Wednesday, November 30, 2005

xmas shopping

glad ive done it and send it 2day...da family in europe ganna get it for next 3 weekz..dts kool ..all i have to di is get some thing for my sista bday...damn i always have soe dilemma for dis... i cant figure out wt da hell i have to give her ..a classy sexi woman who has every thing and live in europe..really wt u gann give her to surprise her..all stuff are so new there and when thigns comes here ..its already aout of market or fashion there...though i know..althought she never expect any thing form me stil she is my sweet sista and i will have to do something...ive got da card... all i have to do to ..get my butt and busy something 4 her..for last year ive get some aussie products and i knew she cant busy it before ... i did my assignmet ..glad she luved it.... dis year ...well i have to do it before gets late...

Monday, November 28, 2005

من ميگم بهم نگاه كن
تو ميگي كه جون فدا كن
من ميگم چشات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم چقدر تو ماهي
تو ميگي اول راهي
من ميگي بمون هميشه
تو ميگي ببين نميشه
من ميگم خيلي قريبم
تو ميگي نده فريبم
من ميگم خواب تو ديدم
تو ميگي ديگه بريدم
من ميگم هدف وصاله
تو ولي ميگي محاله
من ميگم يه عمره سوختم
تو ميگي قلبم و دوختم
من ميگم چشمات و وا كن
تو ميگي من و رها كن
من ميگم خيلي ديوونم
تو ميگي آره ميدونم
من ميگم دلم شكسته ست
تو ميگي خوب ميشه خسته ست
من ميگم بشين كنارم
تو ميگي دوست ندارم
من ميگم واسم دعا كن
تو ميگي نذر رضا كن
من ميگم قلبم و نشكن
تو ميگي من ميشكنم من؟
من ميگم واست مي ميرم
تو ميگي نمي پذيرم
من ميگم شدم فراموش؟
تو ميگي نه رفتم از هوش
من ميگم كه رفتم از ياد؟
تو ميگي نه مرده فرهاد
من ميگم باز شدي حيرون؟
تو ميگي بيچاره مجنون
من ميگم ازم بريدي ؟
تو ميپرسي نااميدي؟
من ميگم واسم عزيزي
تو ميگي زبون مي ريزي؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي؟
.......................................

Tuesday, November 22, 2005

another year...iz gone

avaleh azar or 22nd of noveber...it came so damn quick ....it seemd like yesterday when i had da b'day party and vit my friends and dancing belly all nite in d resturant....all i know is ..it wz a hectic year ..so damn busy ...i learned a lot ..i tryed so hard and i had lots of challanges duing dis year... some how ..my heart is broken a lot ..i lost faith on people ..in general and i tried to get back ...start to build dt strong belive 2 them ..i belive in "karma" alot and i knew some how if i luv and greet them ..no matter how long it takes ill get dt positive energy back .... i stoped to to try 2 please them much ...in general..i learned we cant please every one .not all people can like u any way .... all i could do is.. B myself & do wt seems right and da rest..if some one got problem with any thing else..well though.... at da end of 36 ... i suprisingly so damn hot and sexi...
i m so strong..so damn confident..it seems nothing can break me...nothing can stop me ... some how i felt dis way for a while ..even my own loneliness desnt bother me any more.
.i have nice good friendz and for me having trusted friends means a hell of lot... i came across lots of rejection..mostly about my careers of course but at da begining of 37 i finally find my path ..and determen to follow wt i really need for now on.... checky Am I? !!!!
well let me be dis is my fucking life .. and so far i belive we live onece " unless if i convert from athiest to other belives which says we born again as something like a cats or dog " any way...yeh we all born once .
.lets make da most of it... i cant stand boring life and before even finishing dis challanging course i want to do something else..may be im addict ..not try to give myself a damn break ... or greedy... i dunno
all i know is i want to do it ..more challange..more hard work.just bring it on baby... i am here...
i didnt want to have any celebration or parties 4 monday..friday nite i had a few drink..well by myself 4kerem..zohreh...yeh ..and it wz a first day of busy week ..not much sleeping then..had a internationl call at 2 :30 am .. ..try to talk half sleep half drunk ..try 2 b nice and sweet..and then woke up at 6 am..yeh dt ws my monday...till bigining of tuesday...6am stuff...
and wt else..wanna have a party at sunday aftenoon... cant wait 4 dt...

i luv 37 ..itz beautiful..i will miss 36 for sure but its gone...
& i know i became more orgasmic by da age ...& i cant wait for my 40ths..if its ganna B like dt ..well watch out world...!!!! lol

Tuesday, November 15, 2005

ZenDEgeE DaneSh Joyee In IrAn Posted by Picasa

Wednesday, November 09, 2005

..... رازهای عشق



راز عشق در تواضع است
این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد

راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،
با احترام به نظریاتش گوش کن .
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .


