Thursday, October 26, 2006

YadEE az GhoZashteh haYEh..KhlEE DoRrr.... Posted by Picasa

da beAuty of NaST'aliGh.... Posted by Picasa


Monday, October 23, 2006

به همین ساده گی

امروز با یکی از دوستان قدیمی رفتیم بیرون ناهاربخوریم بعد از یه قهوه معمولی...من هنوز کاپوچینو خورم..بگذریم رفتم با هاش یه سر استار سینی..اونم دوستم پیشنهاد داد..مدت زیادی بود که اونجا نرفته بودم حدودی بیش از 4 سالی میشد..یادم میاد آخرین بارش با یه دعوا .. و ..و اینکه چقدر از اونجا بدم میومد ..... اومدیم بیرون... لعنت .. به این شانس...
در عرض یه شب ده هزار دلاری باخت.. دعواش هم با من بود.. با خودم فکر کردم غذاهاش بد نیست.. از سالن بزرگ کازینو که رد میشدیم قیافه خسته..حریص .. قماربازای بدبخت و فلک زده رو نگاه میکردم.
.واقعا آدم چقدر باید دسپورت باشه... یادم میاد یکی از این دسپورت ها ...مردی بود که زمانی باهاش زندگی میکردم..از اون روزا خیلی وقته گذشته..انگاری که صدها سال گذشته..خیلی دوره..داشتم فکر میکردم
اگه نمیزدم به سیم آخر چی..اگه مثلا همه چی رو ول نمی کردم ..اونموقع چی میشد...؟
چه حالی داشتم..؟
دوستم گفت ببینم هنوز هم قمار میکنه..؟ گفتم نمیدمونم...
نمیخوام که بدونم
حالا چه راحتم.. مجبور نیستم دیگه این مزخرفات رو تحمل کنم...یه لاکسا با حال گرفتیم..من خودم استیک میخواستم.. لاکساش معرکه بود.. با سالاد یونانی..کلی هم حرف زدیم.. کمی این بعد ظهری بهترم..
دنبال کلاینت هستم واسه اسسمتم..با کلی از دخترا حرف زدم..طفلک حتی ونسا از ملبورن نگرانم بود که بالاخره من کسی رو پیدا کردم یا نه؟
چقدر داشتن دوست دلسوز خوبه توزندگی مگه نه؟
تمام سعی خودمو میکنم کلی کلاینت گیر بیارم...واسه امتحانام و پورتفولیو خودم.
. اقا وییکند گذشته چه سرد بود.. من با وجودی که کلی کار داشتم داشت کونم قندیل میزد.. آخرش هم برنامه موریس با کارن و کنسلش کردم بی خیال بابا.. حتی یکشنبه واسه شامی که رابین دعوتم کرده بود نرفتم.. خیلی سرد بودبی خیالش شدم و کلی با سوشی
و میسو سوپ .. تو خونه حال کردم... به همین سادگی..
آره زندگی من به همین ساده گی است که میبینی..
با اینحال خیلی دوستش دارم.. خیلی.. حال میکنم باهاش........ هول نشو عمو جوون و یابو برت نداره
باشه ؟؟؟
منظورم زندگی ام بود
اوکی ؟؟؟؟؟

