Monday, August 29, 2005

hello sydney

I am back...

She iz here....

Sunday, August 28, 2005

in da airportz...

"u reckon u can remember dis face...wil ya...!!!??? familiar aussie accent...wz relaxin on da chairs in near da gete D2.get da look at him ..wt 4" to ake me up?!!! ..well wz i nd wrong place..wz near da gate D4 ..found out ..dis is for San Fransosco passengers...then i changed to sydney...anyway...after nice dinner in da airport resturant.. ...and try to bloody sleep on da chairs..
"okey no problem"...i said 2 him...another minute ..he wz snoring...i cant belive some people are like dat..i cant bloody sleep..when i have to change d plane..like always.. dying 2 have a shower got one..i did it finaly b4 my dinnder and feel fantstic..dt wz heven..and then i though i am ready for another 10 hourz flight..i know i am ganna have a bloody jel lag..but i relly have to work..holliday is over hon..wt can i do!!!???

Saturday, August 27, 2005

bye

Tot ziens.....

Wednesday, August 24, 2005

.....يک لحظه وديگر هيچ

تو شاپينگ آمستردام بعد از کلي گشتن تو..رزاستريت...وديدن زنان خودفروش پشت شيشه..نشسته بودم کنار صندلي ..با نگاهي به مردم که مثل خواهرم خيال خريد کفشهاي کتوني داشتن..نگاه دختر تين ايجري به پسر جواني خيره ماند..داشتم فکر ميکردم.اين چه دليلي داره ؟؟ بعد فهميدم ان پسر پارسال آيدال هلند اول شد..احسان اسمشه .و ايرانيه..مثل همه بهش خيره نشدم..باوردارم که گاهي نگاه ها بيش از هر چيزي اين قبيل افراد رو آزار ميده..سريع از کنارم رد شد.ضريه کوچکي هم از پاي من خورد..

Saturday, August 20, 2005

.....تين ايجرها

داشتن و نگهداري از تين ايجر ..کار بزرگ و سختيه ..نسل تازه هميشه خواسته هاي متعدد داره که بايد جوابگو بود با نگاهي به زندگي خواهرم ..با داشتن ۲ تين ايجر که تو اروپا بزرگ شدن .گاهي فکر ميکنم چقدر زحمت داره...نميدونم..شايد تنبل شدم..يا من هم عادت کردم به تنهايي..شبي با خو ردن آبجو کنار هم پرسيدم..سخته ...نه.؟؟ گفت..بزرگتر که ميشن..دردسرشون بيشتره..ميدونم که خيلي دوستشون داره..اما ....مسيوليت زيادي هم داره..اما باور دارم که اينا..با وجود زندگي تو دنياي آزاد..از تين ايجرهاي توي ايران که محدوديت وحشتناک داشته وهمه کارشون يواشکيه..سالم تر ميمونن...فارسي نوشتم تا اينا رو نخونن...فارسي خوندن بلد نيستن...

Friday, August 19, 2005

holliday foodz

when u r in holliday..diffenet food r always something interensting to know...here da first one wz da fishez...lekkerbekjes is da yummy fried fish which u can have when u r in da "centrum" or in da city ...another one "kibbeling" is da smal fried piece ...both will serve with da "garlic souce"..another one is "Haring"...well i head dat b4 in sydney from one of my dutch friend ..she recommend dat ..she told me it has to be raw and i wonder well is it okey if u eat raw fish with diced onion on it ???? not gann kiss any one after dat 4 sure..heheheh ....but trust me its yum...
i had a biggest icecream ever last night in Winterswijk..in "talamini galetria " ....after nice turkish food in "EFES" pizzaria in "Groenlo' ..well after an hour u r in anotherre city ..i didnt realize dat b4 ..in sydney after an hour driving u r definetly still in sydney ..ah man here is so damn cute city ever..

da icecreeam wz so yum and big..man couldnt finish all of it..i chose pestachio one ..they serve in different type in different size dishes ..i even seen da big dish ever which can b for 5 people in one dish..kool i learnde to do dat with frouts and garnish them with some nice creamz...da cakes r so dam creamy here ..wonder why dutchez r so big with da big bum "achterwerk" dt wt they call it...with lots of bysiceles in da street ...in summer or winter doesnt matter...and enjoying their life in full..i learnd from these kind friendly people a lot