راز عشق در این است که
به یکدیگر سخت نگیرید
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است

راز عشق در این است که
هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
خوشحال کند
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین
لبخندی از روی محبت
نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد

راز عشق در این است که
رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید
بذر علاقه ها و عقیده های تازه را
بکار که زیبایی بروید
ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا
غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود
برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن
مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .


راز عشق در خوش مشربی است
شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن
مراقب شوخی هایت هم باش .
شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن
نیت باشد ،نه نیشدار

راز عشق در این است که
حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری
آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
کوچک و زود گذر نیست ؟


راز عشق در این است که
مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی
و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری
با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص
عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند
قلبت را آرام کن
تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها
را آنگونه که هستند ، در یابی


راز عشق در این است که
طرف مقابلت را تحسین کنی
هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را
می داند ،از تحسین غافل نشو
مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت
بگویی : دوستت دارم
گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر
است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند

راز عشق در این است که
در سکوت دست یکدیگر را بگیرید
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید


راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است
برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید
سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود
تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .
اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ، آن
صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد

راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی
زیرا چشم ها پنجره های روح هستند
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی
مثل آن است که
پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی
و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.


راز عشق دراین است که
از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید
زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است
ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن
که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند
نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد

راز عشق در این است که
حس تملک را از خود دور کنی
در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود
شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند
گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب
استفاده کند.


راز عشق در این است که
شریک زدگی ات را در چار چوبی که خودت می پسندی
حبس نکنی .عیبجویی باعث تباهی می شود
همه چیز را همان طور که هست بپذیر
تا هر دو شاد باشید .قانون طلایی این است
نقاط قوت را تقویت کن
و ضعف ها را نه تقویت کن نه تقبیح
هرگز سعی نکن با سوزاندن
جلوی خونریزی زخم را بگیری

راز عشق در این است که
هنگام سوء تفاهم ، فقط به این فکر نکنی که
طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است
در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده
از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلو گیری کنی

راز عشق در این است که
وقتی پیشنهادی به ذهنت می رسد ، به نیاز خودت
برای بیان آن فکر نکنی
بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی
اگر لازم بود ، حتی ماه ها صبر کن
تا آمادگی شنیدن آنچه را میخواهی بگویی پیدا کند

راز عشق در آرامش است ، زیرا
آرامش باعث تکامل عشق می شود


راز عشق در این است که
محبت تان را بسط دهید تا تبدیل به عشق واقعی
میان دو انسان شود
سپس آن عشق را
بسط دهید تا بشریت و کل مخلوقات را در بر گیرد

راز عشق در این است که
به دیگری لذت ببخشی ، و لی عشق را برای لذت
نخواهی .زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست
هر چه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود
و هر چه تقاضا های نفس قوی تر باشد
خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت میکند
عشق چهره واقعی خود را در ملایمت و مهربانی آشکار
میکند ،نه در لذت جویی

راز عشق در مراعات حال دیگری است
هر قدر که ملاحظه حال دیگران را می کنی
کسی را که دوست داری بیشتر ملاحظه کن

راز عشق در این است که
جاذبه های خود را با دیگری قسمت کنی
جاذبه نیرویی لطیف و نافذ است که
از دیگری دریافت می کنی
این نیرو تنها با بخشش رشد میکند

راز عشق در ایجاد تنوع در زندگی است
نگذار که روزمرگی ها
مثل سیم های کوک نشده ساز
نغمه زندگی عاشقانه تان را
به نوایی غم انگیز تبدیل کند

راز عشق در این است که
در هر فر صتی در کنار هم آرام بگیرید ،با هم تنها
باشید ، و افکارتان را با یکدیگر در میان بگذارید
لازم نیست برای سرگرم شدن حتما
از محرکات خارجی استفاده کنید
قرار بگذارید که بیشتر با هم تنها باشید
تا بتوانید خودتان باشید

راز عشق در این است که با زمانه کنار بیایید
مایع عشقتان را طوری نگه دارید
که بتوانید گودالهایی
را که زندگی پیش پایتان میگذارد ،پر کنی


راز عشق در این است که
به محبوبتان قدرت و آرامش بدهید
و از او قدرت و آرامش دریافت کنید ، اما نه با اصرار


راز عشق در استواری است
در فصول مختلف زندگی
عشقتان را مانند کوه بلندی استوار
مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر
و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید
که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به
دور آن گردش کنند

Sunday, November 06, 2005

Happy Bday HarD 2 Get...

happy birth day darling... u R one years old 2day.. icant belive how quick it came and we talk 2 gether dt long... when i go throug the archive and read my ideas i know some how i changed a lot..i became more calm... dont u think.!!???
.i know darling i didnt have much time to write in dis weblog latelyjust 2 damn busy .. but i will more ..promise...
some times i like to read more dan write and it came like addiction,,redin some ideas or weblogs and even comments..but i know it tookes so much time to do it... and my weekz goez so quick...
okey i dont want 2 say more about my busy life ... .
lets chill out and have something 2 drink... lemonade ....anyone???!!!!