Friday, October 20, 2006

... تاملات

آنگاه که من مذهب رو از در خانه ام بیرون کردم ...در واقع خودرا از شریکدسته میم های بی هوده ای رهانیدم که ذهنم رو چنان عفونی کرده بود
تو گویی "خدا" یک تجربه فوق متعالی است... مرد است اصلا یک چیز دیگر است
خارج من است نه به بیگانگی ... داخل من است نه به یگانگی..مستقل از من است ..
ا ز هر جهتی و به مراتب برتر از من است .. نامرد است. .. مطلق است .. قادر است اما از عهده شر و در حذف و رفعشان از همین عالم دست ساخت خویش بر نمی آید.........خواجه است
... جهانی را که از اولش نیازی به خلقت نداشته زحمت ایجاد آنرا بر خود هموار کرده است و حالا دارد به من هی سرکوفت میزند..
بی نیاز است اما در همان حال گنجی بوده که میخواسته خود را آشکار هم بکند..
پس یک خواسته نیز داشته ..
نه بابا ..فقیر که نیست..ولی صمد آقا هم نیست.. گر گوید کن.. شود فیکون... شرووررررررررروورررر دیگه....
خلاصه مجمع تمام تناقضات و تضادهای عالم است..یک پاردوکس به تما م معنا..
آخ جون!!!!
جالب اینجاست که تا همین چند وقت پیشا و دور از جون شما خدا زن یا گادس بوده و نه گاد..منتهی پس از اینکه آن خدای زن و این خدای شوهر تقریبا دو سه هزار سال پیش با هم دعواشون شدوبابای خالق ما که گاد باشه ننه گادس رو کشت ...یهو مدعی شد که این خونه زندگی ناپایدار و لهو و لعب گونه یعنی دنیا رو اصلا خودش یه تنه ساخته و ما موجودا رو هم بعله دیگه..
ایشون پس انداختن
اونهم ظرف چند روز...همانجا بود که دست ازپرستش و عبادت برداشتم ..چرا که مرا خوار و ذلیل و مستاصل و وابسته و گریان و صغیر و نالان و کودک و ابله میخواست..
.بله خدا.. از اول هم یه < میم ویروسی > بوده و هست و خواهد بود....کی طلاقش دادم !!!؟؟؟جناب سیبیل کلفت... " خدا" رو میگم ؟؟؟
...آهان ...
یادم اومد
..
همونموقع که همسرم رو... طلاق دادم...
و این اوج و نهایت < عصیان > من بود
..تاریخ تکرار میشود.....
...
مگه نه .. ؟؟؟؟؟
پ.ن میم های ویروسی... مثل مرد..مذهب..من
.واین لیست همچنان ادامه دارد

Thursday, October 19, 2006

... ایمان من

آنگاه که بدون ترس از... اعدام
هر کسی و یا چیزی رو که خواستی و دوست داشتی .. بخواهی و بتونی بپرستی یا اصلا عشقت نکشه که بپرستی.. چون حال نمیکنی که به کسی ..یا عالمی بیخودی ..باج بدی.. و زیر حرف زور.. نمیخوای بری
...
خدا..خود منم.. خدا عقل منه..ساخته مغز منه..
.من.. خدای خودم.. هستم...
like it or not.. dts my Belief ...u dont like it..though ...get over
it...

آره
ایمان من
خواب کفر ابلیس است
که اگر سجده ای هم بود
..همانی بود که او... نکرد

..وقتی رفتی

وقتی رفتی ..واسه یه بار
پشت سر..مارو نگاه کن
واسه پرواز پرنده
تو دلت ..فقط دعا کن
وقتی رفتی ..یکی یکی
گلا رو بزن ..خراب کن
تو بمون..اونور جاده
چشم مو ..برام سراب کن
اگه نزدیک.. اگه دوره
یه تولد ..غروره
دل بدون.. طاقت میاره
آینه ی سنگ صبوره
آره عشقم ..نازنینم
نزار تا تورو ..ببینم
قد بکش.. تا قد ابرا
تو تو ..خورشیدو می بینم
بزار تا عشق بزرگت
گل کنه ..تو باغ خونه
بزار همسایه.. ببینه
سبد اشک شبونه
اگه نزدیک.. اگه دوره
یه تولد ..غروره
دل بدون.. طاقت میاره
آینه ی سنگ صبوره

Wednesday, October 18, 2006

my make up teacher....

i alawayes loved helen. http://www.helendowsley.com.au/
she is fantatic make up artist... i enjoyed every minutes of her classes ..to bad we have her just for next 6 weeks i will miss her a lot.. i was talkig with her today after two weeks off .. we had class she started to tel us about da portfolio . the thing we have to do B for ending dis semester.. ive got 83% mark so far..i guess dtz distinction..kool ha...i told her before i leave da class..u know wt helen i wish we had more class with u...i mean for da next course.. i like ur class a lot and im enjoying it..there is sop many thing i want to know about make ups..da trick..she said dont worry u doing great and as far as u kno wda basic and da things u have to do ..i m sure u will B gre8 make up artist..i said ..i really like u helen.."u r beutiful..inside and outside.." she is..
really....she smiled and said i wish men can say dt to me.. haha....and i though well ..if men cant see dt in u.. dts their lost darling..."

