Sunday, December 26, 2004

Merry XMas 2 aLL

merry xmas & happy new year 2 all..i hope u guyz like dis song..i m puttin here & some snow... its xmas & to remind myself of last year da snowy & cold xmas in holland i had .. well not every one has sumer and hot xmas like us here..with a small undi santa in da beach ..lol ...the other santa R more "BA hejab" or covered over there ...may B for being cold ..i think..
these days 2 much chocolate & drink ....not stress from da daily carpy life ..i think im puttin on weight lately..never mind..dont wanna feel unatractive..
hey dis is my holiday so give me a damn break will ya??
hheheh
any way ..all da best 4 every one ..all my friendz & family..a big hug & kiss from mi...2 all of ya...

Saturday, December 18, 2004

.....آپارتمان

بدون پله آسانسور قد کشيده است

برف ميبارد

برف

بر کتاب های من

اخبار تلويزيون

بر سيگار و بر روزنامه

از ايران که آمدم مسجدی از ترانه را رقصيدم

در شهری که برف است و کوچه ای نه

برف است و خيابانی نه

عا بری نميگذرد..و مدرسه ها تعطيل است

برهنه قدم ميزنم

برهنه همچون کعبه

پيش از آن که خدايان بر او نازل شوند

برهنه همچون تيرهای برق

بر خيال و پنجره می نويسم:

آفتاب

خزر را توی ليوان آب و

کندوان را روی تا قچه گذاشتم

تهران را تا کردم

با پنجره هايش که روشن بود

و ترا فيک پيپش را دود ميکرد

بدون پله ٫آسانسور ٫قد کشيده است

با طناب به آسمان بسته شده

مرتب کج وراست می شود

نمی توانی ليوانی آب را روی ميز بگذاری

يا فنجانی چای را را حت بنو شی

زير زمين

سمساری خا طره هاست

تهران

خاک خورده٫کهنه٫دست می سايد و لب می گزد

جواديه روی پل قدم می زند

اوين

با شهيدانش کنار جاده ايستاده است

در سپيده ای که جرقه ها به دندانش گرفته اند

اتو بوسها سوارش نمی کنند

آزادی يک نفر!اوين به اطراف می نگرد

با نيشخند پنجره هايش

هم چون فا حشه٫فراری در اطراف شهر

اها نت شده

!آزادی يک نفر

خزر ليوان آب را با ماهيانش به بازی نمی گيرد

چراغ بندر هايش در زير زمين

پر مخاطره به پله های خنده می نگرد

تاريک

تاريک وژرف هم چون اعماق

بدون پله٫ آسانسور

تا آسمان قد کشيده است

و در ادامه خود

خدا را به بازی می گيرد

..... عاشقا نه

... چقدر عاشقا نه دو ستت دارم

!!! أ نقدر که به << وجود >> حسادت مي کنم که هميشه با توست
هميشه با بيزاري هايم به زور همنشين بوده ا م
!!! وجود >> که هميشه با من است >>

Tuesday, December 14, 2004

...... درد زمانه ما

در زميني که زمان ساخت مرا

گل زيبايش..بجز خار .. نبود

پستي و هرزگي وهرزه دري

حسرتا....!!! بهر کسي عارنبود

خوار وبدبخت وگرفتار کسي

که به اين عار ..گرفتار نبود


صد بار عاشق شدومردم صدبار

تابوت خودم بگور بردم..صد بار

من غره..از اينکه صدنفر گول زدم

دل غافل از اينکه گول خوردم صدبار

....


جزمسخره عشق نبوده ..تا بوده و هست

با مسخرگي جهاني انداخته دست

ايکاش که دردل طبيعت ميمرد

اين طفل حرامزاده ... از روز الست

Monday, December 13, 2004

جرم من

ابر سياه دلتنگ
به تندي نعره زد ومرا
بجرم همبستري ام با آفتاب..فاحشه ناميد
حکم من ساده بود
تبعيد ابدي درچهارراه همه سو باد

......رسم زندگي

..رسم زندگي اينست
روزي کسي را دوست ميداري
و روز بعد تنهايي
به همين سادگي
.....

Sunday, December 12, 2004

jUst LasT YEar...

last year .. dis time.. i ws with my family in nederland.. .ah man... i feel soo bloody left out... i miss all of dem a lot ....

End of da year 2004...

