های اخیر .. دلم واسه اش تنگ میشه .. بدجور

Sunday, November 21, 2010

my giant big teddy bear

she is born in the same day as I am ... she was telling me .. you know what .. I wish I had big teddy bear to hold him sometimes and cuddle ... well .. I said : I've got one ... a big fluffy brown bear ... actually when I met some guy before .. ages a go .. he sent it to me I went to my local post office to see what is this .. and I saw he sent it a big teddy bear to me ...
she said .. oh .. that's cool .. I said : well I didn't like it from start .. I was so paranoid cause .. well it was summer time and
most of the summers I am so comfortable and half naked at home .. first things I did was ... I started to look and search every
where of the teddy bear ... to find if he put some camera ... he was kinda obsessed about me so that's why I stopped to see him after
a while ... he turned to be a real jerk at the end any way ...

she said .. you still have your teddy bear ?? .. yep .. I said .. I still have him ..

Saturday, November 20, 2010

24 hours B4 my birth dAY... lets party...

Thursday, November 18, 2010

4 days to my birthday .. Akh joOon ...

Wednesday, November 17, 2010

birthday gal ...

Sunday, November 14, 2010

jon .. At 22 of November .. I will B birthday gal .. hurray ..
لپ تاپم مشکل پیدا کرده و گاهی میام اینترنت  واسه چک کردن ای میل هام و فه ی س بوکم و اینا ..اما خوب اینجا هوا خیلی گرم شده ومن خیلی با کارم سرم شلوغه....سه هفته دیگه این کرسم تموم میشه...و خیالم راحت میشه..اگه بخوام ا دامه اش بدم سال دیگه باید چند ماهی برم..حالا ببینم چی میشه..از لحاظ روحی خیلی خسته ام..اما سعی می کنم بخودم خوش بگذرونم تا ببینم چی میشه ..من دلم تنگ شده واسه آن لاین شدن همیشه گی خودم..میخوام این هفته  لپ تاپه رو درستش کنن .ببینم چی میشه

Thursday, November 11, 2010

beach any one? !!!...

Tuesday, November 09, 2010

watched the movie :Paranormal Activity 2 last night .. this one is even better than the first one...

Friday, November 05, 2010

worked hard ... so damn tired where is my weekend ??? damn ...

Wednesday, November 03, 2010

what a beautiful warm sunny day we had in sydney ...yeah ,.. summer is here ..

Tuesday, November 02, 2010

start da new job . so far so good ...