Friday, November 04, 2005

...... دادگاه خانواده


حاج آقا : خودتونو كامل معرفی كنين
شوهر : كاظم ! برو بچ بهم ميگن كاظم لب شتری ! ديلپم ردی ! ۲۳ ساله
زن : نازيلا ! ليسانس هنرهای تجسمی از دانشكده سيكتيروارد فرانسه ! ۲۰ ساله
حاج آقا : چه جوری با هم آشنا شديد ؟
- شوهر : عرضم به حضور ان ورت حاجی ! ايشون مارو پسند كردن ! مام ديديم خوب گوشتیه گرفتیمش
زن : حاج آقا ميبينين چه بی چشمو روئه
حاج آقا تازه سابقه دارم هست
شوهر : حاجی چرت ميگه ! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بی گناهيه كامل
حاج آقا : جرمت چی بود ؟
شوهر : حاجی جرم كه نمشه بهش گفت ! داش اوچيكم حرف گوش نميكرد ...مختوم النسلش كردم
زن : حاج آقا ميبينين چقد بی احساسه
حاج آقا : خواهر من شما به چه دليلی تقاضايه طلاق كردين ؟
زن : حاج آقا ما الان درست ۳ ساله كه ازدواج كرديم ولی اين آقا اصلا عوض نشده
شوهر : دهه ! بابا بكش بيرون ! حاجی بده اصالتمو از دست ندادم ؟
حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اينكه ايشون عوض نشده ميخواين طلاق بگــــــــيرين؟
زن : حاج آقا اولش فكر ميكردم درست ميشه ! گفتم آدمش ميكنم
مدرنش ميكنم ! حـاج آقا اين شوهر من نميفهمه تمدن چيه
نميدونه مدرنيسم چيه
شوهر : بابا نموده مارو ! را به را گير ميده ! اين كارو بكن ! اين كارو نكن ! اين لباسو بپـــوش !! اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره
زن : حاج آقا به خدا منم تو فاميل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شيك ترين لباسارو بپـوشه
شوهر : حاجی ميخوايم بريم خونه اون بابای قالپاقش !!! گير ميده ميگه بايد كروات بزنی !به مولا آدم با كروات يبوست ميگره ! نفسمون ميات بالا ولی پايين رفتنش با شابدوالعظیـــمه !حاجی ما از بچگی عادت داشتيم دو سه تا تكمه مون وا باشه !! بابا پشم سينه و اين صـوبتا
حاج آقا : خواهر من حق با ايشونه
زن: حاج آقا بهش ميگم تو خونه زيرشلواری نپوش ! يكی مياد زشته ! حد اقل شلوارك بپوش
شوهر : حاجی من اصن بدون زيرشلواری خوابم نمبره ! بابا چارديواری اختياری ! راستش اينجا جاش نيست ولی بابای خدا بيامرزم ميگفت حاج آقا : خدا بيامرزتش
شوهر : خدا رفتگان شمارم بيامرزه ! ميگفت : سعی كن تو زندگيت دو تا چيز و ترك نكــنی !!يكی سيغار ! يكی زيرشلواری !حاجی جونم برات بگه كه گير داده خفن كه سيغار نكش ! رفته برام پيپ خريته !آخه خدايیـــش اين سوسول بازيا به ما ميات ؟!!- زن : حاج آقا شما نميدونين من چقدر سعی كردم حرف زدن اينو درست كنم ! نشد كه نشد
شوهر : حاجی رفته واسه من معلم خصوصی گرفته ! فارسی را درست صوبت كنيم ! دیــــگه روم نميشه جولو بچه محلا سرمو بلند كنم ! حاجی خسته مونده از سر كار ميام خونه به جای چايی واسه من كافی شاپ مياره !درســته آخه ؟! حاجی از وقتی گرفتمش ۳۰ كيلو كم كردم ! از بس كه از اين غذا تيتــيشـيا داده به خورده ما !!! لازانتيا و بيف
استراگانورف و اسپاقرتی و از اين آت آشغالاحاجی هركی يه سليقه ای داره ! خب منم عاشق آب سيرابی با كيك تيتاپم
زن : حاج آقا يه روز نميشه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وصيقه آزادش كرديم ...
شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم
كسی نيگا چپ بهش بكنه ! خشتكشو پاپيون ميكنـــــم
!!!.............!!