The end of da year 2004 is comin soon...it was quick ..this year(2004) was fun.challangin...busy...i worked hard ..spent a lot...came across nice people ..made good friends...met snubish people...jerks...i pissed off a lot...swear & used "f" word a lot...had lots of stress but accomplish a lot...so dat was one hell of busy year...
and now...4 new year..my new resolutions:

1- make more good friendz and meet more people .

2-get a real boy friend... i guess im ready now...to hold a man in my arms and try to share with him all staff...

3-make more money...spent & shop smarter...travel more and have more fun
wt else...read more ...learn and explor my view ..4 life for dis crazy stupid luvly journey.

Thursday, December 09, 2004

luv my neW CLass

man..i love it...my new class..always looking to get dis...now here i am..every single class ..even with lots of crazy daily job i have ..still enjoy to go there...
the people there..d teacherz R luvly...friendly..great.

Tuesday, December 07, 2004

one or anoTher

use it or lose it..i hesitated..didnt use it...so here we go now..i've lost...
hey relx...we'll B fine.. promise

Sunday, December 05, 2004

... تنهايي من

... بيا تا برايت بگويم
.... چه اندازه تنهايي من بزرگ است
...و تنهايي من
...شبيخون حجم ترا پيش بيني نميکرد
... وخاصيت عشق اين است

Saturday, December 04, 2004

duDE......whER iz My CAr

DUde....where iz my cAR ????!!!!
oh sweet.....

Friday, December 03, 2004

hey..itz friday....
i said: Thankx christ 4 dat...
& thaought wt a bloody busy dy i had...puh

Monday, November 29, 2004

Persian poetry


There is always those few sweet words you can remember, heard perhaps from a Sufi, an old man you can’t even remember his name, but a vague image of his you might have now, and that his words are with you for ever. Then, you know you have the words of wisdom at your disposal, so much that you want to pass it down to generations after. Literature is this very nifty vehicle that can make words of wisdom heavenly beautiful and eternal.




I can’t care if the whole world tips hat to left or right I do crave for truth, believing that truth is not that obvious with naked eyes. And materialism with its enchantments had been for too long in decisive mission to bury it under its iron footsteps. But literature along with music and art in general will prevail the truth. For their lone business is human soul.




Sound, sound, sound only sound remains....forogh farokhzad


we salute Forough, who was the first to expose herself courageously to a "veiled" society, who was not only a magnificent poet, but also a philosopher.
Forough, who broke down chains of secrecy and gender politics.


And this is I
a woman alone
at the threshold of a cold season
at the beginning of understanding
the polluted existence of the earth
and the simple and sad pessimism of the sky
and the incapacity of these concrete hands.

...... قلاده

اگر با من ازدواج کردي
برايم لباسي بخر نازک
که از پشت آن
برهنگي تو ديده شود
و دستمال گردني
که اخلاق دستهاي تو را داشته باشد
وکفش اسپورتي که به مغز تو متصل باشد
ولي قلاده رافراموش نکن
!!! چهره صادق تري دارد

Sunday, November 28, 2004

يک زن جهان سومي

خانم ها و آقايان

يک زن جهان سومي با شما صحبت مي کند


نوشتم صحبت مي کند...بله،اين زن جهان سوي در تقاطع بزرگراه هاي اطلاعاتي جهان اکنون
مي تواند از موهبت بزرگ صحبت کردن برخوردار باشد
اينجا در ارتفاع 2003 پايي از ته تاريخ بين من و جهان مردانه، جهان مرداني که از من برابرترند به من فرصت داده اند در فاصله
يک لينک، به اندازه يک دات کام حرف بزنم
خانم ها و آقايان
اجازه بدهيد بدون اجازه کسي در اين فرصت کوتاه دات کام از طرف مادرم خانم حوا به چشيدن
ميوه ممنوعه اعتراف کنم.من زيباترين و زنانه ترين ديوانگي دنيا را مرتکب شدم


اما خانم ها و آقايان
لطفا بگوييد به تاوان همين اتفاق بوده است که من به سمت اشک آلود جهان پرتاب
شده ام و سمت سبزو حاصلخيز زمين سهم مرد من
وپسران من شد؟