Tuesday, October 17, 2006

get back 2 study...

today my class started again... damn has to do a lot... for next 6 week we have to do lots of things..all dis 2 weeks i just worked a lot.. im mentally tired but im glad i did it... a little 4 saving doesnt hurt.. i had another job interview with kim.. i knew she want me to go to work..well i might start for next week there 2 and jst for 2 days .. robin is a real hard bitch .. she works da workers butt off.. and so demanding..kinda tough one...not every one can handle her.. many beauty theraphies leave staright away.. i didnt..well i like challange and im am tough... i want to stay not becouse i am desporate ..dis is a challange and i want to do it.. i want to learn how to run a spa and open one for myself ..why not.. but i dont want to work for her more dan 2 days.. lst monday was my day off... i though hell im ganna go out and have fun.. she called me and asked my help.. i went there and helped gals .. it ws a really hectic day... i like da enviroment there and furthermore i learn to do other stuff there so .. i stay.. no more dan 2 days .. if i work more than 2 days ..she drives me crazy... i m just worried one day might punch on her damn face.. so better stay 2 days in a week..dts enough...
now i know i have to start to study ..da exams coming soon... yesteday i went t to shopping.. i bought really beautiful sexi dress for my friday night.. its my gal friend bday and i am invited too.. hurray... for sat caryn's friend has a gig ..so we might go there ..well after work... wt else..
i heard madonna adopeted a little boy from africa.. sometimes i think i love to do dt..but mine has to be persian ..from iran.. i dont know about da child sex yet..didnt decided but he/she has to be iranian ... and she /he will have iranian name as well... if i get enough money.. open my own company and buy a house .. i might do it.. i dont know how long it takes ..might never happens .. i mean i might never have kids.. but if i can afford dt.. my time and da money for da kids future..i love too..da difference is just my child will grow in to my heart..insted of growing into my tummy... kool ha...
i am not sure about dis now .. might in future or never.. dt ws just a though but i like to hold a baby in my arms sometimes as long as i like to hold a man when i want to sleep in da nights.. well not happening...
poor my pillow... hahah

Sunday, October 15, 2006

.....نگاه تو ..قشنگه

نگاه تو ..قشنگه
مثل بلور دریا
غرور چشم پاکت
به وسعت ..یه دنیا
صدای تو ..قشنگه
مثل سرود.. بارون
شریک لحظه هاته
طراوت.. بهارون
میخوام یه دنیا ..عشق
به چشم تو.. ببازم
کنار تو...تو رویا
یه زندگی بسازم
میخوام حریم دستام
با لمست.. آشنا شه
واسم ..طلوع چشمات
غروب غصه ها شه
تو ...یه شروع تازه
برای خنده هامی
یه لذت زلالی
که هرنفس ..باهامی

تو یه امید تازه
برای فتح فردا
توخواستنی ترینی
میون آرزوهام
سیاهی شبام رو
تو عاشقونه کردی
دلمو بی نباز ..از
غم شبونه کردی
بیا ..به جنگ اشکا
بیا به فتح رویا
فروغ عاشقی رو
هدیه بکن ...به دنیا
بیا که از حضورت
ستاره زنده میشه
درخت خشک برفی
پر از پرنده میشه

تواین غریبی و یاس
امید من.. تو هستی
تویی که با طلوعت
طلسم شب ..شکستی

نگاه تو ..قشنگه
مثل بلور دریا
.غرور چشم پاکت
..به وسعت ..یه دنیا

Friday, October 13, 2006

galz night out

we went out vit da gals last sat night... i was working all day at da spa and ws so damn tired but i was promised to catch up with caryn for david's gig.. "absolutely 80th " something... dt was kool ..danced and nice music a few booz and late chat... i was so tired and i knew i have to work for sun day too... im dead ..i knew it.. all these days i just workd ...got another job offer and i will talk with her dis coming mondy... david look tired too ..havient seen him for let see 3 yrs... he looks more like a man now..thanks to caryn... hahha... i was joking with him a lot... being funny like good old days... i met jacki and stafeni too... dt was a good night ..i might have more fun ... jsut working ..damn its gann kill me soon... next week i have to get back to study... will finish my course at da end of november..hopefully .. talked with vanessa from melbourne da other day...wt else... wann put some funny pix in here and a pic from dt night with gals and david...
seXi hOT chICk..well david says so... Posted by Picasa


Caryn,me,staffeni, and jacki....
iraneh digeh che begam..no comment..!!!! Posted by Picasa
lllll Posted by Picasa
wt a hunk... Posted by Picasa


just look @ dis jigar museles... yummm....