Saturday, August 13, 2005

My Wish

آرزومه آرزومه

که در رو وا بکنی بیای تو خونه

تو رو تو بغل بگیرم عاشقونه

آرزومه ٬ آرزومه

اسمت رو لبامه بی اراده

چشمای تو از سرم زیاده

چشمای تو از سرم زیاده

از قسمت ديدن تو شادم از بخت خوشم دل به تو دادم ٬ از بخت خوشم دل به تو دادم

آرزومه ٬ آرزومه

از خدامه، خونه خوشبو بشه با عطر نفسهات

از خدامه ، که بشه مال من اون چشمای زيبات

که بشه مال من اون چشمای زيبات

هرجوری که فکر کنی باهاتم راضی به رضای اون چشاتم خوش صورت وخوش نقش ونگاری

غم وغصه ای نیست تا من و داری آرزومه آرزومه

که در رو وا بکنی بیای تو خونه

تو رو تو بغل بگیرم عاشقونه

آرزومه ٬ آرزومه

luv dis song from mansourr.....

Friday, August 12, 2005

....براي اولين بار

براي اولين بار دل مرا بدست آر
شکوه نور مه شو به بام اين شب تار
براي اولين بار نگاه مهربان شو
دو گونة ترم را بدست بوسه بسپار
براي اولين بار امـيد زندگي شـو
لبان خسته ام را بکن ز خنده سرشار
از اين نگاه ساده بزن پل اراده
بکن به ناز چشمت دل مرا گرفتار
تـرانه اي بياغاز به ساز جلوه و ناز
که ناز و غمزه ات را هميشه ام خريدار
دو دست مهربان را به شانه ام بياويز
دو چشم فتنه را در نگاه من نگه دار
هجوم داغ سرخي به گونه هاي من را
به پاي شرم شوم از شرار شعله بگذار
ز اشتياق و حسرت گداخت قلب سکوت
نصيب و قسـمتم شو براي اولين بار

با تشکر از "سکوت" از نيويورک.. که هميشه با شعرهاي قشگش به من لطف داره.

Thursday, August 11, 2005

...دین وحشی گری بی فرهنگی

...داشتن دوستان متعدد بر طول عمر می افزايد

محققان می گويند که داشتن دوستان متعدد می تواند باعث افزايش طول عمر شوددانشمندان استراليايی می گويند نشست و برخاست با دوستان صميمی در سنين پيری حتی بيش از همنشينی اعضای خانواده به افزايش طول عمر کمک می کند
تيم محققان تاثير طيفی از عوامل اجتماعی، بهداشتی و عادات شخصی را بر طول عمر بيش از 1500 فرد بالای 70 سال بررسی کردپژوهشگران از داده های موسسه "مطالعات طول عمر استراليا" که جمع آوری آن در سال 1992 در آدلايد در جنوب اين کشور آغاز شد استفاده کردند
به عنوان بخشی از آن مطالعه، از داوطلبان سوال شد ميزان تماس شخصی و تلفنی آنها با شبکه های اجتماعی مختلف از جمله کودکان، بستگان دوستان و معتمدان چقدر است
اين تيم سپس طی دهه بعدی ميزان بقای داوطلبان را زير نظر گرفت
کاهش اضطراب
معلوم شد که تماس نزديک با کودکان و بستگان، تاثير ناچيزی بر ميزان بقای فرد دارد
با اين حال، افرادی که دارای قوی ترين شبکه دوستان و آشنايان بودند احتمال زنده بودنشان در پايان دوره مطالعه بيش از کسانی بود که دارای کمترين دوستان بودند
پس از به حساب آوردن متغيرهايی مثل عادات شخصی، سلامتی و زمينه های اجتماعی، شانس ادامه زندگی افرادی که به قوی ترين شبکه اجتماعی از دوستان تعلق داشتند 22 درصد بيش از کسانی بود که به ضعيف ترين شبکه متعلق بودند
اين موضوع حتی در صورتی که فرد تغييرات عمده ای مثل مرگ همسر يا يکی از اعضای نزديک خانواده را تجربه کرده صادق بود
دانشمندان اشاره کردند که وجود دوستان در اطراف فرد احتمالا او را تشويق می کند بيشتر مراقب سلامت خود باشد و به علاوه از احساسات منفی همچون اضطراب و افسردگی در دوران سختی و ناخوشی می کاهد