من دوبرابر آنها پاي درخت هاي جهان اشک مي ريزم و آنها دو برابر من از خاک، از هوا ، از زندگي سهم مي برند
زير بلندترين آسمان ها مي خوابند و،روي درازترين جاده هاي جهان سفر مي کنند و براي من
سقفي و سايه اي کنار گذاشته اند و پسرهايي که بايد مرد شوند و بر من فرمان برانند
خانم ها و آقايان
يک زن خسته جهان سومي با شما صحبت مي کند
نگاه هايي که ضعيفه مي بينندم نه انسان خسته ام کرده اند
فرمان هايي که مرا در حصار هاي مکرر مي خواهند خسته ام کرده اند
شلاق هايي که مرا زن خوب فرمانبر پارسا مي خواهند خسته ام کرده اند
اندروني هاي تيره و بيروني هاي هيز خسته ام کرد ه اند
من در فرصت اين دات کام از اين خستگي با شما صحبت مي کنم
شما اسم اين خستگي را بگذاريد آويزان شدن به سي ماده کنوانسيوني که قرار است
انسانيت مرا به رسميت بشناسداسم
اين خستگي را بگذاريد تلافي عسر و حرج هايي که در طول تاريخ بر من رفته است.
اسم اين خستگي را بگذاريد بالا رفتن از پله هايي که پيش از من مرداني از آن بالا رفته اند و سر راه من تابلو ورود ممنوع کاشته اند
اما همه اينها دلتنگي هاي يک زن جهان سومي است که مي خواهد خط بکشد روي روايت هايي که مردها را برابرتر مي دانند
خانم ها و آقايان
يک زن مغرور جهان سومي با شما صحبت مي کند
زانوهاي اين زن مغرور از استخوان است
آرنج هاي اين زن مغرور از استخوان است
ستاره هاي سفيد تابستان
و ستاره هاي سفيد زمستان
به دور اين زن مغرور مدام مي چرخند
استخوان هاي اين زن مغرور
ارتعاش ستارگان را جواب مي دهند
در تابستان ستارگان از فکرهاي عميق سخن مي گويند
در زمستان ستارگان سخنراني هاي تابستان را تکرار مي کنند
زانو هاي اين زن مغرور
باخبرند از فکر ها
با خبرند از سخنراني هاي اين ستارگان تابستان و زمستان
خانم ها و آقايان
يک زن روشنفکر جهان سومي با شما صحبت مي کند
من به خاطر به دست آوردن همين فرصت دات کام تهمت ها شنيده ام، بازداشت شده ام
،شلاق خورده ام، سنگسار شده ام از حقوق يک انسان محروم بوده ام تا به شما بگويم
:خداوند ما را نه سنگ و نه درخت که انسان آفريد و انسان بر دو گونه است
زن و مرد

chECk Dis oUT.....

I have lost all my hope that there would ever be an understanding between sexes under one roof. Not that I had whole lots of hope B4, but, I thought the education could save it.
But I learned education on relationship makes one 2 be more equalizer than any thing. What we really need R women & men who would take punches of marriage/union good in return 4 some absurd benefits like hot sexual intercourse at earlier years 2 some companionship at later years. So the best a woman and a man can do iz 2 stay within the course so long they got love and respect. And 2 get out soon all that gone with that merciless hot winds of fire and misery. Life iz too short to stay in a bad relationship. Societies make it too damn big deal 4 divorce.
yeh..life iz 2 short 4 shit....
Try 2 find ur individuality,ur integrity, and make the effort of not compromising. Because the more u compromise the less u R an individual,u R only a cog in wheel,just..just a small part of the mob- not an individual in ur own beauty,in ur own right.
I am absolutely against compromise .Death iz far more beautiful than a life of compromise.
I know a sad little nymph
who lives in the sea
and plays the wooden flute of her heart
tenderly, tenderly....
sad little nymph...
dying at night of a kiss
and by a kiss reborn each day.

One window is sufficient

One window is sufficient
One window for beholding
One window for hearing
One window
resembling a well's ring
reaching the earth at the finiteness of its heart
and opening towards the expanse of this repetitive blue kindness
one window filing the small hands of loneliness
with nocturnal benevolence
of the fragrance of wondrous stars
and thereof,
one can summon the sun
to the alienation of geraniums.
One window will suffice me.

