ItZ AlWaYs HArD 2 GeT: Toronto Pearson International Airport

Wednesday, September 10, 2008

Toronto Pearson International Airport

نشستم و منتظر پرواز .. همیشه به مسافرانی که سبک سفر میکنند و یک دونه چمدون کوچیک همراه دارند حسودیم میشه .. من با وجود سفرهای طولانی که دارم .. باز هم سنگین سفر میکنم .. چند تا چمدون .. خیالم راهم شد.. این یکی رو هم که کفشام رو توش گذاشتم تونستم ردش کنم تو بارها .. حالا فقط ۲ تا تو دستمه که راحت میزارمش تو هواپیما .. کاش میتونستم سبکتر سفر کنم .. این طور ی کمتر خسته میشم .. نشسته بودم و داشتم از آفتاب فرودگاه تورنتو استفاده میکردم و تند و تند ابروهام رو مرتب میکردم .. یعنی زیرش رو کمی تمیز میکردم .. زوج جوانی هم که وارد این قسمت شدن قبلا هم تو سالن قسمت دیگه نشسته بودن و مرده منو دید که اونجا هم دارم ابروهام رو مرتب میکنم .. هه هه .. الان هم وارد شد و با ز همینو اینجا دید .. پس اینام با من هم مسیرن وو با نگاهی بهم فهماند که .. تو اینجا هم داری ابرو مرتب میکنی ؟‌.. فضولی .. منم با نگام بهش گفتم ... و بی خیال به کارم ادامه دادم .. یه ساعت دیگه دارم .. و سرم گرم میشه

0 Comments:

Post a Comment

<< Home

Forogh ( A female Persian poet ) once said: “ that person branded with shame.. who used to laugh at foolish taunts was I… I said I would be the cry of my own existence… but O, alas that I was a 'woman'…" Theses days I say: dear Forogh…. I’m the cry of my own existence …& I’m a 'woman' …..