Tuesday, August 09, 2005

...يه زندگي ساده

کمي آبجو..يه موزيک ملايم..آفتاب اروپا...دل بيغم...لااقل واسه مدتي..اينا شده جزو زندگي من ..بايد به اين سنگ کوچولوي نقره اي رو دندونم هم عادت کنم...خيلي سبکم..مثل پر

Sunday, August 07, 2005

کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش نیاید واقعا برای شاد بودن چیز بیشتری لازم نیست. برای خوشبختی یک بهانه ی کوچک کافی است. اگر با دقت به اطرافتان نگاه کنید، بهانه های کوچک و بزرگ زیادی پیدا می کنید

Friday, August 05, 2005

زندگي در ارتفاعات بر طول مي افزايد

يك مطالعه جديد نشان مي دهد زندگي در ارتفاعات موجب افزايش طول عمر مي شود. پيش از اين نيز مشخص شده بود كه در ميان مردم يونان احتمال ابتلاء به مشكلات قبلي نسبت به كشورهاي توسعه يافته ديگر كمتر است.به گزارش سايت هلث اند ايج ، يك گروه تحقيقاتي از دانشگاه آتن دريافته اند كه حتي در يونان ، محل سكونت عامل مهمي است.اين گروه تحقيقاتي ، مردم 3 روستا را كه خيلي دور از شهر نبودند ، بررسي كردند و دريافتند افرادي كه در مرتفع ترين روستا (نسبت به سطح دريا) زندگي مي گردند ، به طور كلي بيشتر عمر مي كنند.محققان درشگفتند كه آيا زندگي در ارتفاعات فوائد فيزيولوژي مانند افزايش توانائي جذب اكسيژن را مسبب مي شود.شايد هم علت باشد كه ورزش در ارتفاعات براي قلب فوائد را بهمراه دارد
يادم مياد زماني که واسه مدت کوتاهي رفته بودم فيروزکوه...عصري پيره زني رو ديدم که داشت راهي خونه اش ميشد از تپه اي شروع کرد بالا رفتن ..از دوستي پرسيدم..خونه ا ش کجاست؟؟ اشاره به خونه ي کوچيکي تو بالاترين نقطه کرد..برام جالب بود که بااين سن وسالش چه تروفرز بالا ميرفت..ولي اينو بايد در مور آقايون بدونيد که خاصيت زندگي در کناردريا وسواحل ..برعکس زندگي در کنار ارتفاعت اونا رو نسبت به مسايل جنسي سرد وبي علاقه ميکنه...پس اگه واستون خيلي مهمه رو اين مساله هم فکر کنيد..

..زنان مطلقه خوشحال ترند

هموطن آنلاین , جمعه 17 تير 1384 - ساعت 17:29انگلیسی ها می گویند، وقتی که خانم ها از همسر خود جدا می شوند، بیشتر از مردان مطلقه احساس آزادی، راحتی، آسودگی خاطر و شادی می کنند.بررسی ها نشان می دهد به جای آنکه زنان پس از طلاق احساس ناامیدی و شکست کنند، این جدایی را به عنوان آغازی برای زندگی دوباره قرار داده و سعی می کنند همه مشکلات گذشته خود را فراموش کنند.در این میان، همسران سابق همین خانم ها سال ها پس از آنکه از زن خود جدا شده اند، باز هم پریشان و غمگین به زندگی خود ادامه می دهند.توجه داشته باشید، بیش از نیمی از زنانی که در 2 سال گذشته طلاق گرفته بودند گفته اند که از وضعیت کنونی خود کاملا راضی هستند و احساس خوشبختی می کنند. در این میان تنها 46 درصد مردان پس از طلاق گرفتن غمگین نبوده اند و در حالتی مشابه به سر می برده اند.آمار ها نشان می دهد، از هر 10 زن مطلقه، 4 نفر احساس آزادی می کنند و این در حالیست که تنها 30 درصد مردان طلاق گرفته فکر می کنند که هم اکنون آزادند
شما چه فکر ميکنيد؟؟؟؟؟