Cute tXT

got really cute txt lately...it'z little footprint which when u scroll down..its walks...den...after d end i txt sayz..." A lot of poeple will walk in & out of ur life but only true friendz will leave footprintz in ur heart" ....blah blah...
thankx man..dt wz damn cute.....luve it

Saturday, November 27, 2004

... بشنو حرفهاي تلنبارشده دلم را

كاش اونقدر سعي نمي كردي تعريفم كني ...من شتر گاو پلنگم ..نمي دونستي...؟ خودم را ضي ام از اين سردرگمي.... اين تويي كه با من مشكل داري .... كه بايد همه چيز از قبل تو دهنت تعريف شده باشه و بسته بندي شده باشه.....بعد تعجب ميكني وقتي دست ميكني تو كيفم و به هواي رژ لبم و به جاش چاقوي ضامن دار پيدا ميكني و با سردي ميگي...تو بايد پسر ميشدي ! ....كه لابلاي كتابهام دنبال فهيمه رحيمي و دانيل استيل ميگردي و پيدا نمي كني...و بعد چنين گفت زرتشت رو باز ميكني و بلند ميخوني : به سرا غ زنها كه ميروي ..شلا ق رو فراموش نكن
باور داشتم ...حالا كه حق انتخاب دارم..."بهترين رو" انتخاب كردم...با تمام سفرهاي دوردنيا يي كه از ش برام هي دم مي زدي...
با تحصيلاتي كه داري...با همه فرق داري...
باور داشتم كه همتاي خودم رو انتخاب كردم ...همينه .. آ ره خودشه...ولي نه ...بزار بريم زن ...اينم يار ما نشد...
آ ره...من شتر گاو پلنگم .من مسخ شده ام ...زن زندگي نيستم ..زن زندگي تو نيستم ...و هيچ كس ديگه ...بلد نيستم به كسي سرويس الكي بدم . از تن فروشي قانوني وشرعي هم بيزارم. قورمه سبزي هم كه بپزم مزه لجن مي ده...من زن زندگي كسي نيستم ..فقط و فقط زن زندگي خودمم ...تو آشفتگي هام ...تنهابزاريدم ..لطفا ! ...خب تو هم شدي مثل همه ......هيچ كس نمي فهمه ..تو هم مثل بقيه نفهم ...هيچ كس نمي پذيره ... تو هم مثل بقيه نپذير...هيچ كس باورنميكنه ...تو هم مثل بقيه باور نكن.... تو هم مثل بقيه.
خيلي وقت بود كه ميخواستم اينا رو بهت بگم...بدجوري تو دلم تلنبار شده بود...يه روز همه چي رو بهت ميگم...بايد بدوني....حتما
....

Thursday, November 25, 2004

SoME ThinG 2 THinK ABouT

ThinGS R cahngin...
but nothing changez..
& still R changez..
All our life V'll want 4 The Answer
And the question iz: WHY???
EVERYTHNG iz Possible
beyond the invisible
LOVE iz a crazy game
Itz real & pure
.............
............
Most of d energy V spend
Is like a footprint on moving Sandz
...
Try 2 live ur lost illusioNz
They R d spice of liFE...
......
There'z NO teAcheR
who can teAch anythinG NEW
HE/She can just help us 2 remember...
The thingz V alwayz knew.....


Sunday, November 21, 2004


EnJoY D Sydny'z sunShini Day Posted by Hello

Saturday, November 20, 2004

Hi bIrThDaY Gal

hi sweety...kissess...hugezzzzz...RoseZZ...yeh alameh

He said..."gush..u R really hard to get"..
She said: .."dats rite..check dis out ...dats my weblog Title as well"...lol
........
......He said again: u R a real teaz...
She said: oh u have nooo idea...my Middle name iz "man teazer" ...

dat wz one hell of a party

..still have a hang overz...dancing & drinkin till 3 am...not bad start for 36..wt u think...
need ro have more fun...dont U think..yeah

Tuesday, November 09, 2004

Im sad

dis saturday my close friend movez on 2 Melbourne.she wantz to live with her new man there..in some way im soo happy 4 her...but ..why d hell all my friendz leave sydney ???I know the train iz sucks....its well kinda expensive city..but sydney has a lot 2 offer...the third friend dis year...i guess im ganna really miss her...in d other way...i have some more reason 2 travel 2 melbourne in future...well C about dat

Saturday, November 06, 2004

Itz AlwAyz HarD 2 Get

ok ..here we goo now..i lways read stuff from d other web logers ..2 lazy or busy to make 4 my own..
but now dis iz it...first of ll wann tell dis b4 anything ..b4 start 2 write every time..dis is my weblog..i wanna write about my own ideas..so ...dear ..!!1.if u dont like it..tough...u can go somewhere else...
2morrow have to go to shopping and have a nice lunch with a friend in D city..
weekends R alwas great..but 2 short...get ready to work 4 mondy...