Saturday, March 31, 2007

....ایرانی باشید

ایرانی باشید هر کجای دنیا که هستید
..
بزارید همه بدونن که ما چه فرهنگ قشنگی داریم
.. چقدر مهمون نوازیم
..
چقدر سور چرونیم
..
آره ایرانی باشید
..
هر جا که هستید
..
جمال هر چی ایرونی باحاله رو عشقه
..
چاکریم به مولا....

Friday, March 30, 2007

....مهمونی عید تو خونه من

خوب بالاخره جمعه رسید و باید کارام رو میکردم واسه مهمونی شنبه شب ...کلی خونه رو تمیز کردم سال خوک مثل اینه که سال خرحمالی و تمیز کردن خونه است وتمومی نداره..رفتیم غذا هم گرفتیم
با کارن
کارن چشمش که به خورشت ها افتاد گفت خوب ناهار هم همین جا بخوریم گفتم :بشین..این بار اول بود کارن رو میبردم رستوران ایرانی..بعد خوردن ناها ر و یه چای مشدی با زولبیا و بامیه شام واسه شنبه شب رو هم خریدم کمی هم مشروب شنبه صبح میگیرم
..تازش هم بچه ها واسه خودشون مشروب میارن..
هورا مهمونی رو عشق است..
امسال عیدم پرفکته..
جانمی

یه سوال

دوستان عزیزان یه سوال..اگه الان جنی یعنی همون غول سکسی تو ی بطری بیاد بیرون و از شما بپرسه سه تا آرزو کنید ..شما چی آرزو میکنید..یادتون باشه فقط سه تا..
من از خودم شروع میکنم اولش اینه که اینقدر پول داشته باشم که بدون نگرانی بتونم برم سفر ..یعنی مجبور نباشم که اگه تو اون مدت کار نکردم .مشکلی پیش بیاد.. دوم اینه که تا میتونم دوستان واقعی داشته باشم.. حالا هر کجا هر ملیتی باشه فرقی نمیکنه..دوستی که قضاوت های مزخرف نکنه و تورو همونطوری که هستی و راحتی قبول داشته باشه و بهت احترام بزاره..به نظر من داشتن دوست خوب یه گنجه..
گنجی پایان ناپذیر..
سومیش..اوکی ..سومیش سلامتی خانواده منه ..بخصوص پدرم که اگه جراحی کلیه اش ردیف بشه دیگه مجبور نیست مرتب بره چند بار در هفته دیالیز بشه.
.شما چی .
.تنبلی رو بزارید کناربنویسید چی آرزو دارید
hurry up..

Sunday, March 25, 2007

Italian Gift

A woman goes to Italy to attend a 2-week, company training session.
Her husband drives her to the airport and wishes her to have a good trip.The wife answers : "Thank you honey, what would you like me to bring for you?" The husband laughs and says: "An Italian girl !!!" The woman kept quiet and left.Two weeks later he picks her up from the airport and asks: "So, honey, how was the trip?""Very good, thank you." "And, what happened to my present?" "Which present?" She asked."The one I asked for - an Italian girl!!""Oh, that" she said"Well, I did what I could, now we have to wait for a few months to see if it is a girl !!!"
so the result is ..Guys watch what you wish for .well some times ..

lol

رستوران شیراز

دوباره واسه اصلاح و ابرو میرفتم آرایشگاه ایرانی .. ساعت هفت و نیم صبح اونجا
بودم .. فریبا باورش نمیشد که من اونموقع بیام..هلن داشت روصورتم کار میکرد در سالن باز شد و صد ای بلند زن جوانی به گوشم رسید.. اخیش بالاخره یه ارایشگاه ایرانی پیدا کردم..چند جفت چشم و ابروی خوشگل دیدم دلم وا شد
فریبا میخواست واسه عید بره ایران ..کمی کتاب سفارش دادم برام بگیره
چون خودش کلی اصرار کرد حالا اگه یاد ش نره که خوبه..

امروز باید میرفتم یه سر سمت مغازه های ایرانی تا ببینم چی باید بخرم واسه هفت سین هنوز به اون صورت چیزی نیاورده بودن یه سر رفتم رستوران شیرا ز تو نورت پاراماتا... بدجور هوس یه قرمه سبزی مشدی کرده بودم سالن نسبتا کوچکی داره و همه در و دیوار رو پر کرده از عکس های شاه های قد یمی ایران مال زمان مثلا ساسانیان یه سماور هم گذاشته بود سر طاقچه اش و از صنایع اصفهان هم استفاده کرده بودبگذریم نشستم و بعد از سفارش غذا مشغول خوندن روزنامه ها شدم..نصف بیشتر 4 صفحه روزنامه ها ی ایرانی اینجا پر از آگهیه..غذا رو آورد یه مثقال خورشت قرمه سبزی که معلوم بود 50 بار داغ کرده و گذاشته جلوی مشتری هاش..با خودم فکر کردم خوب عوض اینهمه دکور مکور به کیفیت غذات برسی یه مقدار بیشتر سرت شلوغ میشه عمو...این بار آخریه که من میام اینجا واسه غذا...مگه مرضه این همه راه بیایی و مزخرف جلوت بزارن...

Saturday, March 24, 2007

the night at Marble Bar

شب شنبه است و بعد ا ز کار تو سیتی دارم.. قدم میزنم هوا کمی خراب شده و ریز هم داره بارون میاد از گلوریا جینز دار م رد میشم یه جفت چشم مشتاق را ه منو داره دنبا ل میکنه اینو از گوشه چشمم بخوبی میبینم.. سر چراغ قرمز به بالا مرد جوانی با صدای بلند به سمت من میاد
سلام
گفتم سلام
گفت ببینم دوست دار ی با من یه نوشیدنی بخوری
گفتم نه مرسی
گفت راستی من فرانک هستم
و دستش رو به سمت من دراز کرد
گفتم های فرانک
گفت من پرشیان هستم
کمی به صورتش بیشتر دقیق شدم
گفت تو چی
گفتم چی فکر میکنی..گفت تو باید لاتینو باشی ..خیل شبیه به دخترها ی برزیلی هستی
گفتم ممکنه..
گفت چند وقته اینجایی
میون صحبتاش که انگلیسی رو بدون لهجه صحبت میکرد با خودم فکرکردم ببنیم این میتونه بفهمه من ایرانی ام یا نه؟؟ گفتم من حدود 5 ماهه که اینجام و تراو ل میکنم
الان هم منتظر دوستان ایرلندی ام هستم تا باهاشون تراول کنم تو چی؟
گفت من خیلی وقته اینجام من از وقتی 13 سالم بود اومدم اینجا از ایران
اینجا کلی بیزینس دارم
اینو دارم اونو دارم و تمام سعی اش این بود که بگه چه آدم پول داریه و میخواد که به من هم خوش بگذره..امان از دست مردای ایرانی ها ها...بگذریم..
گفت من خیلی دوست دارم با هم یه نوشیدنی بخوریم
میتونیم دوستان خوبی برای هم باشیم
تو اینجا به دوست احتیاج داری
گفتم من دوست خوب زیاد دار م
راستش امشب هم با دوستم میخواهیم بریم نوشیدنی بزنیم و خوش باشیم..خلاصه خیلی سعی کرد که یه طوری بشه که با هم بریم بیرون گفتم نه مرسی واسم جالب بود واسه مردی مثل اون با 34 سال سن
نتونست از لهجه من تشخیص بده که من یه زن ایرانی ام..شایدم من بازیگر خوبی بودم
Moron
بعدش فکر کردم
girl ..you still got it.. yeah..big time

having Manhattan and Margarita Cocktails ..dancing my heads off.. having fun Noroz ha ha
از دوست غیر ایرونی ام که جمعه شبی با دوستش رفته بود برنامه افشین رو تو نورت سیدنی لیگز کلاب دیده بود پرسیدم چطور بود
گفت:ز یادجالب نبود به معنای واقعی رو خوندنش خوب کار نکرده بود و بقول ایرونی ها ترانه هاش شلم شوربایی بود و منظورش این بود که با علاقه واقعی برنامه اش رو اجرا نکرد
گفتم پس زیاد چیزی از دست ندادم
گفت نه
حتی گاهی پشتش به ملت بود و میخوند
..
گفتم لابد ملت هم همش وسط خوندنش همش حرف میزدن
گفت این تنها اخلاق کامیونیتی شما ها نیست ..خیلی از ملیت ها ی دیگه هم همینطورن
گفتم اما اینو توجیه نمی کنه که کار خوبیه
گفت :نه معلومه که نه
...
گفتم خواننده های لس آنجلسی اند دیگه چی کارش کنیم
به آرامی به من نگاه میکنه و میگه..من دوست دارم که پیش من باشی ..حالا یا تو سیدنی ...سویس .. پاریس یا مادرید ..فرقی نمیکنه
من میدونم که تو منو دوست نداری اما من عاشق تو ام و میون من و تو هر اتفاقی که
بیافته یا نیفته
من همیشه عاشق تو می مونم
اینو میفهمی زهره ؟؟
.. با سکوت به چشم های مردونه اش چشم دوختم ....
حرفی واسه گفتن نداشتم
.No Comment

Thursday, March 22, 2007

Wednesday, March 21, 2007

Noroz e-card

My noroz card from nahid , shahryar, sanaz elnaz and baghyeh.. i love this...this is so cute...
muwah muwah...

http://www.chatiran.com/ip/sendcard.php?view=1&id=FawVRDNBWaLh

...نوروزتون پیروز..


عیدتون مبارک
دنبتون سه چارک

Tuesday, March 20, 2007

عید اومد .. جونمی

ناهار توک اف سی..
واسه ساعت 2 وقت باید میرفتبم و دانیل پاتس رو مید ییدم
دانیل پرفسور یونیور سیتی اف سیدنی است و باید میرفتیم سمت برادوی
به تازگی از کار باستانشناسی تو ایران برگشته بود کلی راجع به مسایل تو ایران حرف زدو اینکه مشکله که هر بار به چه صورت بره واسه تحقیق اما مرتب داره اینکاررو انجام میده بعدش یه نگاهی به موز ه نیکلسون زدیم
حتی از ایرانیان قدیم هم چند تیکه از ابزارهای جنگی قدیم رو داشت .. جالب بود بعدش باید واسه پیک نیک ر وز عیدی خرید میکردم کلی وسایل خریدم واسه سفره هفت سین سنبل نداشت باید ا ز یه جای دیگه میگرفتم
تا دیروقت تو گشتن تو سیدنی و رفتن نصفه شبی به پالم بیچ..روی هم رفته خوش گذشت
واسه 4 شنبه یه سر رفتیم سمت بروورا واتر ز ..جای فوق العاده دنج و قشنگی بود حالا عکساش رو اینجا میزارم ..یه خونواده ایرانی دیگه هم اومدن بعدش اونجا اما بعد ناهار و کبابشون رفتن.. بابا هر چی ایرانی اینجا من میبینم اوشگوله... به عرب و ترکها بیشتر میخورن تا ایرانی
.. دلمون ترکید یه ایرونی جیگر ندیدیم اینجا...حالا من چه جوری تور کنم آخه ... هه هه هه
بعد ش یه شکلات درینک مشدی تو مکز برنرکه گفتم روش پودر چیلی هم بریزن..یام یام واسه شام رفتیم سمت رستورانی که من یه بار توش خوراک مغز خورده بودم..خوش بختانه هنوز همون منوی غزایی رو داشتبعد این همه مدت..همه میدونیم که اینجا از این جاهل بندرت پیدا میشه مگه اینکه رستوران ایرانی و یا عرب باشه و اینا که من میدونم استرالیاییی بودن
شب تا دیروقت درایو کردیم سمت ولنگانگ.. چندان از اون جا خوشم نیومد
واسه گشتن بد نیست اما واسه زندگی ..اصلا حرفش رو نزن
خیلی کوچیک و دلگیره
عزیزان ...دوستان.... عیدتون مبارک
بوس بوس بوس یه عالمه
سبیل کلفتاش برن ته صف
ها ها

Monday, March 19, 2007


my little gold fish

امرو ز ماهی ها م رو خریدم
دو تا ماهی کوچولو قرمز

Saturday, March 10, 2007

"پرچم ایران در طول تاریخ"


Great Koorush (559 BC)
پرچم زمان کورورش کبیر(۵۵۹ سال پیش از میلاد





Kaviani Awl
درفش کاویانی




Safee 2nd King Ages
دوره شاه صفی دوم


Nader King Ages
دوره نادرشاه


Ali Gholi King Ages
دوره علی قلی شاه عادل



Agha Mohammadkhan Ghajar Ages
دوره آغا محمدخان قاجار


Mohammad Ghajar King Ages
دوره محمد شاه قاجار




Naser Shah King Ages
دوره ناصرالدین شاه



Rezakhan King Ages
دوره رضاخان و پسرش




Now…
دوره فعلی

Friday, March 02, 2007

these days

این روزا اصلا دستم به نوشتن نمی آد .. مطلب زیاد میخونم ام بدجوری سرم شلوغه اصلا هم خونه نیستم یا کار دارم یا د وستان ول کن معامله نیستن
کمی هم دپرس ام ..شاید مال نوروزه که داره یواش یواش میاد و منو هم دل تنگ میکنه
خیلی ها پاییز که میشه دل تنگ میشن اما دلتنگی های من تو موقع نوروزه..شاید واسه اینه که من تو فصل پاییز بدنیا اومدم
شایدم دلیلش اینه که شماره من 3 است و تو ماه مارچ یا سه همیشه خیلی اتفاقا واسم میوفته
شاید هم ماله کا ر زیاده که اصلا به خودم تعطیلی نمیدم..اما سرم خیلی گرمه